eitaa logo
🌺 زندگی قرآنی 🌺
1.7هزار دنبال‌کننده
570 عکس
535 ویدیو
2 فایل
با معارف قرآنی، مشكلات حل میشود. قرآن راه‌حل معضلات زندگی بشر را به فرزندان آدم هدیه میكند؛ این وعده‌ی قرآنی است... اقا سید علی @Rabia_lghoolob وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ...
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌿 قصه های مربوط به: علیه السلام 🔹ابراهیم علیه السّلام در مصر! «1»🔹 قحطی عمومی سرزمین شام را فرا گرفته، خشکسالی و گرانی همه را در مضیقه قرار داده و زندگی را در آن سرزمین بر مردم تنگ ساخته بود، لذا ابراهیم ناگزیر شد شام را به قصد مصر ترک کند. در این سفر ساره همسر ابراهیم نیز همراه او بود. ابراهیم در عصری وارد مصر شد که زمام امور مصر به دست یکی از سلاطین عمالیق عرب بود. و این دودمان چندین سال، روش استبدادی را پیشه خود ساخته بودند و بر مردم حکومت می کردند. ساره دارای جمالی خیره کننده بود و یکی از درباریان ناپاک سلطان، زیبایی ساره و حسن و جمال او را به اطلاع پادشاه رساند و او را فریفته جمال ساره ساخت و به تصاحب ساره ترغیب و تشویق کرد. باری تعریف این مامور، تمایلی در دل سلطان ایجاد و قلب او را تحریک کرد، لذا ابراهیم را احضار و از او سوال کرد: با ساره چه نسبتی داری؟ چه نوع خویشاوندی بین تو و او وجود دارد؟ ابراهیم مقصود او را دریافت و حاجت وی را فهمید، لذا ترسید اگر به او بگوید ساره همسر من است قصد جانش کند و برای دست یابی به ساره آن طرح را به اجرا گذارد و پس از من، ساره را به خود اختصاص دهد و به ازدواج خود وادارش سازد. در پی همین فکر بود که ابراهیم علیه السّلام گفت: «این زن خواهر من است.» زیرا همان طوری که بشر از جهت نسب و خویشاوندی می توانند خواهر و برادر باشند از جهت دین، زبان و انسانیت نیز می توانند خواهر و برادر یکدیگر باشند. زمامدار مصر که پنداشت ساره شوهر ندارد، به مامورین خود دستور داد که آن زن را به کاخ وی ببرند تا نقشه پلید خود را در مورد او اجرا کند. ابراهیم علیه السّلام فورا نزد همسر خود بازگشت و او را از جریان امر آگاه ساخت و از او خواست که حرف او را تصدیق کند و بگوید خواهر ابراهیم هستم تا اظهارات او تایید گردد. سپس ابراهیم علیه السّلام همسر خود را تسلیم تقدیر الهی کرد و از خدا خواست تا به لطف خود از او نگهداری و مراقبت نماید. منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه ----------------🌱🪴🌱------------- با ارسال این پست در ثواب نشر معارف قرآن کریم شریک شوید... 👇👇👇 ═✧❁🌸❁✧═ 🌱 @Zendegiqurane ═✧❁🌸❁✧═
🌿🌿 قصه های مربوط به: علیه السلام 🔹 مکر زلیخا در جلب توجه یوسف علیه السّلام «۲»🔹 از طرفی عزیز مصر همواره کرامت یوسف را پاس و او را محترم می داشت و با عزت با او رفتار می کرد و او را امین منزل خویش می دانست و یوسف علیه السّلام نمی تواند در چنین منزلی به او خیانت کند و با بی عفتی به همسر او نگاه کند. اما بی اعتنایی یوسف، آتش هوای نفس زن را دامن می زد و اعراض او، عشق سوزانش را شعله ورتر می ساخت و ناچار آنچه با اشاره طلب می کرد این بار با بیانی صریح و آشکار طلبید، برای رسیدن به مقصود جرأت بیشتری پیدا کرد و قهر یوسف، صبر و شکیبایی او را یکباره ربود و بی اعتنایی و نافرمانی یوسف برای او غیر قابل تحمل شد. زلیخا تصمیم خود را گرفت و خویشتن را برای مقصودی که داشت آماده ساخت. او برای وصول به هدف نفسانی، خود را از... (ادامه دارد...) منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه ؛ جادالمولى، محمد احمد، قصه هاى قرآنى ----------------🌱🪴🌱------------- با ارسال این پست در ثواب نشر معارف قرآن شریک شوید... 👇👇👇 ═✧❁🌸❁✧═ 🌱 @Zendegiqurane ═✧❁🌸❁✧═
🌿🌿 قصه های مربوط به: علیه السلام 🔹ماجرای گاو بنی اسرائیل «۲»🔹 موسی از خدای خود کمک طلبید تا مشکل قوم را حل کند. خدا دستور داد: گاو ماده ای را سر ببرید و به زبان کشته بزنید تا زنده شود و از قاتل خود خبر دهد. بنی اسرائیل که هنوز در گمراهی بودند و نیرو و قدرت خدا برای آنها قابل درک نبود، گمان کردند که موسی آنان را مسخره می کند و افکار آنان را سفیهانه می داند، لذا بار دیگر نزد موسی بازگشتند و موسی رو به آنان کرد و گفت: تمسخر، عادت جاهلان است و من به خدا پناه می برم که از آنها باشم. اگر بنی اسرائیل همان روزی که رسول خدا آنان را مأمور ساخته بود از دستور او پیروی می کردند و یک گاو را می کشتند، برای آنان کافی بود ولی بنی اسرائیل به بهانه جویی و لجاجت خود افزودند و خدا هم کارشان را مشکل تر ساخت و نشانه هایی برای گاوی که باید ذبح کنند قرار داد که یافتن آن برای بنی اسرائیل مشکل بود. بدون تردید این حادثه یک پیشامد فوق العاده و خارج از تصور و درک بنی اسرائیل بود. لذا با حیرت و تعجب پرسیدند: این گاو چگونه گاوی است؟ آیا از همین جنس معمول است که تاکنون، ما با آن سروکار داشته ایم و یا نژاد و مخلوق دیگری است که امتیاز و مزیت جدیدی دارد و مخصوص اعجاز است. خدا راه یافتن گاو را برای آنان توضیح داد: آن ماده گاوی است نه پیر و از کارافتاده و نه جوان کار نکرده، بلکه از جهت سن متوسط است. بنی اسرائیل با بهانه جویی از موسی خواستند تا رنگ گاو را نیز برای آنها بیان کند. موسی پاسخ داد، خدا می گوید: این گاو به رنگ زرد زرینی است که بینندگان را شادمان می سازد. بر حیرت بنی اسرائیل افزوده شد و از درک این الهام الهی عاجز ماندند، گویا چیزی نشنیده بودند و به خاطر نمی آوردند لذا بار دیگر سؤال خود را تکرار کردند و عذر خواستند که در شناسایی گاو درمانده اند و امید داشتند که به خواست خدا راهنمایی و ارشاد شوند. پاسخ آنان آمد «این گاو آن قدر رام نباشد که زمین شیار کند و آب به کشتزار بدهد، از هر عیبی پیراسته و تمام بدنش یکرنگ است و علامتی در آن وجود ندارد». بنی اسرائیل پس از سعی و تلاش فراوان، گاوی با این وصف را نزد یتیمی یافتند که خدا به گاو او برکت داده بود، لذا با پرداخت مبلغ هنگفتی گاو را از او خریدند و آن را کشتند و طبق دستور موسی عمل کردند و قاتل را یافتند و به مقصود خود رسیدند و از تحیر و تردید در آمدند. منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه ؛ جادالمولى، محمد احمد، قصه هاى قرآنى ◉●◉✿ا✿◉●•◦ ----------------🌱🪴🌱------------- با ارسال این پست در ثواب نشر معارف قرآن شریک شوید... 👇👇👇 ═✧❁🌸❁✧═ 🌱 @Zendegiqurane ═✧❁🌸❁✧═