لَم أَخشَ وأنتَ ساكِنٌ أَحشائي
إِن أَصبَحَ عَنِّي كُلُّ خِلٍّ نَائي
فالنَّاسُ إِثنانِ وَاحِدٌ أعشَقُهُ
وَالآخَرُ لَم أَحسَبهُ في الأَحياءِ
اگر همهی دوستانم مرا ترک کنند، تا تو در درون من جا داری، ترسی ندارم.
چرا که مردم دو قسمند:
یکی آنکه به او عشق میورزم،
و بقیه که آن ها را از شمار زندگان به حساب نمیآورم...
🌱ابن فارض
#شعر
#عربیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
میگفت:
هر شب درون من جنگیست که فرماندهی هر دو لشکر منم...
و شاید کشتهی هردو...
با خنده کاشتی به دل خلق «کاشها»...
با عشوه ریختی نمکی بر خراشها
هرجا که چشمهای تو افتاد فتنهاش
آن بخش شهر پر شده از اغتشاشها
گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش
معشوقه بودن است و «بریزوبپاش»ها...
از بس به ماه چشم تو پر میکشم، شبی
آخر پلنگ میشوم از این تلاشها!
🌱حسین زحمتکش
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساختهاند از بدنم... 🌱جناب مولانا #شعر #حکیمانه •✾•❀﴾