آذر عزیز،
خوش آمدی؛
اما یادت نرود که توشهات مثل مهر و آبان نباشد...
نکند با خودت غبار بیاوری!
فراق نیاوری که در پاییز بیچاره میکند...
سوز بسیار را هم در چمدانت نگذار؛
اینجا خیلیها کسی را ندارند که وقتی سردشان شد، ها کند دستهایشان را...
اما در عوض،
با خودت خندههای از ته دل،
خوابهای شیرین،
بارانهای مست کننده،
و هوای دو نفره،
همراه بیاور...
آذر جان، لطفا مهربانتر باش!
اینجا حال خیلی از دلها خوب نیست...
#نغز
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
أَرَی عِلَلَ اَلدُّنْيَا عَلَيَّ كَثِيرَةً
وَ صَاحِبُهَا حَتَّی اَلْمَمَاتِ عَلِيلٌ
لِكُلِّ اِجْتِمَاعٍ مِنْ خَلِيلَيْنِ فُرْقَةٌ
وَ إِنَّ بَقَائِي عِنْدَكُمْ لَقَلِيلٌ
وَ إِنَّ اِفْتِقَادِي فَاطِماً بَعْدَ أَحْمَدَ
دَلِيلٌ عَلَی أَنْ لاَ يَدُومَ خَلِيلٌ
دردها و مریضیهای دنیا را بر خودم بسیار میبینم، و همراهِ این دردها تا زمان مرگش ناتوان است.
برای هر وصالی از دو محبوب، فراقی است، و زمان ماندن من نزد شما نیز کم خواهد بود.
و اینکه من فاطمه را نیز بعد از پیامبر از دست دادم، نشاندهندهی این است که هیچ دوستی در دنیا ادامه نخواهد داشت.
🌱أمیر المؤمنین(علیه السلام)، بحار الأنوار
#شعر
#فاطمیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
ما را شکستگی به نهایت رسیده است... چندان شکستهایم که نتوان دگر شکست! 🌱کاظمای تبریزی #شعر •✾•❀﴾@aa
آوارگیها
دلتنگی میکنم ولی حق ندارم بهانه بگیرم، به یادت میافتم ولی حق ندارم اشک بریزم، تو را میخواهم ولی ح
باز پاییز و خیابان و من و ای کاش تو
لحظههای مهر و آبان و من و ای کاش تو...
چشمهای تا سحر بیدار با حسّی غریب
پرسههای زیر باران و من و ای کاش تو
ازدحام توی مترو، پچپچی از هر طرف
ایستگاهی رو به پایان و من و ای کاش تو...
کوچههای ساکت و تاریک، امّا منتظر
شورش آن عشق پنهان و من و ای کاش تو...
شعر میخوانم برایت، حالم اصلا خوب نیست
گوشهای در بام تهران و من و، ای کاش، تو...
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•