هدایت شده از ...دیوارِ دِل...
برایش شعر خواندم تا رقیبم پیش شاعرها...
بگوید عاشقش او را هنرمندانه میخواهد!...
@Divaredel
هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیست
هم موقع سفر چمدانم نبود و نیست
پشت سرم شب سفر آبی نریختهاند
یعنی که هیچکس نگرانم نبود و نیست
رفتم و سخت معتقدم عشق لقمهای است
که هیچوقت قدر دهانم نبود و نیست
گفتند آفتاب تو در پشت ابرهاست
ابری در آسمان جهانم نبود و نیست
انگار هیچوقت به دنیا نبودهام
درهیچ جای شهر نشانم نبود و نیست
در دفتر همیشه نوِ خاطراتِ من
چیزی برای اینکه بخوانم نبود و نیست
قصدم نوشتن غزل است و نوشتههام
حتی شبیه آن به گمانم نبود و نیست
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
+هیچی در بساطم نمونده جز گناه و اشتباه، دیگه نمیتونم ادامه بدم... _تنها چیزی که برای ادامه دادن نی