🔰این سوره در مکّه نازل شده و هشتاد و سه آیه دارد و به نام اوّلین آیه اش که از حروف مقطّعه است،نامگذاری شده است.
🔰مطالب این سوره بر محور عقاید است و تعلیم آن به فرزندان و هدیه کردن ثواب قرائت آن به مردگان سفارش شده است.
🔰این سوره با گواهی خداوند به رسالت پیامبر اسلام آغاز و با بیان رسالت سه تن از پیامبران الهی ادامه می یابد.
✍در بخشی از این سوره،به برخی از آیات عظمت پروردگار در هستی به عنوان نشانه های توحید اشاره شده و در بخش دیگر،مسائل مربوط به معاد،سؤال و جواب در دادگاه قیامت و ویژگی های بهشت و دوزخ مطرح شده است.
👌در روایات از سوره یس به عنوان« #قلب_قرآن»یاد شده است.
🔰بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
🔰یس«1» وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ«2»
یا،سین.سوگند به قرآن(محکم و)حکمت آموز.
إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ«3» عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ«4»
که همانا تو از پیامبرانی.بر راه راست هستی.
✍نکته ها:
🔺به گفته ی روایات،یس نام مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله است.
🔻کلمه«حکیم»هم می تواند به معنای ذوالحکمه باشد و هم به معنای #محکم،نظیر آیه اول سوره هود که می فرماید: «أُحْکِمَتْ آیاتُهُ» یعنی آیات قرآن محکم است.
🔺راه مستقیم،راهی نیست که پس از پیمودن تمام آن به مقصد برسیم،بلکه به هر مقدار که برویم به بخشی از مقصد رسیده ایم.مانند تحصیل علم که به هر مقدار پیش برویم،به همان میزان به علم دست یافته ایم.
🔻در برابر انواع تهمت ها که به پیامبر،شاعر،کاهن،ساحر و مجنون می گفتند،خداوند حکیم سوگند به قرآن حکمت آمیز بر رسالت پیامبر تأکید می کند.
✍پیام ها:
1- در قرآن باطل راه ندارد و تمام آن محکم و استوار است. «وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ»
2- سوگند به قرآن آنهم از سوی #خداوند،بیانگر عظمت و قداست آن است. «وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ»
3- در برابر هجوم #تهمت ها و تضعیف های ناروا،حمایت های صحیح و همه جانبه ضرورت دارد. «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»
4- مردان خدا در طول #تاریخ تنها نیستند و در کنار سایر فرستادگان الهی هستند.
«لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»
5-راه پیامبر همان راه خداست. «إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[3]، إِنَّکَ ... عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ (راه مستقیم،راه خدا و رسول اوست.)
6- برای #موفقیّت سه چیز لازم است:
الف:برنامه مدوّن«قرآن حکیم»
ب:مجری و رهبر آگاه «لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ»
ج:راه روشن. «صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»
7- اساس عقیده باید #محکم باشد.(خدای حکیم،قرآن حکیم و پیامبر آموزگار حکمت). «یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ»
تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ«5»
قرآن از جانب خداوند قادر مهربان نازل شده است.
✋دوران خلیفۀ دوم
♦️امام(علیهالسلام) در بخش دیگری از این خطبه به دوران خلیفه دوّم اشاره کرده، میفرماید: «این وضع همچنان ادامه داشت تا نفر اوّل به راه خود رفت (و سر به تیره تراب نهاد)» (حتّی مضی الاوّل لسبیله) همان راهی که همه میبایست آن را بپیمایند. سپس میافزاید: «و او بعد از خودش خلافت را به آن شخص (یعنی عمر) پاداش داد!» (فادلی بها الی فلان بعده).
♦️«ادلی» از ماده «دلو» گرفته شده است و همانگونه که با دلو و طناب آب را از چاه میکشند این واژه در مواردی به کار میرود که چیزی را بهعنوان جایزه یا رشوه یا حقالزحمه به دیگری بدهند، قرآن مجید میگوید: «وَ تُدْلُوا بِها إِلَی الْحُکّامِ».
📭در اینجا «ابن ابیالحدید معتزلی» میگوید:
❌خلافت خلیفه دوّم در حقیقت پاداشی بود که خلیفه اوّل در برابر کارهای او داد. او بود که پایههای خلافت «ابوبکر» را #محکم ساخت و بینی مخالفان را بر خاک مالید،
❌ شمشیر «زبیر» را شکست و «مقداد» را عقب زد و «سعدبنعباده» را در سقیفه، لگدمال نمود و گفت: «سعد» را بکشید! خدا او را بکشد! و هنگامی که «حباب بن منذر» در روز «سقیفه» گفت: آگاهی و تجربه کافی در امر خلافت نزد من است «عمر» بر بینی او زد و وی را خاموش ساخت.
❌کسانی از هاشمیّین را که به خانه «فاطمه» (علیهالسلام) پناه برده بودند با تهدید خارج کرد و سرانجام مینویسد: «و لولاه لم یثبت لابی بکر امر و لا قامت له قائمه، اگر او نبود هیچ امری از امور ابوبکر ثبات پیدا نمیکرد و هیچ ستونی برای او برپا نمیشد».
👈از اینجا روشن میشود که تعبیر به «ادلی» چه نکته ظریفی را در بر دارد، سپس امام به گفته شاعر (معروف) «اعشی» تمثل جست (ثمّ تمثّل بقول الاعشی):
شتّان ما یومی علی کورها
و یوم حیّان اخی جابر
بسی فرق است تا دیروزم امروز
کنون مغموم ودی شادان و پیروز
♦️اشاره به اینکه من در عصر رسول خدا چنان محترم بودم که از همه به آن حضرت نزدیکتر، بلکه #نفس رسول خدا بودم؛ ولی بعد از او چنان مرا عقب زدند که منزوی ساختند و خلافت رسول خدا را که از همه برای آن سزاوارتر بودم یکی به دیگری تحویل میداد.
♦️بعضی نیز گفتهاند منظور از تمثّل به این شعر مقایسه خلافت خویش با خلفای نخستین است که آنها در #آرامش و آسایش بودند؛ ولی دوران خلافت امام بر اثر دور شدن از عصر پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و تحریکات گسترده دشمنان، مملوّ از طوف آنها و حوادث دردناک بود (البته این در صورتی است که اعشی حال خود را با حال شخص حیان مقایسه کرده باشد)
♦️سپس امام به نکته شگفتانگیزی در اینجا اشاره میکند و میفرماید:
«شگفتآور است او که در حیات خود از مردم میخواست عذرش را بپذیرند و از خلافت معذورش دارند، خود به هنگام مرگ عروس خلافت را برای دیگری کابین بست!» (فیا عجبا! بینا هو یستقیلها فی حیاته اذ عقدها لآخر بعد وفاته).
♦️این سخن اشاره به حدیث معروفی است که از ابوبکر نقل شده که در آغاز خلافتش خطاب به مردم کرد و گفت: «اقیلونی فلست بخیرکم، مرا رها کنید که من بهترین شما نیستم» و بعضی این سخن را بهصورت دیگری نقل کردهاند: «ولّیتکم و لست بخیرکم؛ مرا به خلافت برگزیدهاند درحالیکه بهترین شما نیستم.»
♦️این روایت به هر صورت که باشد نشان میدهد که او مایل به قبول خلافت نبود یا به گمان بعضی بهخاطر اینکه نسبت به آن بیاعتنا بود و یا با وجود علی (علیهالسلام) خود را شایسته این مقام نمیدانست، هر چه باشد این سخن با کاری که در پایان عمر خود کرد سازگار نبود و این همان چیزی است که علی (علیهالسلام) از آن ابراز شگفتی میکند که چگونه با این سابقه، مقدّمات انتقال سریع خلافت را حتی بدون مراجعه به آرا و افکار مردم برای دیگری فراهم میسازد.
♦️در پایان این فراز میفرماید: «چه قاطعانه هر دو از خلافت، بهنوبت، بهرهگیری کردند و پستانهای این ناقه را هر یک به سهم خود دوشیدند» (لشدّ ما تشطّرا ضرعیها). «ضرع» به معنای پستان است و «تشطّرا» از ماده «شطر» به معنای بخشی از چیزی است.
♦️این تشبیه جالبی است از کسانی که بهتناوب از چیزی استفاده میکنند؛ زیرا ناقه (شتر ماده) دارای چهار پستان است که دوبهدو پشتسرهم قرار گرفتهاند و معمولاً هنگام دوشیدن دوبهدو میدوشند و به همین دلیل در عبارت امام(علیهالسلام) از آن تعبیر به دو پستان شده است و تعبیر به «تشطّرا» اشاره به این است که هر یک از آن دو، بخشی از آن را مورداستفاده قرار داده و بخشی را برای دیگری گذارده است و بههرحال این تعبیر نشان میدهد که برنامه از پیش تنظیم شده بود و یک امر تصادفی نبود.
📚همراه با نهجالبلاغه وصحیفه
@a_fatemi24
┄┄┅═✧❁🌹💎🌹❁✧═┅