eitaa logo
جَوانانِـ_مَــهـدَویَٺــ❥
2.6هزار دنبال‌کننده
9.8هزار عکس
3.6هزار ویدیو
39 فایل
◝یا‌اللہ‌اعتمدنـٰا‌علیك‌ڪثیرا◟ خدایا ، ما رو تو خیلۍ حساب ڪردیما ◠◠ - اینجافقط‌یہ‌ڪانال‌نیسٺ🍯 - اینجاتا‌نزدیڪی‌عرشِ‌خداپرواٰز ‌مۍ ڪنیم🕊 - یہ‌فنجون‌پاڪۍ☕ مهمون‌ ابجۍ‌ساداٺۍ: > خادم‌المهدی🌱↶ @Modfe313 مدیرتبادلات↓ @dokhte_babareza0313 کپی #حلال🙂
مشاهده در ایتا
دانلود
رمان آنلاین سرزمین عشق 🌹✨ رضا:ععع‌نرگس خندم.گرفت رضاهم‌اول‌رفت‌پیش‌عزیزجون‌دستشو بوسیدویه‌شاخه‌گل‌دادبه‌عزیزجون عزیزجون:دستت‌دردنکنه‌مادر بعدرفت‌سمت‌نرگس:بفرمایین‌تقدیم‌به‌ خواهرگلم نرگس‌هاجوواج‌مونده‌بود نرگس:داداش‌رهااونجاستااا،من‌نرگسم رضا:نمک‌نریزدختر،بگیر نرگس:دستت‌دردنکنه بعداومدسمتم‌گل‌وگرفت‌به‌سمتم تونگاهش‌پرازحرفای‌قشنگ‌بودولی‌جلوی‌ عزیزجون‌ونرگس‌حیاش‌اجازه‌گفتن‌نمیداد رضا:بفرمایید _خیلی‌ممنونم رضا:خوب‌بریم‌ناهاربخوریم‌که‌خیلی‌ گشنمه بعدازخوردن‌ناهار،بانرگس‌سفره‌روجمع‌ کردیم‌وشستیم بعدازشستن‌ظرفارفتم‌توی‌اتاق رضادرحال‌خوندن‌کتابی‌بودکه‌روی‌تخت‌ گذاشته‌بودمش _ببخشیدحوصله‌ام‌سررفته‌بودگفتم‌کتاب‌ بخونم رضا:عع‌ببخشیدچرا،کل.اتاق‌واسه‌شماست‌خانوووم حالاخوشت‌اومد؟ -زیادنخوندم‌ولی‌تاجایی‌روکه‌خوندم‌خیلی قشنگ‌بود