eitaa logo
آوارگی‌ها
552 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
173 ویدیو
91 فایل
باشد تا مرهمی باشد، بر افکار و خطورات گاه و بی‌گاه، بر دلتنگی عاشقانه‌ها، بر گوش‌نوازترین شعر‌ها، بر روایات و حکیمانه‌ها، بر الهامات و خواب‌ها؛ تا مرهمی باشد بر آوارگی‌ها... 💠تحصیل و طهارت: 🔹 @mtganjali ♦️ارتباط: 🔸 @Sheikhtaha 🔸 @Sina_d02
مشاهده در ایتا
دانلود
«بَعَثَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ غُلاَماً لَهُ فِي حَاجَةٍ فَأَبْطَأَ، فَخَرَجَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلَى أَثَرِهِ لَمَّا أَبْطَأَ، فَوَجَدَهُ نَائِماً فَجَلَسَ عِنْدَ رَأْسِهِ يُرَوِّحُهُ حَتَّى اِنْتَبَهَ، فَلَمَّا تَنَبَّهَ قَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: يَا فُلاَنُ وَ اَللَّهِ مَا ذَلِكَ لَكَ تَنَامُ اَللَّيْلَ وَ اَلنَّهَارَ لَكَ اَللَّيْلُ وَ لَنَا مِنْكَ اَلنَّهَارُ» امام صادق(عليه السّلام) يكى از غلامان خود را دنبال كارى فرستاد و او دير كرد، امام به دنبالش رفت، او را ديد كه خوابيده است، بالاى سرش نشست و او را باد زد تا اینکه بيدار شد، چون بيدار شد، امام صادق(عليه السّلام) به او فرمود: اى فلانى! به خدا تو حق ندارى كه هم شب را بخوابى و هم روز را، شب براى تو و روز براى ماست. 📚اصول کافی، ج۲، ص۱۱۲ پ.ن: ما نوکران این بارگاهیم؛ نکند شب ها و روزها بگذرد و ما غرق در دل‌مشغولی های خودمان باشیم و برای آنچه ما را در پی آن فرستاده‌اند بهائی قائل نباشیم...
آقا خدا نیاورد آن روز را که من سرگرم می‌شوم به گناهی، ببینمت با این دل سیاه و تباهم چه دلخوشم بر این خیال کهنه واهی ببینمت
VetrThree.mp3
زمان: حجم: 11M
The little girl was hugging her father and playing with his tousled, dusty hair. Listening to his tender lullaby, she soared with him into the sky.
VetrWhenIHearYourName-Remix.mp3
زمان: حجم: 10.2M
A smiling face Is on the screen But there’s no room in my burning heart for icy words
من همان سرباز از لشگر جدا افتاده‌ام می‌کُشی آخر مرا یا که اسیرم کرده‌ای؟
قسم به کتری جوشیده در حسینیه؛ که با کسی که نخواهد تو را، نمی‌جوشم حرام بادم اگر روضه را به نان بفروشم اگر که اشک غمت را به این و آن بفروشم
أَخِلّائی وَ أَحْبابی ذَروا مِنْ حُبِّهِ مابی مَریضُ العِشْقِ لا یَبْری وَ لا یَشْکو إِلَی الرّاقی نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد تو را گر خواب می‌گیرد نه صاحب درد عشاقی قدح چون دور ما باشد به هشیاران مجلس ده مرا بگذار تا حیران بماند چشم در ساقی سعدی
سخت ترین کار تو زندگی؟ از قلب بیرون کردن کسی که اصلا با اجازه تو وارد نشده بود...
کِی شود حُر شَوَم و توبه‌ی مردانه کنم؟ سینه ام را ز چه مَنزلگهِ بیگانه کنم؟ سینه ویران شده‌ی توست به والله حسین گنج را من طلب از سینه‌ی ویرانه کنم‌ ای تو مستانگی من! چه لزومی دارد عشقِ تو باشد و من باده به پیمانه کنم میروَم هیئت و در بَدو ورودَم زین پَس مشکلی نیست اگر نیّت میخانه کنم آه اگر شمع تویی تا به اَبد شرمَم باد خنده بَر حالِ پُراز گریه‌ی پروانه کنم‌ ای سَرِ نیزه نشین کاش نسیمی بودم تا که گیسویِ پریشانِ تو را شانه کنم بار‌ها توبه شکستَم تو، ولی بخشیدی کِی شَوَد حُر شَوَم و توبه‌ی مردانه کنم؟! •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
خرم آن روز کز این مرحله بربندم بار و از سر کوی تو پرسند رفیقان خبرم