با گریه تا به علقمه از بس دویدهام
مثل دل شکسته کنارت تپیدهام
گریه امان نداد که بهتر ببینمت
آه از برادری که پراکنده دیدهام
یک عمر سر به زیر نشستی کنار من
حالا منم که سر به خجالت کشیدهام
دنبال غارت حرمند و ندیدهاند
غارت زده منم که تو را داغ دیدهام
ای دست و دل بریده ز دنیا نگاه کن
از بس صدای خنده شنیدم بریدهام
پاشو گره گشا گره افتاده در حرم
من حرف گوشواره و غارت شنیدهام
هر نیزه یک هجای تو را قطعه قطعه کرد
مصرع به مصرع است تنت ای قصیدهام
🌱وحیدعظیمپور
#شعر
#قمریات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
جناب نظامی میگه:
بگفتا دل ز مِهرش کی كُنی پاک؟
بگفت آنگه كه باشم خفته در خاك...
ولی جناب همدانی میگه:
گر خاک شوم، در طلب توست غبارم
مجنون تو را مرگ هم از پا ننشاند...
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هرکسی به اندازهی بهرهی وجودیش غم کربلا رو درک میکنه!
به فدای کسی که خودش رو اینطور به عالَم معرفی میکنه:
ألا یا أهل العالم!
إن جدی الحسین، قتلوه عطشانا...
صدقه برای تسلّی قلب حضرت حجت فراموش نشه...
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینبار بیمقدمه از سر شروع کرد
این روضهخوان پیر از آخر شروع کرد
مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را
از جای بوسه های پیمبر شروع کرد
از تل دوید مرثیه ی قتلگاه را
از لابلای نیزه و خنجر شروع کرد
از خط به خط مقتل گودال رد شد و
با گریه از اسیری خواهر شروع کرد
اینجا چقدر چشم حرامی به خیمه هاست!
طاقت نداشت از خط دیگر شروع کرد
زیر عبا گرفت سرش را و صیحه زد
از روضه های سیلی و معجر شروع کرد
برگشت، روضه را به تمامی دشت برد
از ارباً اربنِ تن اکبر شروع کرد...
لب تشنه بود خیره به لیوان و آب شد
از التهاب مشک برادر شروع کرد
هی دست را شبیه به یک گاهواره کرد
از لای لایِ مادر اصغر شروع کرد
تیر از گلوی کودک من در بیاورید!
هی خواند و گریه کرد و مکرر شروع کرد
غش کرد روضهخوان نفسش با شماره شد
مدّاحی از کنارهی منبر شروع کرد:
ای تشنهلب حسین من ای بیکفن حسین!
دم را برای روضهی مادر شروع کرد
یک کوچه وا کنید که زهرا رسیده است
مداح بی مقدمه از در شروع کرد...
🌱محسن ناصحی
#شعر
#حسینیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•