سبک 7
#هفتم_صفر
#شهادت_حضرت_مجتبی_علیه_السلام
#اعتقادی
#یک_بند_امام_حسین_علیه_السلام
#یک_بند_امیرالمومنین_علیه_السلام
#یک_بند_امام_حسن_علیه_السلام
رفاقت خوبه که زیور باشه
فقط با شیعه ی حیدر باشه
کی گفته اینو: رفاقت ممنوع
رفاقت ممنوع با کافر باشه
به جنت بابم حسینه
به شب مهتابم حسینم
(رفاقت) محدود دنیاس
بگو (اربابم) حسینه
منم گدای تو ای شه عالم
به نوکری تو عمری می بالم
شده دم روضه احسن الحالم
بحق زینب عجل لولیک الفرج
🌸🌸🌸🌸🌸
با شیعه تنها ما الفت داریم
با اهل روضه رفاقت داریم
فقط با عدوی ِ آل حیدر
تا زنده هستیم عداوت داریم
به هر سر سرور علیه
امیر و حیدر علیه
به ولله بعد از پیمبر
امام و رهبر علیه
تویی صراط حق،من مسلمانت
برادرم تنها ، با محبانت
بهشت من گشته زیر ِ ایوانت
بحق زینب عجل لولیک الفرج
🌸🌸🌸🌸🌸
دلم مجنون ِ کریم طاهاس
که مهرش بهتر ز کل دنیاس
به کوری ِ اون زن بدکاره
حسن محبوب دل نوکرهاس
صحاب رحمت حسن جان
تموم نعمت حسن جان
با مهرت ای عشق شیعه
قبوله طاعت حسن جان
تویی کریم و ما، کلب(عبد)تو هستیم
به عشق تو آقا عمری سرمستیم
به غیر تو درب ِ این دلو بستیم
بحق زینب عجل لولیک الفرج
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
کانال اشعار:
@abdolmohsen158
سبک باسم
سبک 8
#هفتم_صفر
#شهادت_حضرت_مجتبی_علیه_السلام
جواب :
ای لاله ی پرپر، از کینه ی همسر
رفتی برادر رفتی برادر
با دیدگان تر،از غصه ی مادر
رفتی برادر رفتی برادر
مظلوم حسن جانم....
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
آخر تو شدی راحت از این غمها
رفتی با دل خسته از این دنیا
خون جگر شدی از دست یارانت
بستی تو زره بین ندیمانت
با داغ روی داغ،با زخم روی ساق
رفتی برادر رفتی برادر
نور دل حیدر، بودی تو بی یاور
رفتی برادر رفتی برادر
🌸🌸🌸🌸🌸
واویلا میان تشت جگر دیدم
قلبت را شکسته از گذر دیدم
سینه ی تو سنگین از جسارت شد
درمان غم کوچه شهادت شد
با غصه ی سیلی،آن صورت نیلی
رفتی برادر رفتی برادر
با یاد میخ در،آن ناله ی مادر
رفتی برادر رفتی برادر
🌸🌸🌸🌸🌸
از داغت کمان شد قامتم حالا
چشمانم کنار تو شده دریا
جای گُل به تابوتت نشسته تیر
از این داغ برادر جان شدم من پیر
کردی مرا محزون، با این تن گلگون
رفتی برادر رفتی برادر
کفن ز خون شد تر، با زخم بر پیکر
رفتی برادر رفتی برادر
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
آدرس اشعار:
@abdolmohsen158
سبک بس کن رباب
سبک 9
#هفتم_صفر
#شهادت_حضرت_مجتبی_علیه_السلام
جواب:
بس کن حسن ، لطمه نزن یاد گذر
بس کن حسن،شدم مث تو خون جگر
مظلوم حسن روحی لک الفدا حسن...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
آتیش این سینه شد اشک نگاهت
می کشی من رو داداش با سوز آهت
شد جواب خوبی تو بغض همسر
ای گل زهرا شدی در خونه پرپر
کشته تو رو ، زهر جفا خاکم به سر
کشته منو، دربین تشت دیدم جگر
🌸🌸🌸🌸🌸
عمریه گریونی از روضه ی مسمار
از غم کشته ی بین درب و دیوار
کوچه رفتن شد دلیل احتضارت
یاد سیلی عدو برده قرارت
یادت نرفت،اون ضرب دست پرشتاب
یادت نرفت، کبودی زیر نقاب
🌸🌸🌸🌸🌸
مونده تابوتت میون بارون تیر
دیدمت گلگون،شدم از زندگی سیر
می کِشم تیر از تنت با قامت خم
بعد از این شد اشک داغ تو دمادم
زخمی شدی،کرده غمت مویم سپید
زخمی شدی،شکر خدا زینب ندید
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
آدرس اشعار:
@abdolmohsen158
#تیرباران
السلام علیک یا حسن بن علی
یامجتبی علیه السلام
از تنت بیرون کشیدم تیر ،قدّ من خمید
بر کفن هم خون تو هم اشک ِ چشم من چکید
یاد پشت در مرا انداختی دیدم حسن
تیر از تابوت بگذشت و به پهلویت رسید
هم کشیدم تیر و هم درد غریبی تو را
خوب شد زینب نبود و تیرباران را ندید
من جگرهای لبت را پاک کرده بودم و
باز او فهمید و در داغت گریبان را درید
پس چگونه گویمش تشییع خونین تو را
جای گل جسمت میان تیر دشمن آرمید
قامتی که شد خمیده بیشتر خم می شود
در کنار عضو عضو جسم سقای رشید
موی من در کربلا گردد سپید و موی تو
وقت سیلی خوردن مادر به کوچه شد سپید
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
آدرس اشعار:
@abdolmohsen158
#الگوی_کرم
السلام علیک یا حسن بن علی علیهماالسلام
او خلق گردیده که الگوی کرم باشد
ایمان به یُمن بودن او محترم باشد
در سطر اول از ستایش های او مانده
هر کس به راه مدح او صاحب قلم باشد
در شرح یک خط از فضیلت های ناب او
باید به تعداد خلایق محتشم باشد
کردم من استنباط از حرف رسول الله:
شد دشمنش ملعون اگرچه همسرم باشد
ثابت نموده در جمل او می شود حیدر
وقتی که یک لحظه به دوش او علم باشد
دیگر دم شیران ندارد بازدم وقتی
یک دم میان دست او تیغ دو دم باشد
شد دشمن او دشمن ما،دوست دارش دوست
فرقی ندارد از عرب یا از عجم باشد
او بارگاهی هم ندارد حکمتی دارد
باید برایش در دل شیعه حرم باشد
آن کس که از تابوت او بیرون کشیده تیر
حق داشته گر قامتش از غصه خم باشد
✍علی مهدوی نسب (عبدالمحسن)
آدرس اشعار:
@abdolmohsen158
#بی_کران_حسن
السلام علیک یا کریم اهل البیت
یا مجتبی علیه السلام
(زبان حال امام حسین با امام حسن علیهماالسلام)
ای آسمان ِغُصّه ی تو بی کران حسن
تو یک ستاره و غم تو کهکشان حسن
چون صبر تو که حد نهایت نداشته ست
اشکت برای کوچه شده جاودان حسن
آن ضربه ای که مادر ما را ز ما گرفت
عمری نموده است تو را نیمه جان حسن
گردیده متن روضه ی پنهانی ات، غم ِ
یاسی که در مقابل تو شد خزان حسن
مِهر رباب قسمت تنهایی ام شد و
شد همدم تو همسر نامهربان حسن
تیر از تنت کشیده ام ودرد می کشم
گشتم کنار قبر تو قامت کمان حسن
ای کاش درکنار تو من خاک می شدم
دیگر نمانده بهر حیاتم توان حسن
در لحظه ای که وارث انگشترت شدم
شد ناله های روی لبت،ساربان حسن
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
آدرس اشعار:
@abdolmohsen158
#وجه_کرامت
السلام علیک یا حسن بن علی
أیها المجتبی علیه السلام
وقتی که بخواهم به حقیقت ز شباهت بنویسم
باید که خدا را حسن از وجه کرامت بنویسم
نزدش که عدو سبّ پدر کردفقط لطف از او دید
پس نوکریش را ره پرخیر سعادت بنویسم
شمشیرکِشد یا نکشد می شوداو فاتح میدان
پس صلح دلیرانه او را ز شجاعت بنویسم
در خانه ی خود با عدویش برسر یک سفره نشسته
این عادت الاحسان سببی شد زسخاوت بنویسم
الحق که کفایت کند این جمله که قاتل شده همسر
تاسینه ی او را سپر ظلم ِنهایت بنویسم
گر شرح دهم درد حسین و سبب موی سپیدش
تیری که ز تابوت کشد حدّ کفایت بنویسم
بهتر ز عسل، قاسم اگر خواست میان طف ِبی آب
باید که برایش به بلا فیض ِشهادت بنویسم
حالا که شده قامت قاسم به زیر نعل، کشیده
باید که برای عمویش از خم قامت بنویسم
📝علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
آدرس اشعار:
@abdolmohsen158
از زبان امام حسن علیه السلام😭😭😭
#روی_حور
#کوچه
السلام علیک یا مظلومه ياشهیده
یا فاطمة الزهرا علیهاالسلام
ابر سیاه پرده به روی ستاره زد
دشمن رسید و بر رخ مادر شراره زد
از کینه های روز غدیرش توان گرفت
یکجا دو قلب را به کمانش نشان گرفت
می خواستم که قد بکشم در برابرش
باشم پناه مادر و روی مطهرش
با ضرب ِدست او به زمین خورد مادرم
افتاد کوه صبر پدر در برابرم
از یک طرف تمامی رخسار ضربه خورد
از سوی دیگر از لب دیوار ضربه خورد
بد زد که حال مادر ما احتضار شد
چشمی که بوسه گاه نبی بود تار شد
وجهی که بود مایه ی آرامش نبی
شد آسمان تیره ی پیوسته در شبی
شد گریه های کوچه ی غربت همیشگی
بر روی حور ، ردّ جسارت همیشگی
از آن به بعد غُصّه ی من بی حساب شد
رفتن به کوچه و گذر از آن عذاب شد
از آن به بعد نور خدا در حجاب رفت
روی کبود فاطمه پشت نقاب رفت
من ماندم و گلایه و درد نگفتنی
قلبم همیشه از غم سیلی شکستنی
از بعد کوچه خنده ی من ناپدید شد
مویم میان روضه ی کوچه سپید شد
هر چند من شهید جنایات همسرم
در واقع کشته از غم سیلی به مادرم
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
آدرس اشعار:
@abdolmohsen158