آوارگیها
دلتنگی میکنم ولی حق ندارم بهانه بگیرم، به یادت میافتم ولی حق ندارم اشک بریزم، تو را میخواهم ولی ح
باز پاییز و خیابان و من و ای کاش تو
لحظههای مهر و آبان و من و ای کاش تو...
چشمهای تا سحر بیدار با حسّی غریب
پرسههای زیر باران و من و ای کاش تو
ازدحام توی مترو، پچپچی از هر طرف
ایستگاهی رو به پایان و من و ای کاش تو...
کوچههای ساکت و تاریک، امّا منتظر
شورش آن عشق پنهان و من و ای کاش تو...
شعر میخوانم برایت، حالم اصلا خوب نیست
گوشهای در بام تهران و من و، ای کاش، تو...
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
مَضى لي زَمانٌ لَو أُخَيَّرُ بَينَهُ
وَبَينَ حَياتي خالِداً آخِرَ الدَهرِ
لَقُلتُ ذَروني ساعَةً وَبُثَينَةً
عَلى غَفلَةِ الواشينَ ثُمَّ اِقطَعوا عُمري
وَجاوِر إِذا ما متُّ بَيني وَبَينَها
فَيا حَبَّذا مَوتي إِذا جاوَرَت قَبري
لحظاتی را تجربه کردم که اگر میبایست میان آن لحظات یا زندگی جاودانه تا پایان روزگار یکی را انتخاب میکردم،
میگفتم: مرا یک لحظه با معشوق خود تنها بگذارید تا خبرچینان حواسشان به من نباشد، و پس از آن نفسم را ببرید و جانم را بستانید.
و آنگاه که جان سپردم، مرا در پیشگاه او به خاک بسپار؛ و مرگ چقدر شیرین است، وقتی او کنار قبرم باشد...
🌱جمیل بثینة
#عربیات
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
یا مَن بِدُنیاهُ اشتَغَل قَد غَرَّهُ طُولُ الأَمَل
المَوتُ یأتِی بَغتةً و القبرُ صُندوقُ العَمَل
ای کسی که به دنیای خودت مشغولی و آززوهای طولانی فریبت دادهاند!
مرگ وقتی که انتظارش را نداری میآید، و قبر تو نیز صندوق همین اعمال توست.
🌱منسوب به أمیر المؤمنین(علیه السلام)
#شعر
#عربیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•