قرارمان میانِ باران، زیرِ سقفِ آسمان
من و تو، گمشده در کوچههایِ بینشان
آمدی و شهر یکباره پر از عطرِ تو شد
ماه لرزید از تماشایِ تو در آن شبستان
قطرهها بر شانههایت شعر میخواندند و من
مانده بودم محوِ چشمانت، میانِ داستان
گفتم: «ای عشق، این شبِ بارانی تمامش نکن»
گفتی: «تا وقتی تو باشی، میمانم جاودان»
بعد از آن هر بار باران بر سرِ این شهر زد
میکشد قلبم مرا تا آن قرارِ عاشقان.
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این پیام رو فوروارد کن تا بر اساس وایبت، برات یه ادیت مثل بالا بسازم.
و بگم زبان عشق تو چیه؟
حتما جوین باش(برای تقدیمی جوین نشو از محتوا خوشت اومد فور بزن).
«لینک ها»
تموم چیزای خوبی که دارم خلاصه میشه توی سه کلمه. اون، اون، اون. اون خاص ترین فرد دنیاست. حاضرم تموم جهان رو بخاطرش با خاک و شیشه یکسان کنم. حاضرم هر شب با دامنِ قرمز تیرهام و کفش هایی که اون دوست داره، توی سالن راه برم و همراهش برقصم. حتی حاضرم با تموم آدم هایی که تا به حال حرف زدم، بخاطر اون دیگه حرف نزنم. حتی به جرعت میگم : میرم و توی تابوت میخوابم و خودمو زنده زنده خاک میکنم، فقط اگر اون بخواد.