نَدعُوكم إلىٰ العلْم إلىٰ المعْرفة إلىٰ
الاخْتصاص إلىٰ الكفاءة العلْميَّة
لأنّهُ علىٰ أكْتافكم يُحفَظ التَّحْرير
وتحفَظ كُلّ هَذِه الإنْجازات وَأَمانَة
الشُّهداء
ما از شما میخواهیم که به دنبال
دانش بروید، تخصص کسب کنید
بهشایستگیهایعلمی دست یابید
چرا که آزادیو تمام ایندستاوردها
و امانت شهدا بر دوش شما حفظ
میشود | شهیدسیدحسن نصرالله
باید افرادِهوشمندِما،صاحبنظران
دلسوز ما بنشینند راه های تقویت
کشور را پیدا کنند. | امام خامنهای
میان صحنِ مجمع عمومی سازمان ملل آنجا که مثلا نمایندگانِ ملتها (به جز اندکی از آنان، تیکهی کلامم نثارِ مابقیشان) برای چاره اندیشیِ دردِ بشر گرد هم میآیند، باید گفت : یا ربّ چهقَدَر فاصلهی دست و زبان است !؟
به ياد يار و ديار
آن چنان بگريم زار . .
که از جهان ، . . .
رَه و رسمِ سفر براندازم!
من از ديارِ حبيبم؛
نه از بلادِ غريب . . .
مهيمنا !
به رفيقانِ خود رسان بازم.
•| مَلْجَأ |•
منطقه بوی باروت میدهد، اما عطرِ یاسِ سربند "یافاطمه"ی ما غالب است!
دعوا سرِ سربندِ یافاطمه(س) بود؟ هست! هنوز هم هست :)
بدون شعار عرض میکنم که "زندگی در این دوره افتخار است." وَ هرکدام از واژههای جملهی قبل مهم استُ تاکید به تک تک آن واژهها جدی است.
اولا باید بدانیم ساکن چه دورهای هستیم؟ نزاعِ حق و باطل به جدی ترین نقطه رسیده. سختی و رنج هست و چون هست یعنی در حال حرکتیم، در حال پیشرفتیم. امروز دشمن از هیچ انگیزهای برای تقابل با ما صرف نظر نکرده است. ترور، جنگ، بمباران، تحریم اقتصادی، جنگ روانی و..و..و.. .
ثانیا باید زندگی کرد. دقیقا در میان همین محاصرهها باید زندگی کرد. باید به این اصل واقف بود که ان مع العسر یسری یکی از سنتهای الهیِ زیستن در این دنیا است.
و ثالثا به زیست در این دوران باید افتخار کرد. نه اینکه از سرِ جبر تن به زنده ماندن بدهیم و از عالم و آدم طلبکار باشیم، بلکه از سرِ شوق زندگی کنیم و دستِ یاری به سوی همدیگر بگیریم. که همین روحیهی خانوادگی نقشههای دشمن را برهم میریزد. باید افتخار کرد به زیست در این دوره که تقابل جبهه حق و باطل به شدیدترین نقطهی نزاع رسیده. که هر کنشِ فردی و جمعیِ ما موثر است در این نزاع.
•| مَلْجَأ |•
برای ناوگان صُمود دعا کنیم. یقیناً دعا اثر دارد...
آیت الکرسی بخونیم براشون و بدرقه راهشون کنیم. تا دو سه ساعت دیگه یا به غزه میرسند و تاریخسازی میشه، یا هم نمیرسند و اسرائیل مهر یه جنایت دیکه میخوره به پیشونیش.
وقتی اسراییل کشتی اصلی کاروان صمود رو میگیره، بقیهی کشتیهایی که کمی دور تر بودند با وجود آگاه بودن از این اتفاق به راه خودشون ادامه دادند تا به اونها برسند. ولی با دستِ خالی و بستههای غذایی چطور میتونند با اسرائیلی که از هیچ جنایتی دریغ نمیکنه بجنگند؟ خودشون گفتند ما قصد جنگ نداریم فقط از آبهای آزاد کاملا قانونی میخوایم محاصره غزه رو بشکنیم و غذا به گرسنگان بدیم.
اما اسرائیل مگه قانون میفهمه؟ فقط در یک صورت میتونند از سدِ اسرائیل عبور کنند، که ملتها آگاه بشند و از دولتهاشون مطالبه کنند که یا روابطتو با اسرائیل قطع کن یا انقلاب میکنیم و میزاریمت کنار. وقتشه ملتها بیدار بشند و قیام کنند علیه این ظلمِ جهانی!