«بَعَثَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ غُلاَماً لَهُ فِي حَاجَةٍ فَأَبْطَأَ، فَخَرَجَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلَى أَثَرِهِ لَمَّا أَبْطَأَ، فَوَجَدَهُ نَائِماً فَجَلَسَ عِنْدَ رَأْسِهِ يُرَوِّحُهُ حَتَّى اِنْتَبَهَ، فَلَمَّا تَنَبَّهَ قَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: يَا فُلاَنُ وَ اَللَّهِ مَا ذَلِكَ لَكَ تَنَامُ اَللَّيْلَ وَ اَلنَّهَارَ لَكَ اَللَّيْلُ وَ لَنَا مِنْكَ اَلنَّهَارُ»
امام صادق(عليه السّلام) يكى از غلامان خود را دنبال كارى فرستاد و او دير كرد، امام به دنبالش رفت، او را ديد كه خوابيده است، بالاى سرش نشست و او را باد زد تا اینکه بيدار شد، چون بيدار شد، امام صادق(عليه السّلام) به او فرمود:
اى فلانى! به خدا تو حق ندارى كه هم شب را بخوابى و هم روز را، شب براى تو و روز براى ماست.
📚اصول کافی، ج۲، ص۱۱۲
پ.ن:
ما نوکران این بارگاهیم؛
نکند شب ها و روزها بگذرد و ما غرق در دلمشغولی های خودمان باشیم و برای آنچه ما را در پی آن فرستادهاند بهائی قائل نباشیم...
#روایت
#خطورات
VetrThree.mp3
زمان:
حجم:
11M
VetrWhenIHearYourName-Remix.mp3
زمان:
حجم:
10.2M
کِی شود حُر شَوَم و توبهی مردانه کنم؟
سینه ام را ز چه مَنزلگهِ بیگانه کنم؟
سینه ویران شدهی توست به والله حسین
گنج را من طلب از سینهی ویرانه کنم
ای تو مستانگی من! چه لزومی دارد
عشقِ تو باشد و من باده به پیمانه کنم
میروَم هیئت و در بَدو ورودَم زین پَس
مشکلی نیست اگر نیّت میخانه کنم
آه اگر شمع تویی تا به اَبد شرمَم باد
خنده بَر حالِ پُراز گریهی پروانه کنم
ای سَرِ نیزه نشین کاش نسیمی بودم
تا که گیسویِ پریشانِ تو را شانه کنم
بارها توبه شکستَم تو، ولی بخشیدی
کِی شَوَد حُر شَوَم و توبهی مردانه کنم؟!
#شعر
#حسینیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•