eitaa logo
اشعار عبدالمحسن
1.6هزار دنبال‌کننده
98 عکس
57 ویدیو
352 فایل
زهراقلمم داد که دستم گیرد من منتظرم تمام هستم گیرد اشعار علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) تمامی اشعار به نیت تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام ارتباط با شاعر: @abdolmohsen آدرس کانال در ایتا و تلگرام:
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام علیک یا بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف من شب ظلمانی ام ،تو ماه عالم تاب عشق می شود آیا بتابی بر دل بی تاب عشق ‌ سیزده دریای حق را یک به یک گشتم به شوق تا که پیدایت کنم ای گوهر نایاب عشق با امیدی آمدم با دست خالی محضرت چون فراهم می شود با تو فقط اسباب عشق من‌ نمی کوبم دری را جز در درگاه تو باز کن در را که با آن وا شود ابواب عشق تشنه ی جام وصال حق شدم که آمدم در کنار سلسبیل تو شوم سیراب عشق عارف ِ بی تو ، خدانشناس گردد آخرش پای دَرست، خضر هم آموخته آداب عشق با قیام هر نمازت شد قیامت در قلوب با سجودت شد جنان ایجاد در محراب عشق سروری در هر دو عالم را خریده نوکرت سروری یعنی غلامی تو ای ارباب عشق دلخوشم بنما بگو نام مرا هم می بری در قنوت هر نمازت گوشه ی سرداب عشق نیستم قابل که باشم جزء اصحابت ولی کاش گردد منصب‌ من هم سگ اصحاب عشق ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) https://eitaa.com/abdolmohsen158
السلام علیک یا بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف من شب ظلمانی ام ،تو ماه عالم تاب عشق می شود آیا بتابی بر دل بی تاب عشق ‌ سیزده دریای حق را یک به یک گشتم به شوق تا که پیدایت کنم ای گوهر نایاب عشق با امیدی آمدم با دست خالی محضرت چون فراهم می شود با تو فقط اسباب عشق من‌ نمی کوبم دری را جز در درگاه تو باز کن در را که با آن وا شود ابواب عشق تشنه ی جام وصال حق شدم که آمدم در کنار سلسبیل تو شوم سیراب عشق عارف ِ بی تو ، خدانشناس گردد آخرش پای دَرست، خضر هم آموخته آداب عشق با قیام هر نمازت شد قیامت در قلوب با سجودت شد جنان ایجاد در محراب عشق سروری در هر دو عالم را خریده نوکرت سروری یعنی غلامی تو ای ارباب عشق دلخوشم بنما، بگو؛ نام مرا هم می بری در قنوت هر نمازت گوشه ی سرداب عشق نیستم قابل که باشم جزء اصحابت ولی کاش گردد منصب‌ من هم سگ اصحاب عشق ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) https://eitaa.com/abdolmohsen158
السلام علیک یا بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف من شب ظلمانی ام ،تو ماه عالم تاب عشق می شود آیا بتابی بر دل بی تاب عشق ‌ سیزده دریای حق را یک به یک گشتم به شوق تا که پیدایت کنم ای گوهر نایاب عشق با امیدی آمدم با دست خالی محضرت چون فراهم می شود با تو فقط اسباب عشق من‌ نمی کوبم دری را جز در درگاه تو باز کن در را که با آن وا شود ابواب عشق تشنه ی جام وصال حق شدم که آمدم در کنار سلسبیل تو شوم سیراب عشق عارف ِ بی تو ، خدانشناس گردد آخرش پای دَرست، خضر هم آموخته آداب عشق با قیام هر نمازت شد قیامت در قلوب با سجودت شد جنان ایجاد در محراب عشق سروری در هر دو عالم را خریده نوکرت سروری یعنی غلامی تو ای ارباب عشق دلخوشم بنما، بگو؛ نام مرا هم می بری در قنوت هر نمازت گوشه ی سرداب عشق نیستم قابل که باشم جزء اصحابت ولی کاش  گردد منصب‌ من هم سگ اصحاب عشق ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) https://eitaa.com/abdolmohsen158