هدایت شده از آوارگیها
تا پلک بر هم میزدی دنیا غزل میشد
شاعر شدن با چشمهایت محتمل میشد
شاید کبوتر با کبوتر باز با باز است
با تو عقاب و هوبره ضربالمثل میشد
می شد، ولی، شاید، اگر، اما، نباید، حیف
ای کاش بانوی غزل مرد عمل میشد
میشد؟ نمیشد؟ هر چه میشد، هر چه بادا باد
دنیا به کام ما نشد، دل لااقل میشد...
🌱 علی صفری
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم...
زان دو لبِ شیرینت صد شور برانگیزم
گر قصد جفا داری، اینَک من و اینَک سر
ور راه وفا داری، جان در قدمت ریزم
بس توبه و پرهیزم، کز عشق تو باطل شد
مِنبَعد بدان شرطم، کز توبه بپرهیزم
سیمِ دل مسکینم، در خاک درت گم شد
خاک سر هر کویی، بیفایده میبیزم
گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز
فرمان برمت جانا، بنشینم و برخیزم
گر بیتو بود جنت، بر کنگره ننشینم
ور با تو بود دوزخ، در سلسله آویزم
🌱جناب سعدی
#شعر
#خوشنویسی
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
مَنْ أَحَبَّ شَيْئاً لَهِجَ بِذِكْرِهِ. كسی كه عاشق چیزی باشد، شیفتهی ذکر و ياد آن میشود. 🌱أمیر
دید مجنون را یکی صحرا نورد
در میان بادیه بنشسته فرد...
کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم
میزند با اشک خونین این رقم...
گفت ای مجنون شيدا، چيست اين؟
مینویسی نامه، بهر کيست اين؟
گفت مشق نام ليلی میکنم
خاطر خود را تسلی میکنم
چون ميسر نيست من را کام او
عشق بازی میكنم با نام او...
🌱عبدالرحمن جامی
#شعر
#شطحیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
ما را به جز خیالت فکری دگر نباشد...
در هیچ سر خیالی زین خوبتر نباشد
کی شبروان کویت آرند ره به سویت
عکسی ز شمع رویت تا راهبر نباشد
ما با خیال رویت منزل در آبِ دیده
کردیم تا کسی را بر ما گذر نباشد
در کوی عشق باشد جان را خطر اگر چه
جایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد
دانم که آهِ ما را باشد بسی اثرها
لیکن چه سود وقتی کز ما اثر نباشد؟
در خلوتی که عاشق بیند جمال جانان
باید که در میانه غیر از نظر نباشد
🌱سلمان ساوجی
#خوشنویسی
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•