+ ببخشید شما عموی منو ندیدین؟
- عموی تو کیه؟
+ نمیدونم، اما هر شب میاد و برامون نون و خرما میاره.
- آهان، عزیزم اون دیگه نمیاد.
+ چرا، مطمئنم میاد. یه خبر خوب براش داشتم، میخواستم خوشحالش کنم.
- کدوم خبر؟
+ میخواستم خبر مرگ علی رو بهش بدم. مادرم هر شب که عمو بهمون سر میزد، علی رو نفرین میکرد.
- عموی تو هم علی رو نفرین میکرد؟
+ آره، میگفت: خدایا زودتر مرگ علی رو برسون.💔
#علویات
#نغز
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
کُلُّنا عُیوبٌ لَولا سِترُ الله... #نغز #عربیات #إلهیات •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
هیچ از مرگ نترسم که مرا موقع مرگ دیده روشن شود از دیدن رخسار علی... 🌱مهجور نجف #شعر #ارسالی #علوی
۱. منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم
دل و جان را ز تو دیدم دل و جان را به تو دادم
۲. کتب العشق بانی بهوی العاشق اعلم
فالیه نتراجع و الیه نتحاکم
۳. چو شراب تو بنوشم چو شراب تو بجوشم
چو قبای تو بپوشم ملکم شاه قبادم
۴. خدعونی نهبونی اخذونی غلبونی
وعدونی کذبونی فالی من اتظلم
۵. نه بدرّم نه بدوزم نه بسازم نه بسوزم
نه اسیر شب و روزم نه گرفتار کسادم
۶. نفس العشق عتادی و عمیدی و عمادی
فمن العشق تدثّر و من العشق تختّم
۷. روش زاهد و عابد همگی ترک مراد است
بنما ترک چه گویم چو تویی جمله مرادم
۸. لک یا عشق وجودی و رکوعی و سجودی
لک بخلی لک جودی و لک الدهر منظم
۹. چو مرا دیو ربودی طربم یاد تو بودی
تو چنانم بربودی که بشد یاد ز یادم
۱۰. الف الدهر بعادی جرح البعد فؤادی
فقد النوم وسادی و سعاداتی نوم
۱۱. چو بسازیم چو عیدم چو بسوزیم چو عودم
ز تو گریم ز تو خندم ز تو غمگین ز تو شادم
۱۲. بک احیا و اموت بک امسک و افوت
بک فی الدهر سکوت بک قلبی یتکلم
🌱 مولانا
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
۱. منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم دل و جان را ز تو دیدم دل و جان را به تو دادم ۲. کتب العشق
ترجمه ابیات عربی:
۲. عشق نوشت: «من از علاقه عاشق باخبرترم». پس به او مراجعه میکنیم و قضاوت را به او میسپاریم.
۴. به من نیرنگ زدند، غارتم کردند، مرا گرفتند و بر من چیره شدند. به من وعده دادند و دروغ گفتند، به چه کسی از ظلم شکایت کنم؟
۶. نفَسهای عشق، ستون و پایه و تکیهگاه من است. پس لباس عشق بپوش و انگشتر عشق در انگشت کن.
۸. ای عشق، وجود من، رکوع من و سجود من همه از آن توست. بخل ورزیدن و بذل و بخششم برای توست، و روزگار به خاطر تو منظم شده است.
۱۰. روزگار به فراق کشیدنم عادت کرده است. دوری بر قلبم زخم زده است. بسترم رنگ خواب را به خود ندیده و کامیابی مرا به خواب سپرده است.
۱۲. به خاطر تو زندگی میکنم و میمیرم. برای تو میگیرم و از دست میدهم. دلم با تو در همه روزگار ساکت میماند و با تو سخن میگوید.
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•