eitaa logo
اشعار عبدالمحسن
1.6هزار دنبال‌کننده
97 عکس
57 ویدیو
352 فایل
زهراقلمم داد که دستم گیرد من منتظرم تمام هستم گیرد اشعار علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) تمامی اشعار به نیت تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام ارتباط با شاعر: @abdolmohsen آدرس کانال در ایتا و تلگرام:
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام علیک یا اول مظلوم عالم یا امیرالمؤمنین علیه السلام تیغ اشقا الاشقیا آمد سرش مجروح شد بوسه گاه دائم پیغمبرش مجروح شد بس که دشمن بد زد وتیغش به پیشانی رسید جای تربت بر جبین انورش مجروح شد دیده های مجتبی از داغ او شد جوی اشک بس که آمد اشک ِخون، پلک ترش مجروح شد دید تا زینب سرش را، لطمه زد بر صورتش زیر بار لطمه روی اطهرش مجروح شد درد دارد مرتضی اما ز زخم دیگری زخم آن کوچه که دست کوثرش مجروح شد زخم مسماری که قاتل شد برای محسنش سینه ی تنها انیس و یاورش مجروح شد بر سر حیدر شکافی وا شده امّا حسین هم سرش هم عضوعضو پیکرش مجروح شد شد تأسّی بر پدر در علقمه با یک عمود هم سر وهم صورت آب آورش مجروح شد جرعه آبی خواست اما با سه شعبه در جواب گوش تا گوش علیّ اصغرش مجروح شد گیر آوردند او را گوشه ی مقتل غریب با نی و سنگ وعصا بال و پرش مجروح شد اوّل آمد چکمه روی سینه ی پاکش سپس از قفا خنجر رسید وحنجرش مجروح شد سر جدا، پیکر جدا، انگشت وانگشتر جدا زیر نعل اسب ها پا تا سرش مجروح شد از روی تل تا کنار قتلگه خواهر دوید روی خار راه، پای خواهرش مجروح شد بوسه زد روی رگش چون جای بوسیدن نداشت در میان اشک، چشم مضطرش مجروح شد چون سکینه آمد و غش کرد روی پیکرش با غلاف و کعب نیزه دخترش مجروح شد ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) آدرس اشعار: @abdolmohsen158
السلام علیک یا اول مظلوم عالم یا امیرالمؤمنین علیه السلام تیغ اشقا الاشقیا آمد سرش مجروح شد بوسه گاه دائم پیغمبرش مجروح شد بس که دشمن بد زد وتیغش به پیشانی رسید جای تربت بر جبین انورش مجروح شد دیده های مجتبی از داغ او شد جوی اشک بس که آمد اشک ِخون، پلک ترش مجروح شد دید تا زینب سرش را، لطمه زد بر صورتش زیر بار لطمه روی اطهرش مجروح شد درد دارد مرتضی اما ز زخم دیگری زخم آن کوچه که دست کوثرش مجروح شد زخم مسماری که قاتل شد برای محسنش سینه ی تنها انیس و یاورش مجروح شد بر سر حیدر شکافی وا شده امّا حسین هم سرش هم عضوعضو پیکرش مجروح شد شد تأسّی بر پدر در علقمه با یک عمود هم سر وهم صورت آب آورش مجروح شد جرعه آبی خواست اما با سه شعبه در جواب گوش تا گوش علیّ اصغرش مجروح شد گیر آوردند او را گوشه ی مقتل غریب با نی و سنگ وعصا بال و پرش مجروح شد اوّل آمد چکمه روی سینه ی پاکش سپس از قفا خنجر رسید وحنجرش مجروح شد سر جدا، پیکر جدا، انگشت وانگشتر جدا زیر نعل اسب ها پا تا سرش مجروح شد از روی تل تا کنار قتلگه خواهر دوید روی خار راه، پای خواهرش مجروح شد بوسه زد روی رگش چون جای بوسیدن نداشت در میان اشک، چشم مضطرش مجروح شد چون سکینه آمد و غش کرد روی پیکرش با غلاف و کعب نیزه دخترش مجروح شد ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) آدرس اشعار: @abdolmohsen158
السلام علیک یا اول مظلوم عالم یا امیرالمؤمنین علیه السلام تیغ اشقا الاشقیا آمد سرش مجروح شد بوسه گاه دائم پیغمبرش مجروح شد بس که دشمن بد زد وتیغش به پیشانی رسید جای تربت بر جبین انورش مجروح شد دیده های مجتبی از داغ او شد جوی اشک بس که آمد اشک ِخون، پلک ترش مجروح شد دید تا زینب سرش را، لطمه زد بر صورتش زیر بار لطمه روی اطهرش مجروح شد درد دارد مرتضی اما ز زخم دیگری زخم آن کوچه که دست کوثرش مجروح شد زخم مسماری که قاتل شد برای محسنش سینه ی تنها انیس و یاورش مجروح شد بر سر حیدر شکافی وا شده امّا حسین هم سرش هم عضوعضو پیکرش مجروح شد شد تأسّی بر پدر در علقمه با یک عمود هم سر وهم صورت آب آورش مجروح شد جرعه آبی خواست اما با سه شعبه در جواب گوش تا گوش علیّ اصغرش مجروح شد گیر آوردند او را گوشه ی مقتل غریب با نی و سنگ وعصا بال و پرش مجروح شد اوّل آمد چکمه روی سینه ی پاکش سپس از قفا خنجر رسید وحنجرش مجروح شد سر جدا، پیکر جدا، انگشت وانگشتر جدا زیر نعل اسب ها پا تا سرش مجروح شد از روی تل تا کنار قتلگه خواهر دوید روی خار راه، پای خواهرش مجروح شد بوسه زد روی رگش چون جای بوسیدن نداشت در میان اشک، چشم مضطرش مجروح شد چون سکینه آمد و غش کرد روی پیکرش با غلاف و کعب نیزه دخترش مجروح شد ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) آدرس اشعار: @abdolmohsen158
السلام علیک یا اول مظلوم عالم یا امیرالمؤمنین علیه السلام تیغ اشقا الاشقیا آمد سرش مجروح شد بوسه گاه دائم پیغمبرش مجروح شد بس که دشمن بد زد وتیغش به پیشانی رسید جای تربت بر جبین انورش مجروح شد دیده های مجتبی از داغ او شد جوی اشک بس که آمد اشک ِخون، پلک ترش مجروح شد دید تا زینب سرش را، لطمه زد بر صورتش زیر بار لطمه روی اطهرش مجروح شد درد دارد مرتضی اما ز زخم دیگری زخم آن کوچه که دست کوثرش مجروح شد زخم مسماری که قاتل شد برای محسنش سینه ی تنها انیس و یاورش مجروح شد بر سر حیدر شکافی وا شده امّا حسین هم سرش هم عضوعضو پیکرش مجروح شد شد تأسّی بر پدر در علقمه با یک عمود هم سر وهم صورت آب آورش مجروح شد جرعه آبی خواست اما با سه شعبه در جواب گوش تا گوش علیّ اصغرش مجروح شد گیر آوردند او را گوشه ی مقتل غریب با نی و سنگ وعصا بال و پرش مجروح شد اوّل آمد چکمه روی سینه ی پاکش سپس از قفا خنجر رسید وحنجرش مجروح شد سر جدا، پیکر جدا، انگشت وانگشتر جدا زیر نعل اسب ها پا تا سرش مجروح شد از روی تل تا کنار قتلگه خواهر دوید روی خار راه، پای خواهرش مجروح شد بوسه زد روی رگش چون جای بوسیدن نداشت در میان اشک، چشم مضطرش مجروح شد چون سکینه آمد و غش کرد روی پیکرش با غلاف و کعب نیزه دخترش مجروح شد ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158
السلام علیک یا اول مظلوم عالم یا امیرالمؤمنین علیه السلام تیغ اشقي الاشقیا آمد سرش مجروح شد بوسه گاه دائم پیغمبرش مجروح شد بس که دشمن بد زد وتیغش به پیشانی رسید جای سجده بر جبین انورش مجروح شد دیده های مجتبی از داغ او شد جوی اشک بس که آمد اشک ِخون، پلک ترش  مجروح شد دید تا زینب سرش را، لطمه زد بر صورتش زیر بار لطمه روی اطهرش مجروح شد درد دارد حیدر اما از شرار دیگری زخم آن کوچه که دست کوثرش  مجروح شد زخم مسماری که قاتل شد برای محسنش سینه ی تنها انیس و یاورش مجروح شد بر سر حیدر شکافی وا شده امّا حسین هم سرش هم عضوعضو پیکرش مجروح شد شد تأسّی بر پدر در علقمه با یک عمود هم سر وهم صورت آب آورش  مجروح شد جرعه آبی خواست اما با سه شعبه در جواب گوش تا گوش علیّ اصغرش مجروح شد گیر آوردند او را گوشه ی مقتل غریب با نی و سنگ وعصا بال و پرش مجروح شد اوّل آمد چکمه روی سینه ی پاکش سپس از قفا خنجر رسید وحنجرش مجروح شد سر جدا، پیکر جدا، انگشت وانگشتر جدا زیر نعل اسب ها پا تا سرش مجروح شد از روی تل تا کنار قتلگه خواهر دوید روی خار راه، پای خواهرش مجروح شد بوسه زد روی رگش چون جای بوسیدن نداشت در میان اشک، چشم مضطرش مجروح شد چون سکینه آمد و غش کرد روی پیکرش با غلاف و کعب نیزه دخترش مجروح شد ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158
السلام علیک یا اول مظلوم عالم یا امیرالمؤمنین علیه السلام تیغ اشقي الاشقیا آمد سرش مجروح شد بوسه گاه دائم پیغمبرش مجروح شد بس که دشمن بد زد وتیغش به پیشانی رسید جای سجده بر جبین انورش مجروح شد دیده های مجتبی از داغ او شد جوی اشک بس که آمد اشک ِخون، پلک ترش  مجروح شد دید تا زینب سرش را، لطمه زد بر صورتش زیر بار لطمه روی اطهرش مجروح شد درد دارد حیدر اما از شرار دیگری زخم آن کوچه که دست کوثرش  مجروح شد زخم مسماری که قاتل شد برای محسنش سینه ی تنها انیس و یاورش مجروح شد بر سر حیدر شکافی وا شده امّا حسین هم سرش هم عضوعضو پیکرش مجروح شد شد تأسّی بر پدر در علقمه با یک عمود هم سر وهم صورت آب آورش  مجروح شد جرعه آبی خواست اما با سه شعبه در جواب گوش تا گوش علیّ اصغرش مجروح شد گیر آوردند او را گوشه ی مقتل غریب با نی و سنگ وعصا بال و پرش مجروح شد اوّل آمد چکمه روی سینه ی پاکش سپس از قفا خنجر رسید وحنجرش مجروح شد سر جدا، پیکر جدا، انگشت وانگشتر جدا زیر نعل اسب ها پا تا سرش مجروح شد از روی تل تا کنار قتلگه خواهر دوید روی خار راه، پای خواهرش مجروح شد بوسه زد روی رگش چون جای بوسیدن نداشت در میان اشک، چشم مضطرش مجروح شد چون سکینه آمد و غش کرد روی پیکرش با غلاف و کعب نیزه دخترش مجروح شد ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158