eitaa logo
ابرفقه
1.3هزار دنبال‌کننده
558 عکس
631 ویدیو
18 فایل
امیرالمؤمنین (ع): العقولُ أئمةُ الأفکار والأفکار أئمة القلوب والقلوب أئمة الحواسّ والحواسّ أئمة الأعضاء. کراجکی، کنز، ۱: ۲۰۰ کتاب ابرفقه: https://24on.ir/g/21 گروه ابرفقه https://eitaa.com/joinchat/1426391062Cab11ed33e8
مشاهده در ایتا
دانلود
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺تبیین معنای ابرقدرت در ۷۰ ثانیه
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺کارکرد دیزی ایرانی بر مغز یک مقام آمریکایی در زمان شاه
هدایت شده از تبلیغات اسلامی میبد
🤲 اللهمَّ اجْعَل قائدنا و سَیدنا السَیّد علی‌ الخامنه‌ای فـی دِرعِـکَ الحَصینَةِ الَّتـی تَجْعَـلُ فیها مَن تُریـد.
✍🏻دیدگاه رهبر درباره مذاکره در پیام نوشتاری ایشان اگر رهبر با مذاکره همسو بودند، در زبان فارسی چنین می‌نویسند: «نباید با اعلام "بناءبر‌مذاکره‌با‌دشمن" تصور شود که حضور در خیابانها، لازم نیست؛ بلکه اینک که مذاکره ضرورت دارد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگین‌تر از قبل به نظر میرسد.» ولی رهبر به جای اینکه گفته باشند «اینک که مذاکره ضرورت دارد» سه چهار تردید را در نوشته خویش می‌کارند: آ. تردید نخست: «اگر»؛ ب. تردیددوم: «برفرض»؛ ج. تردید سوم: «کاربرد مضارع التزامی» که ساختاری برای بازنمایی تردید است: «... نوبت سکوت نظامی رسیده‌باشد» د. تردید نسبی: قید «ضرورت»: یعنی به طور طبیعی با  کشور در حال جنگ ممکن است، مذاکره و «آتش‌بس» انجام شود ولی با آمریکا نباید چنین شود؛ چون به هیچ چیزی پایبند نیست؛ مگر این که این نیاز به مذاکره و آتش‌بس که در جنگها طبیعی است، وضعیت ویژه «ضرورت» به خود بیابد. یعنی تا این وضعیت ویژه از نظر رهبر ثابت نشود، نیاز طبیعی به مذاکره در جنگها برای مذاکره با آمریکا، بس نیست. این سخن نشانگر همسویی طَبعی رهبر با مذاکره (بدون فشار برخی آقایان) نیست.
هدایت شده از افروز
⚫️ سرعت عمل در شناختن خطر امام شهید: «نکته‌ی اوّل [در حادثه۱۹دی۵۶] سرعت عمل است. [مردم قم] زود احساس تکلیف کردند. گاهی اوقات مشکل ما این است که تکلیف را زود تشخیص نمیدهیم؛ باید بیایند بنشینند، با ما حرف بزنند، استدلال کنند، و کارهایی مانند اینها؛ [خب] وقت میگذرد!» ۴۰۱/۱۰/۱۹ _____________________ 🔘 بانک هدف دشمن: فقط نابودی اسلام 🔺نتانیاهو به نخست‌وزیر هند: «یا ائتلاف شر جهادی ما را نابود می‌کند، یا ما آن را نابود خواهیم کرد». امام خامنه‌ای پس از جنگ ۱۲ روزه فرمودند «نقشه کشیده بودند که ... ریشه‌ اسلام را در کشور بکَنند؛ این هدف دشمن بود» ۴۰۴/۷/۱ 🚨استغفار کنید ✍ اگر مسئولی هنوز نمی‌خواهد مفهوم جنگ وجودی که رهبر فرمودند را بفهمد و دنبال صلح پایدار!! می‌گردد به جای استدلال او را دعوت به استغفار می‌کنیم؛ شاید خدا هدایتش کند. 🚩 🚩 اَفروز @af_rooz
◼️قاتل شمع، شمع‌بان یا توفان؟ 🌹تسلیت و تبریک شهادت امام خامنه‌ای؛ تنها امامی که مردم جانفدایش بودند ولی او جان فدا کرد تا ایران از گزند محافظه‌کاری در امان بماند. در آغاز توفان اقصی به خودم دلداری می‌دادم که اگر پیامد اینهمه کشتار در غزه، رسوایی محافظه‌کاری در ایران باشد، ما بُرده‌ایم؛ ولی شهدای غزه و لبنان و اینک شهدای ایران و امام شهید، همگی چشم انتظار «جهاد تبیین» شما برای رسوا یی محافظه‌کاری هستند: ۱. گرای قاتل در سخن رهبر شهید «گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم - ای عشق دلفروز! دل من به تو گرم است» ۱۴۰۱/۱۰/۲۲ رهبر نفرمود که «دشمنان»، قاتل ایشان هستند؛ بلکه فرمود «رقیبان» در پی قتل ایشانند. ۲. «رقیبان رهبر» انقلاب: رهبران «رقیب انقلاب» هویت امام خامنه‌ای، به «رهبری انقلاب» بود و هویت «رقیبان رهبر انقلاب»؛ به «رهبری جریان رقیب انقلاب» است. خب جریان «رقیب انقلاب» چیست؟ امام شهید، جریانِ «رقیب انقلاب» که «قاتل انقلاب است» را «محافظه‌کاری» دانستند: «محافظه‌کاری قتلگاه انقلاب است». ۱۳۷۹/۱۲/۲۲ در هنگام برپایی جمهوری ولایی، «دشمن»، قاتل انقلاب نخواهد بود؛ بلکه محافظه‌کاریِ رقیبان، قلتگاه انقلاب است: «اليومَ يَئِسَ الذینَ كَفروا مِن دینكُم فَلا تَخشَوْهُم وَ اخْشَوْنِ» مائده ۳. پس باید نگران آن کارگزارِان کشوری و لشکری و علما و نخبگانی بود، که به‌جای «ترس از خدای بزرگ»، از «شیطان بزرگ» می‌ترسند! ۳. راز یورش اسرائیل به ایران در سخن رهبر رهبر شهید، پس از یورش نخست اسرائیل به ایران: «باید خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی به‌هم بخورد؛ اینها نسبت به ایران دچار خطای محاسباتی‌اند. اینها ایران را نمی‌شناسند، جوانان ایران را نمی‌شناسند، ملّت ایران را نمی‌شناسند، قدرت و توانایی و ابتکار و اراده‌ ملّت ایران را هنوز نتوانسته‌اند درست بفهمند؛ این را ما باید به اینها بفهمانیم. کیفیّت کار را مسئولان ما باید تشخیص بدهند و درست بفهمند و آنچه صلاح این کشور و این ملّت است، آن را انجام بدهند.» ۱۴۰۳/۸/۶ مسئولان کشوری و لشکری این کار را نکردند و اسرائیل دوباره به ایران حمله بسیار سنگین ۱۲روزه کرد و بسیاری از فرماندهان نظامی را کشت. آنگاه رهبر فرمود: صلح تحمیلی هرگز! ولی باز برخی، پیگیر دسیسه سامری قوم (لا‌قِتال: آتش‌بس) شدند! به‌جای نشان‌دادن «قدرت» ایران به اسرائیل، در نبردی که، رهبر آن را «جنگ وجودی» دانسته بود، پذیرای پیشنهاد آتشبس دروغین دشمن شدند و دوباره رفتند پیِ مذاکره! دشمن هم پیام ضعف را دریافت کرد و آماده کشتن امام شد: ۴. قتل شجره طیبه دشمن، خشابهای تهی را پر کرد و «ولیّ فقیه» (شجره طیبه) و فرزندان این «شجره طیبه» را در میناب و همه‌جا کشت. ۵. بعثت مردم و مسئولانِ مردمی با قتل ناباورانه رهبر و کودکان، «بعثت مردم» گل کرد؛ ولی باز محافظه‌کاران به دستور سامری قوم، پرچم «لا‌قِتال» را بالا بردند و دارند به «بعثتِ جمهوریت» آسیب می‌زنند. اینان پیگیر بمب ظریفی هستند که هرگاه آمریکا دکمه آن را بفشارد، همه تجهیزات نظامی و بخشی از توان سیاسی ایران از کار می‌افتد: «بمب مذاکره». ۶. قاتل کیست؟ شمعی را بینگارید که در دل توفانِ نا‌امنی، روشنی می‌بخشد و برخی باید امنیت آن را فراهم کنند. این گروه، کم‌کم سُستی می‌کنند و توفان گستاخ‌تر می‌شود تا آنجا که پس از کوتاهیِ چندباره و گام‌به‌گام پاسبانان امنیت شمع، توفان آن را خاموش می‌کند. در نگاه شما، قاتل شمع کیست؟ توفان یا شمع‌بان؟ ۷. کارکرد «مقتضی» و «مانع» در قتل رهبر برای انجام هر کاری به دو چیز نیاز است: یکی اینکه «مقتضی، موجود» باشد و دیگر آنکه «مانع، مفقود» باشد. «مقتضیِ» کشتن رهبر، همواره «موجود» بود؛ ولی «مانع» آن، «مفقود» نبود و وجود داشت. آنچه تاکنون سبب «کشته نشدن» رهبر و خاموش نشدن آن شمع بود، «نبود مقتضی» نبود، بلکه بودن «مانع» بود و آنچه سبب کشته شدن رهبر شد، مفقود شدن مانع بود نه موجود شدن مقتضی! اگر شمعی را در توفان به کسی بدهید و ابزار نگهداری از شمع را نیز به او بدهید و او قدرت خود را به کار نگیرد و شمع خاموش شود، توفان را قاتل شمع می‌دانید یا شمع‌بان را؟ ۸. قتیلِ «سم مذاکرات» رهبر فرموده بود مذاکره با آمریکا سمّ است و با دولت ترامپ، «سمّ مضاعف»! رهبر فرمود مذاکره با آمریکا، نه عاقلانه است! نه شرافتمندانه! فرمود عقب‌نشینی غیرتاکتیکی، غضب الهی را درپی دارد! آنان که می‌بایست جلوی این سمّ مضاعف را بگیرند، آیا چنین کردند؟ نشان ندادن قدرت بازدارندگی ایران و سمّ مذاکرات، شهادت حجت خدا، کودکان میناب، نظامیان گرامی و ویرانی‌ها را به امام زمان تحمیل کرد. انقلابیگری با قاتل خود (محافظه کاری) وحدت نمی‌کند؛ بلکه کاری می‌کند که «محافظه‌کاری» بزرگترین دشنام و ننگ بشود. 💐وحدت با مردم و کارگزاران انقلابی بر گرد ولی‌فقیه
هدایت شده از 🌾 زَوا
سلام به همراهان «زَوا»؛ زایایی زبان فارسی 📚وندکاوی؛ جور- ناجوری و پسوند-پیشوندی برپایه کاوشهای دانش «زَوا»، جور-ناجوری و معنای جایگاه پیشوند-پسوندی را بازنمایی می‌کنیم. فارسی سه دسته «وند» دارد؛ پیشوند، میانوند و پسوند. واژگانی که «وند» می‌گیرند را «ونده» می‌نامیم. ◾️جوری و ناجوری وندگان هر کدام از ونده‌ها، یا «جور» هستند یا «ناجور» ◽️جور‌وَنده «جوری» ونده یعنی «وند و هسته» از یک ریشه باشند؛ یا هر دو از ریشه «خ» باشند؛ مانند «آختن: آ» و «موختن: موز» و یا هر دو از ریشه «ف» باشند مانند «آفتن: آ» و «رافتن: رام» آ+رام یا «تَنـ+گ». وندگان جور همفزایی معنایی دارند. ◽️ناجوروَنده ناجوری وَنده یعنی «وند و هسته» از یک ریشه نباشند؛ یکی از آنها از ریشه «ف» باشد و دیگری از ریشه «خ»؛ مانند «دشـ+من» از دختن+ مفتن یا «ننـ+گ» از نفتن+گختن. وندگان ناجور، همستیزی معنایی دارند. ◾️فرق معنایی جایگاه پیشوند با پسوند پیشوند چون در آغاز و بر سر هسته می آید، کارکرد نیرومندتری دارد تا پسوند. ◽️کارکرد پیشوند جور پیشوندهای جور، هسته را دوچندان می‌کنند (آ+موز و آ+رام) و پیشوندهای ناجور، هسته را نیست می‌کنند (فر+آموش و گزند). ◽️کارکرد پسوند جور پسوندهای جور، معنای هسته را می‌افزایند؛ نه اینکه دوچندان کنند؛ مانند «ننـ+گ» و «تنـگ». ◾️روشن‌سازی برخی ونده‌ها مختن: مغ (معلم دینی، روحانی دینی)، مغـ+ز. موختن: موز، موش. ◽️ونده جور «آ+مو» (آختن+موختن) یعنی مغزی را به مغز افزودن؛ (مشارکت در عقول دیگران)، عقل منفصل. آموزگار یعنی مغز دیگرِ کسی شدن و آموزش یعنی مغز دهی به دیگران. ◽️ونده ناجور پیشونده ناجور: زایه دیگر موختن: موش است، پَر+آموز، پر+آموش: «فرآموش»: ضد مغز، ستاندن مغز. در ایتالیایی مِنته یعنی ذهن و دی‌منت... یعنی فراموشی. ساختار همانند فارسی. پسونده ناجور: «نَنـ+گ» از هسته «نفتن (نختن+ افتن) با پسوند «گ» (گختن: گز: گزیدن). هسته «نام» و «ننگ» یک چیز (نفتن) است. زایه‌های نفتن: «نم، نَن، نَو و ..» است و زایگان نافتن: «نام، نان، ناو و ..) است. «نام» یعنی بالایی و افراشتگی (سُمُوّ) و «نَن» نیز همین ریشه‌ی معنایی را دارد. «نَنـ+گ» یعنی یک بالایی را لکه‌دار کردن؛ بدنام کردن. پسوند ناجور، چندان زورش به هسته نمی رسد که آن را وارونه کند، بلکه آن را آسیب می زند ولی پیشوند ناجور مانند «دُشنام»، زورش چنان است که معنای هسته یعنی والایی را به پایین می‌کشاند. 📚برداشت سیاسی رهبر شهید فرمود «محافظه‌کاری، قتلگاه انقلاب است» باید کاری کرد که «محافظه‌کاری»، بزرگترین «نَنـ+گ» بشود؛ چون حفظ نظام از اوجب واجبات است و محافظه‌کاری قتلگاه نظام است. لعنت خدا و امیرالمؤمنین بر محافظه‌کاری؛ ننگی ابدی و گناهی هزار بار بزرگتر از لواط، زنا، میخواری، دروغ، تهمت، غیبت و هر گناه دیگری! ◽️کتاب زَوا ◽️گروه زوا
هدایت شده از فلاح
25.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بفرستید تو همه ی گروه هایی که کشته مرده اسرائیل هستند اللهم عجل لولیک فرج 😭😔💔 تف به ذات و شرف هرکی ک میگه اینتر نشنال و بی بی سی درست میگه بارالها بخاطر مظلومین جهان بقیه غیبت امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه رو ببخش و الساعه فرجش رو امضا کن آمین 🤲 🇮🇷 ☫يَدُاللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ☫ 🇮🇷 👇اینجا بدون سانسور 👇 ✅رسانه رسمی 🇮🇷حامیان 👇 @sarhang_javanmardi2
📚یکی ازکارکردهای آتشبس از زبان رهبر شهید «تلاش جهانى براى این بود که ما را بکشانند پاى میز مذاکره، آتش‌بس بدهند، [سپس] هیجان ما که فرو نشست، انگیزه‌ى مردم ما که تمام شد، سلاحها را که زمین گذاشتیم، بَعد بگویند خیلى خب در یک برنامه‌ى پانزده‌ساله، ده‌ساله، فلان امتیازات را از شما میگیرند، زمینهایتان را وجب‌به‌وجب میدهند؛ برنامه این بود. اینکه دیدید از همه طرفِ دنیا یک عدّه‌اى با فشار مى‌آمدند طرف ما که صلح کنید، قبول کنید، براى همین بود که ما را وادار به این مذاکره‌ى ننگ‌آمیز و خجلت‌آور بکنند.» ۱۳۶۴/۸/۵ 👈ازینرو امام سید مجتبی خامنه‌ای این بار فرمودند که مردم در میدان بمانند. مبادا که این بعثت مردم آسیب ببیند. ◽️این آتشبس و مذاکرات فریب در پاکستان هم تا جایی که سخنان رهبر نشان می‌دهد، در پی پافشاری برخی آقایان بوده است. «لَا يَسْتَـْٔذِنُكَ ٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْأٓخِرِ أَن يُجَٰهِدُواْ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْۗ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلْمُتَّقِينَ» توبه: ٤٤. آنان كه به خدا و روز رستاخیز ايمان دارند از تو براى بازايستادن از نبرد با اموال و جان هايشان اجازه نمی‌خواهند و خدا، آگاه به پرواپيشگان است.
📚آموزه‌های امام خامنه‌ای شهید در کتاب فقه آتشبس (هُدنه) «امام مسلمانان هنگامی به پذیرش هدنه تن می‌دهد که ضرورتی ایشان را بدان ناگزیر سازد و مسلمانان سخت نیازمند پایان دادن به جنگ و برقراری صلح باشند؛ مانند آن‌که نتوانند در برابر دشمن ایستادگی کنند، یا ادامه جنگ زیان‌های بزرگی که برخلاف مصلحت آنان است برایشان، در بر داشته باشد و غیره. حال اگر فرض کنیم پیمان صلح و آتش‌بس در خود شرطی داشته باشد که هر لحظه بنیادش را متزلزل کند و آن را در آستانه نابودی قرار دهد، دیگر پذیرش آن و تن دادن به آن چه مصلحتی خواهد داشت؟ آیا اشتراط چنین شرطی خود به خود مغایر وجود مصلحت در هدنه -که شرط صحت آن است به شمار نمی‌رود؟» «دیگر آن‌که تعیین چنین شرطی مسلمانان را در حالت انفعال و خطرپذیری و چشم به راه خطر داشتن قرار می‌دهد و به کافران ابتکار عمل و چیرگی می‌بخشد. لذا بعید نیست که بتوان برای حکم به عدم جواز چنین شرطی به امثال این آیه تمسک کرد: «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا؛ یعنی خداوند هرگز برای کافران بر ضد مؤمنان ر اهی قرار نمی‌دهد.» «یکن اگر عقد هدنه بنا بر مصالح دیگری چون ایجاد جو مثبت در محافل جهانی به سود مسلمانان و یا اتمام حجت بر کافران و یا فراهم آوردن زمینه تمایل آنان به اسلام و مانند آن باشد، گنجاندن این شرط، به نقض غرض نمی‌انجامد و آن چه پیشتر گفته شد، برای توجیه سخن علامه کفایت نخواهد کرد.» «اما در صورتی که این شرط به نتیجه پیش گفته نیانجامد، مانند مثال‌هایی که هم‌اینک ذکر کردیم، در هر دو مورد، تعیین چنین شرطی جایز است. گرچه اشکال تسلط کافران بر مؤمنان در برخی فرض‌ها به حال خود باقی است، که در آنها جایز نخواهد بود.»