هنرِ زندگیِ آگاهانه و هشیار در عصرِ کنونی، داشتن ذهنِ جریان شناس است. جریانها را بشناسیم، طیف ها را ظاهری رصد نکنیم، مورد مداقه قرار دهیم. تحلیل کنیم. اتفاقات را صرفا در امروز نبینیم، ریشهیابی کنیم. ذهنِ جریان شناس، آدمِ هشیار میسازد.
ترم ۵ درسی دو واحدی داشتیم به نامِ "روش تحلیل سیاسی". استاد میگفت بای بسم اللهِ این کلاس این است که تحلیلگرِ نزدیک به طیفِ فکری خودتان را بیابید و هر جلسه خلاصه تحلیلاتش را ارائه دهید. راست میگفت. اگر میخواهی تحلیلگر شوی، باید اول بخوانی و بشنوی تا بفهمی.
اگر اهل سکوتیم و اخبار را دنبال نمیکنیم تا مبادا روحیهی لطیفمان خراش بردارد، باید به انسانیتمان شک کنیم.
یکی از ساکنانِ غزه نوشته بود : ما که میان آوار خانهها و زنگارِ سکوت زندگی میکنیم، هر روز صبح بقایای روحمان را مرتب میکنیم تا یک روز دیگر زنده بمانیم. میدانی بیدار شدن با خبرِ مرگِ به تاخیر افتاده یعنی چه؟ روی دیوارها مینویسیم : "ما هستیم" نه برای اینکه یادمان را جاودانه کنیم بلکه برای اینکه یادمان بیاوریم که هنوز زندهایم، حتی اگر موقتی! و جهان عرب؟ مثل یک فیلم طولانیِ خسته کننده ما را تماشا میکند.
یکی از خبرنگاران اهلِ غزه گفت : ما در غزه هستیم، اکثر مردم منتظر روز قیامت اند. ترسی نیست، مشتاقیم! مشتاقیم ببینیم خداوند چگونه حق ما را میگیرد. چگونه قضاوت خواهد کرد کسانی را که ما را کشتند، فرزندانمان را کشتند، و کسانی را که به تماشای ما ایستادند.
در غزه چه میگذرد؟ طفلی نشسته میان آوارههای خانهاش دست در قوطی خالی شیرخشک میبرد و از نبود پیمانهای که شکم گرسنهاش را سیر کند، بغض میکند و اشک میریزد.