eitaa logo
🌺 زندگی قرآنی 🌺
1.7هزار دنبال‌کننده
570 عکس
535 ویدیو
2 فایل
با معارف قرآنی، مشكلات حل میشود. قرآن راه‌حل معضلات زندگی بشر را به فرزندان آدم هدیه میكند؛ این وعده‌ی قرآنی است... اقا سید علی @Rabia_lghoolob وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ...
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌿 قصه های مربوط به: علیه السلام 🔹محاوره ابراهیم علیه السّلام با ستاره پرستان «۳»🔹 این طریقی دیگر از ارشاد و استدلال حکیمانه ابراهیم و روشی معتبر در سخنوری و ارشاد است. در کار ابراهیم علیه السّلام دقت کنید، ابتدا با عقاید آنان همصدا می شود و اعلان مخالفت نمی کند، افکار آنان را تقبیح و خدایانشان را تحقیر نمی کند و به این طریق توجه آنان را به خود جلب می کند لذا آنها به برهان او گوش می دهند، سپس بتدریج به تعریض و تنقیص عقاید ایشان می پردازد و به ابطال عقایدشان باز می گردد ولی این کار را بسیار ملایم و آرام انجام می دهد. این روش ابراهیم علیه السّلام دلیل صحت رأی و عمق بصیرت اوست، آنگاه که ستاره غروب کرد و در زیر افق مخفی شد، ابراهیم آن را جستجو کرد ولی بدیهی است که آن را نیافت. لذا گفت: خدایی که تغییرپذیر است، وضع و حال او عوض می گردد و نقل مکان می کند، محبوب من نیست سپس معترض خدایانشان گردید و با عیبجویی از آنان بغض و بیزاری خویش را از آنها اعلام نمود. پس از آن ابراهیم علیه السّلام طلوع ماه را نظاره کرد و متوجه شد نور آن از ستاره بیشتر و حجم آن نیز بزرگتر و نفعش زیادتر است، پس گفت: این ماه پروردگار من است تا در ظاهر با آنان هماهنگ گردد و قلوب آنان را متوجه خود سازد. چون ماه نیز غروب کرد و از چشمها پنهان گردید و نور آن خاموش گشت، ابراهیم گفت: «اگر پروردگار من، مرا هدایت نکند، من از قوم گمراهان خواهم بود.» ابراهیم که این سخن را گفت تا به آنان بفهماند که خدای یکتا سرچشمه هدایت نشده است و توفیق رهایی از شک و ضلال، به دست اوست. منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه ----------------🌱🪴🌱------------- با ارسال این پست در ثواب نشر معارف قرآن کریم شریک شوید... 👇👇👇 ═✧❁🌸❁✧═ 🌱 @Zendegiqurane ═✧❁🌸❁✧═
🌿🌺🌿🌺🌿🌺 قصه های مربوط به: علیه السلام 🔹 یوسف علیه السلام و زلیخا «۱»🔹 هنوز یوسف علیه السّلام از رنج به چاه افتادن نیاسوده بود و در منزل عزیز مصر آثار خستگی و آزردگی گذشته از چهره اش پاک نشده بود که خیاط روزگار جامه محنت دیگری بر اندامش دوخت تا با آزمونی جدید، عزم او را در تقرب و توجه به خداوند استوارتر کند. این بار دست روزگار، مصیبت را از دریچه زیبایی و حسن جمالش بر او وارد کرد و از جوانی و شادابی یوسف که برای هر کس سرمایه مباهات و کامرانی است برای او دردسر بزرگی فراهم کرد که مدتها در دام آن گرفتار بود و یوسف علیه السّلام در خانه عزیز مصر به کار خود مشغول شد و در فرصتهایی که پیش می آمد درایت، دوراندیشی، امانت داری و شایستگی های خود را آشکار می ساخت و بدین وسیله اعتماد عزیز را به خود جلب کرد و در سرای اختصاصی عزیز راه یافت. امانت داری و پاکدامنی یوسف سبب شد که در خانه عزیز به محل اشراف و آزادگان دست یابد و در قلب عزیز، مانند پسران نیک جای خود را باز کرد. (ادامه دارد...) منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه ؛ جادالمولى، محمد احمد، قصه هاى قرآنى ----------------🌱🪴🌱------------- با ارسال این پست در ثواب نشر معارف قرآن شریک شوید... 👇👇👇 ═✧❁🌸❁✧═ 🌱 @Zendegiqurane ═✧❁🌸❁✧═
🌿🌿 قصه های مربوط به: علیه السلام 🔹سرگردانی بنی اسرائیل «۱»🔹 در عصر بنی اسرائیل قوم دیگری که خدا آنان را برگزیده باشد و از منافع جهان برخوردار و نعمتهای الهی بر آنان جاری باشد و برای برکات زمین انتخاب شده باشند وجود نداشت. خدا آنان را پس از سالها گرفتاری در ظلم و ستم فرعون نجات داد، سپس فرعون را در مقابل دیدگان ایشان به هلاکت رساند و پس از آن آزادشان ساخت، آزادی آنان پس از سالیان متمادی بندگی و ذلت، نصیبشان گشت. آنها قومی گمراه و نادان بودند و خدا پیغمبرانی را از بین آنها برگزید که آنان را راهنمایی نمایند و چون در آن بیابان بی آب و علف از او آب طلبیدند که از عطش رها شوند، سنگ را برایشان شکافت تا دوازده چشمه آب از آن جاری شد و برای قوت و روزی آنها «منّ» و «سلوی» (مرغ بریان و ترنجبین) را برایشان نازل ساخت و نعمتهایی به بنی اسرائیل بخشید که به هیچیک از جهانیان نداده بود. خدا برای تکمیل نعمت و اتمام مرحمت و احسان به قوم بنی اسرائیل، به موسی وحی کرد که آنان را به سرزمین مقدس (شام) کوچ دهد، سرزمین مقدس همان سرزمین موعودی است که خدا به ابراهیم خلیل وعده داد که آن را ملک اولاد صالح وی قرار دهد و به پیروان دین وی واگذار نماید. اما بنی اسرائیل به علت تحمل ستمگری فرعونیان و ظلم پیاپی آنها، به خواری و پستی عادت کرده بودند، حلقه غلامی را در بینی و طوق بندگی را بر گردن خود می دیدند و تدبیر زندگی از آنها سلب شده بود و آماده هر ذلتی بودند، تا جایی که به شکنجه خو گرفته بودند و ضعف و درماندگی برای آنان مطلوب بود. آری: من یهن یسهل الهوان علیه ما لجرح بمیت إیلام (کسى که به ذلت خو گرفته، تحمل خوارى برایش آسان است، همان گونه که مرده درد زخم را احساس نمى کند) قوم بنی اسرائیل به محض اینکه شنیدند باید برای تصرف سرزمین پربرکت اریحاء با طایفه حیثیان و کنعانیان بجنگند و آنها را از سرزمین های خود بیرون کنند، وحشت زده و هراسناک شدند و از روی ضعف و زبونی گفتند: «در آن سرزمین قومی ظالم و ستمگر زندگی می کنند و ما هرگز به آن شهر داخل نمی شویم مگر آنکه ایشان آن شهر را ترک کنند، در آن صورت ما با رغبت به آن وارد می شویم.» (ادامه دارد...) منبع: کتاب قصه های قرآن؛ زمانی، مصطفی، پایگاه اطلاع رسانی حوزه ؛ جادالمولى، محمد احمد، قصه هاى قرآنى ◉●◉✿ا✿◉●•◦ ----------------🌱🪴🌱------------- با ارسال این پست در ثواب نشر معارف قرآن شریک شوید... 👇👇👇 ═✧❁🌸❁✧═ 🌱 @Zendegiqurane ═✧❁🌸❁✧═