هدایت شده از آوارگیها
یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست
کنج زندان بلا گریهی باران کم نیست
سامرائی شده ام، راه گدایی بلدم
لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست
قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند
بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست
یازده بار به جای تو به مشهد رفتم
بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست
سید حمیدرضا برقعی
#شعر
#عسکریات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
يا راحِلاً وَ جَميلُ الصَّبْرِ يَتْبَعُهُ!
هَلْ مِنْ سَبيلٍ إلَي لُقْياكَ يَتَّفِقُ؟
ای كسی كه از ميان ما كوچ كرديی و رفتی!
و به دنبال رفتنت توان صبر ما را هم با خودت بردی!
آيا گهگاهی ممكنست كه راهی به سوی ملاقات و زيارتت پيدا كنيم؟!
ما أنْصَفَتْكَ جُفوني وَ هْيَ داميَةٌ؛
وَ لا وَفَي لَكَ قَلْبي وَ هْوَ يَحْتَرِقُ...
گوشهی چشمان من به جای اشک، خون ميریزد. قلب سوزان من شعلهور و گداخته شده است،
ولی با این حال میدانم که حق تو را به جا نیاوردم.
🌱ابن فارض
#شعر
#مهدویات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
و بِمَا شِئْتَ في هَواكَ اختَبِرْنِي
فاختياري ما كان فيِه رِضَاكَا
با هرچیزی که میخواهی مرا امتحان کن، من چیزی را انتخاب میکنم که رضای تو در آن باشد.
فعلى كُلّ حالَةٍ أنتَ مِنّي
بيَ أَوْلى إذ لم أَكنْ لولالكا
در هر حالی تو از من به من اولی هستی، چرا که اگر تو نباشی من معنایی ندارم.
فاتّهامي بالحبّ حَسْبي وأنّي
بَيْنَ قومي أُعَدّ مِنْ قَتْلاَكَا
اینکه مرا متهم به عشق تو میکنند مرا کافیست، من در میان قومم از کشتگان تو محسوب میشوم.
أبْقِ لي مقْلَةً لَعَلّيَ يوماً
قبل مَوتي أَرَى بها مَنْ رآكا
سیاهی چشمانم را تا آخر عمرم باقی بگذار، شاید روزی قبل از مرگم، کسی را ببینم که تو را دیده باشد.
🌱ابن فارض
#شعر
#مهدویات
#عربیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
تغییر گاهی وقتها شیرین است و گاهی هم تلخ
گاهی باید؛
دل بِکَنی
بِبُری
بِگذری
از همه چیز و شاید هیچ چیز...
اصلا چه کسی همه چیز را معنا داده است؟
همه چیز یعنی چه؟
شاید خاطراتت
شاید دلبستگیهایت
شاید یادگاریهایت
و هزاران شاید دیگر که چمدانی میشوند پر از همه چیز...
و همیشه همراهت در جای جای زندگی
گاه خالی است
و گاهی لب به لب آن پر
اما عزیز من
کاش چمدان دلت پر نباشد..
کاش لبریز نباشند از غم و حسرت و دلتنگی
که اگر هم بود،
کاش سریعتر شُره کند آن همه غصه ای که دارد میشود قصه تو...
کاش شُره کند آن همه خیال و خاطره.
دست هم را بگیرند و بروند و از دلت
دور شوند...
بروند همان جایی که بودند...
جوری بروند که هر وقت برگشتی و
پشت سرت را نگاه کردی، لبخند بزنی و بگویی:
خاطراتی که هرگز نبودند...
🌱یگانه ابریشمچی، از آن روزهای پر از تغییر
#حکیمانه
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•