#معجزه_هنگام_تولد
#راوی_خواهر_گرامی
#شهید_دفاع_مقدس
#محمدرضا_قائم_مقامی
ما هشت تا خواهر و برادر بودیم که شش تا از بچه ها در خرمشهر به دنیا آمدند و دو تای آخری در تهران متولد شدند. قدیم زیاد رسم نبود بچه ها را در بیمارستان به دنیا بیاورند. برای همین قابله را به خانه می آوردند تا کمک کند بچه را به دنیا بیاورد. در خرمشهر که بودیم یک خانم قابله ای بود که نامش معداسماعیل بود که به مادرم هم کمک می کرد که بچه هایش را به دنیا بیاورد. مادرم سر محمدرضا که باردار بود بخاطر یک سری مشکلات خیلی اذیت شد که مادرم فکر
می کرد محمدرضا سالم به دنیا نمی آید. اما به لطف خدا وقتی محمدرضا با یک معجزه الهی سالم به دنیا آمد باعث خوشحالی اهالی خانه شد. زمانی که محمدرضا به دنیا آمد بغیر از اینکه نوزاد هنگام تولد درون یک کیسه ی آب قرار دارد محمدرضا در بین یک پرده نازکی دیگری هم بود که این خود نشان از معجزه الهی داشت که به همه ما نشان دهد که چطور به طور ویژه این بچه را در شکم مادر حفظ کرده است. و بغیر از این پرده محافظ طفل؛ محمدرضا یک نشانه دیگری هم در زمان تولدش داشت که خانم قابله (معد اسماعیل) تا می بیند همانجا به مادرم می گوید: این پسر به یک جاهای خوبی می رسد و عاقبتش عاقبت خوبی است. برادرم محمدرضا بزرگ شد و با شهادتش جزو اولیاء خدا شد. و این همان عاقبت بخیری بود که به خواست خدا توسط معد اسماعیل مژده اش را به ما داده بودند و ما هر دو را به چشم خود دیدیم.
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398