eitaa logo
❤️اباالفضلی‌ام‌افتخارمه❤️
1.3هزار دنبال‌کننده
15.1هزار عکس
4.9هزار ویدیو
184 فایل
اَلسّلامُ عَلیک یاأبَاالْفَضْلِ الْعَبّاسَ یابْنَ أمِیرِالمُؤمِنِینَ 🌺اینستاگرام https://instagram.com/abalfazleeaam?igshid=je9syv0r6w83 ارتباط باادمین👇تبادل @yadeshbekheyrkarbala
مشاهده در ایتا
دانلود
─┅─═इई 🍁🍂🍁ईइ═─┅─ رزقِ حقیقی ، گریه کردن بر حسین است مفتاح این روزی ست ذکرِ یا اباالفضلـــــ♥️ـــــ .... •┈••🌿🌹🌿✾🌿🌹🌿••┈• 🆔 @abalfazleeaam
💞🍃💞🍃💞🍃💞🍃💞 رخســار شـهیدِ کربلا را صلوات سـالارِ قیــامِ نینــــوا را صلوات جانها به فدای نـامِ والای حسین آن نورِدوچشمِ مصطفی راصلوات اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم ❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️ 🆔 @abalfazleeaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔💔💔💔💔 🌹 🍃 همیشہ حُبِ تو جارے اسٺ در دل شیعہ خدا اِراده ے خیرے براے ما ڪرده بہ حـقِ گریہ زیـنب خدا بیـامرزد هر آنڪسے ڪه مرا با تو آشنا ڪرده ❤️ 💞💞💞💞💞 🆔 @abalfazleeaam
تیر بر مشک زدند و ز جفا خندیدند یک صدا در همه ي کرب و بلا خندیدند تا بسوزند دل فاطمه و اُمّ بنین پایکوبان همه با ساز و نوا خندیدند تا که زیبایی چشم قمر از هم پاشید همره حرمله اولاد زنا خندیدند سر او خرد شد از ثقل عمود آهن تا که دیدند سرش گشت دو تا خندیدند تا شنیدند حسین "انکسر ظهری" گفت به زمین خوردن شاه شهدا خندیدند ضمن تبریک به هم، سوی حرم می رفتند قوم محروم ز شرم و ز حیا خندیدند وقت پاره شدن گوش یتیمان حرم ناکسان بی خبر از قهر خدا خندیدند 🌹 @abalfazleeaam
هدایت شده از شهدایی باعطرگل یاس
4_5947008040996700650.mp3
9.1M
◾️اِی قَـــدَر قُــــدرَت ابــاالفضل◾️ ⚜ابرگروه تب نوحه⚜ 🎤ارسال کلیپ،صوت و نوحه هاے مرحوم آسیدجوادذاکر ودیگرمداحان گروهی کاملامتفاوت درپیام رسان ایتا👌🏻 http://eitaa.com/joinchat/2108555275C470f942936
🖤 🖤 علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت به هم دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت به هم تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشک کیـسویِ دختـرکِ منتـظرش، ریخت به هم تیـر را با سـرِ زانـوش کشیـد از چشـمش حیف از آن چشم، که مژگانِ ترش ریخت به هم خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد او که افتاد زمیـن، دور و برش ریخت به هم قبـل از آنیـکه بـرادر بـرسـد بـالیـنش پـدرش از نجف آمـد، پدرش ریخت به هم به سـرش بـود بیـاید به سـرش ام بنـین عوضش فاطمه آمـد به سرش ریخت به هم کِتـف ها را کـه تکان داد، حسیـن افتـاد و دست بگذاشت به رویِ کمـرش، ریخت به هم خواست تـا خیمه رساند، بغـلش کـرد، ولی مـادرش گفت به خیـمه نبرش، ریخت به هم نـه فقط ضـرب عمـود آمـد و ابـرو وا شد خورد بر فرقِ سرش، پشتِ سرش ریخت به هم تیـر بود و تبـر و دِشـنه، ولـی مـادر دید نیزه از سینه که ردّ شد، جگرش ریخت به هم بـه سـرِ نیـزه ز پهـلو سرش آویـزان بود آه بـا سنگ زدنـد و گـذرش ریخت به هم 🌹نثار حضرت عباس العباس (ع) و ارسال به پنج نفر🌹 ‎ 🌹 @abalfazleeaam
🥀 لشگرم ریخٺ بهم یاررشیدم برگرد ناامیدم نڪن عباس،امیدم برگرد نگران حرمم جان حسین زودبیا حرف غارٺ شدن خیمہ شنیدم برگرد 💔🥀 ┄┅┄┅┄❥•.❀.•❥┄┅┄┅┄ 🌹 @seyedjavadezaker
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
از ابتدا بالا نشینی یا اباالفضل بر خاتم زینب نگینی یا اباالفضل قدر تو را نشناخت غیر از شخص ارباب در بهترین ها بهترینی یا اباالفضل ای سینه چاک زینب کرارِ حیدر تاج وفایی برترینی یا اباالفضل دریا اسیرت شد ولی آبی نخوردی الحق گل ام البنینی یا اباالفضل با سر زمین خوردی ولی فکر خیامی روح امیرالمومنینی یا اباالفضل دستت جدا شد از تنت در راه قرآن دست خدا روی زمینی یا اباالفضل زهرا به بالینت رسیده قد خمیده سردار غیرت آفرینی یا اباالفضل مانند کعبه فرق تو از هم جدا شد بعد از تو سیل غم نصیب خیمه ها شد... 🌹 @abalfazleeaam
❤️اباالفضلی‌ام‌افتخارمه❤️
#حضرت_عباس_علیه_السلام از ابتدا بالا نشینی یا اباالفضل بر خاتم زینب نگینی یا اباالفضل قدر تو را
اگر زمین بخورد، عرش را تکان بدهد کسی که سرو قدش سایه بر جنان بدهد به او همیشه مباهات می کند زینب به کوه شانه ی او تکیه آسمان بدهد به بارگاه پرش آسمان پناه آورد پناه عالمیان را پرش امان بدهد عجب نباشد اگر از خجالت آب شود شبیه مشک خودش جرعه جرعه جان بدهد جواب العطش خیمه را که مشک نداد جواب کودک بی شیر را کمان بدهد عقیق سرخ حسین از رکاب افتاده است نگین سرخ بهانه به ساربان بدهد بلند شو که پس از تو حسین می میرد تو دست و پا بزنی و حسین جان بدهد پس از تو آن که سرت را به دامنش دارد سر بریده به دامان این و آن بدهد پس از تو او سر خود را به طشت بگذارد پس از تو زلف حسین تو بوی نان بدهد لبی که بوسه روی دستهای تو می‌زد پس از تو بوسه به لبهای خیزران بدهد اگر شهید شوی گوشواره دق بکند رقیه رنگ رخش را به ارغوان بدهد 🌹 @abalfazleeaam
🛣یه‌روزتوی‌مسیری‌ازمنطقه‌داشتیم برمیگشتیم‌که‌تعدادی‌دختروپسر🙋‍♂ سوری‌برا‌مادست‌تکان‌میدادن🙋‍♀ ودنبال‌خودروی‌مامیدویدن...🚐 محمدحسین‌به‌راننده‌گفت:‌وایسا❗ ️هرچی‌خوردنی‌وتنقلات‌داشتیم🍭 دادبهشون‌وحرکت‌کردیم...👋 موقع‌حرکت‌گفت‌بچه‌هانگاه‌کنید این‌بچه‌هاچقدرزیباوقشنگن...❤️ مثل‌عروسکن...🤗 🙄آهی‌کشید‌ازش‌پرسیدم‌چیشده؟ گفت:یادعلیرضاافتادم‌دلم‌براش💔 تنگ‌‌شده‌دیشب‌زنگ‌زدم‌مادر😐 علیرضاگفت‌علیرضاعکستو گذاشته‌کنارش‌وخوابیده.😭 🌹 🌹 🌹