حقیقتا حالمخیلیبده.
هی به مامانجونم میگم نمیخورم متوجهنمیشه، بعد بهم آبجوش نبات داده.
نبات سمهههههه سممممممم
اینا همش تلقینههههههههههه
اون ... اوسکلول فکر میکرد چون داشتم زمینو نگاهمیکردم یعنی به حرفاش گوشنمیکردم ( درصورتی که تو چشاش نگاه نمیکردم که ذهنم درگیرش نشه ) برای همین اول گف من بگم چی از کلاس یادگرفتم و من از همه بیشتر و گفتم واس و گف داری از رو گوشی میبینییییی؟ و منم بهش گفتم نححححح
تقویمههههه،
درصورتی که بقیه از رو دفترچه هم بهزور گفتن 🤌
و کلاسات بشدتتت تکراری بود واسم و بلدنبودی درستتوضیحبدی که اصلا چرا باید فیلم ببینن
باید فیلم ببینن ولی نوع فیلمبرداری و نور و کادرو اینارو نگاه کنن احمق ازت بدم میاد اوقی ، فریم هم خوب توضیح ندادی من بشون گفتم، اوق
عبدك الضعیف.
اون ... اوسکلول فکر میکرد چون داشتم زمینو نگاهمیکردم یعنی به حرفاش گوشنمیکردم ( درصورتی که تو چ
با اون شلوارت و پشمایی که میزنی
متاسفانه مامانجونم نمیدونه وقتی حالمخوب نیست باید تنها باشم و بخوابم نه اینکه آشپزی کنم، من از آشپزی وقتی حالمخوبنیس متنفرم، من بیکار نیستم مریضم نیستم فقط دیشب تا صبح نخوابیدم و بهم سختگذشته همین.
عبدك الضعیف.
متاسفانه مامانجونم نمیدونه وقتی حالمخوب نیست باید تنها باشم و بخوابم نه اینکه آشپزی کنم، من از آشپ
یعنی چی که شام مرغ داریم، من از مرغ متنفرممممم 😭😭😭