#مجروح_شد
السلام علیک یا اول مظلوم عالم
یا امیرالمؤمنین علیه السلام
تیغ اشقي الاشقیا آمد سرش مجروح شد
بوسه گاه دائم پیغمبرش مجروح شد
بس که دشمن بد زد وتیغش به پیشانی رسید
جای سجده بر جبین انورش مجروح شد
دیده های مجتبی از داغ او شد جوی اشک
بس که آمد اشک ِخون، پلک ترش مجروح شد
دید تا زینب سرش را، لطمه زد بر صورتش
زیر بار لطمه روی اطهرش مجروح شد
درد دارد حیدر اما از شرار دیگری
زخم آن کوچه که دست کوثرش مجروح شد
زخم مسماری که قاتل شد برای محسنش
سینه ی تنها انیس و یاورش مجروح شد
بر سر حیدر شکافی وا شده امّا حسین
هم سرش هم عضوعضو پیکرش مجروح شد
شد تأسّی بر پدر در علقمه با یک عمود
هم سر وهم صورت آب آورش مجروح شد
جرعه آبی خواست اما با سه شعبه در جواب
گوش تا گوش علیّ اصغرش مجروح شد
گیر آوردند او را گوشه ی مقتل غریب
با نی و سنگ وعصا بال و پرش مجروح شد
اوّل آمد چکمه روی سینه ی پاکش سپس
از قفا خنجر رسید وحنجرش مجروح شد
سر جدا، پیکر جدا، انگشت وانگشتر جدا
زیر نعل اسب ها پا تا سرش مجروح شد
از روی تل تا کنار قتلگه خواهر دوید
روی خار راه، پای خواهرش مجروح شد
بوسه زد روی رگش چون جای بوسیدن نداشت
در میان اشک، چشم مضطرش مجروح شد
چون سکینه آمد و غش کرد روی پیکرش
با غلاف و کعب نیزه دخترش مجروح شد
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
#شهید_محراب
شب نوزدهم ماه رمضان
زبان حال حضرت ام کلثوم با حضرت امیرالمؤمنین علیهمالسلام
خورده گره نگاه تر تو به آسمان
داری گلایه می کنی از ظلمت جهان
یک عمر بوده همدم تو چاهی و کنون
گفتی تمام درد دلت را به آسمان
تو قهرمان خیبر و بدری چرا پدر
در زیر بار غربت کوچه شدی کمان
مانده هنوز یاد تو حمله به خانه و
بازور بردن تو به مسجد کشانکشان
از یاد تو نرفته ترک خورد دنده ای
در بین درب خانه و دیوار ناگهان
مسمار داغ آمد و مادر کشید آه
نشکفته غنچه ی تو شد از کینه ها خزان
از بعد غسل زخم و کبودیّ مادرم
دیگر نماند بر تن بی جان تو توان
وقتی گذاشتی تو گلت را درون قبر
گویا که رفت همره او از تن تو جان
حق می دهم پدر که تو سی سال خسته ای
از دیدن مغیره و قنفذ به هر مکان
فهمیده ام از این همه بی تابی ات کنون
رازی درون سینه ی خود کرده ای نهان
بابا ببین برای تو دل شور می زند
امشب نرو به مسجد و درپیش من بمان
قلّاب درب خانه شده سد برابرت
گفته نرو ز خانه ی ما، مرغ بی زبان
رفتی و رفت از دل من طاقت و قرار
رفتی و ماند بر دل من درد بی کران
رفتی به سوی مسجد واز آن مناره اش
بر کوفیان شنیده شود آخرین اذان
چندی دگر میانه ی محراب بندگی
رأست شکاف می خورد از تیغ نهروان
موی سپید تو شود از خون خود خضاب
توصیف درد تو بشود خارج از بیان
گیرم که داغ تو بشود فاش بر حسین
از زینبت چگونه کنی رأس خود نهان
با لکّه خون ِ پیرُهَنت نیمه جان شود
او جای اشک خون ز دو دیده کند روان
طاقت ندارد او که ببیند سر تو را
بیند چگونه رأس حسینش روی سنان
بیند چگونه در لب گودال قتلگاه
یک چکمه روی سینه ویک نیزه در دهان
وای از دمی که او وسط مجلس شراب
بیند سری جدا و لبی زیر خیزران
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
السلام علیک یا امیرالمؤمنين عليه السلام
عجیب نیست اگر فهم ما تو را نشناخت
که جز خدا و رسول خدا تو را نشناخت
قسم به نان و رطب های روی شانه ی تو
چو ماه بودی و شب ها گدا تو را نشناخت
سگان برای غلامان تو وفا دارند
اگر چه کوفی پر ادعا تو را نشناخت
ملاک بعثت پیغمبران محبت توست
کسی نشد نبی الله تا تو را نشناخت
به چشم حضرت موسی فقیه خرده گرفت
که تا ندید به عینه تو را تو را نشناخت
میان دوزخ و برزخ معطّل است مدام
کسی که با سند،انّما،تو را نشناخت
هزار حج و هزاران هزار ذکر و دعا
به قدّ بال مگس نیست تا تورا نشناخت
چنان شبیه گل لاله سر به زیری که
گذشت از درِ باغ و صبا تو را نشناخت
چگونه وصف تو را گفته اند؟ چون هر کس
گرفت از تو سراغ تو را ، تو را نشناخت
قسم به حرمت یاسین کسی در این عالم
به غیر نقطه ی در زیر با تو را نشناخت
به غیر خانه ی تو راه دیگری رفته
اگر غلامِ به غم مبتلا، تو را نشناخت
کسی که سجده به سمت نجف نکرد یقین
که یا خدای تو یا قبله یا تو را نشناخت
غدیر امد و بیعت نمود شخصی که
برای ختم نبی،از قضا تو را نشناخت!
گمان کنم که ترک های کعبه می گوید
طواف باطل آن اشقیا تو را نشناخت
درآن میانه چهل تن زدند یاس تورا
غریبه جای خودش,آشنا تو را نشناخت
چگونه داغ امانت,نمود محتضرت
که از خزان گلت,مصطفی تورا نشناخت
چنان شکسته ی آن سرشکسته ها بودی
عقیله هم وسط کربلا تورا نشناخت
تنی که بی سرو عریان وغرق درخون است
عجیب نیست که خواهرچرا تورا نشناخت
مطلع از #مجتبی_خرسندی(بیت۱)
#محمدرضا_رضایی(بیت۲)
#مهدی_کبیری(بیت۳)
#مصطفی_فروردین(بیت۴)
#افشار_جابری(بیت۵)
#محمد_پیمانی(بیت۶و۷)
#محسن_غلامحسینی_خاک(بیت۸و۹)
#محسن_قاسمی_غریب (بیت۱۰)
#عبدالوهاب_شیرودی(بیت۱۱)
#سیدابوالفضل_عصمت_پرست(بیت۱۲)
#علی_اصغر_یزدی(بیت۱۳)
#علی_مهدوی_نسب_عبدالمحسن(بیت ۱۴ تا ۱۷)
#علی_اصغر_مومن_نیا(بیت آخر)
#مناجات_مهدوی_ماه_رمضان_جدید
ویژه شب نوزدهم ماه رمضان
ضربت خوردن آقاامیرالمؤمنین علیه السلام
یابن الحسن بدون تو عیدم عزا شده
دیگر بگو که حق به ظهورت رضا شده
شبهای قدر آمده جای تو خالی است
ای قدر ِما بدون تو دل بی بها شده
ای قدر ِما تو گوشه ی صحرا چه میکنی
شیعه چرا به قدر تو بی اعتنا شده
کِی گوش شیعه پُر شود از صیحه ی ظهور
ما بشنویم غربت تو انتها شده
ای التماس هر شب قدرم، ظهور کن
دنیای بی تو مهد نزول بلا شده
بر اَکثِرُالدُّعای تو لبیک گفته ام
کارم برای آمدن تو دعا شده
حق را قسم به خون سر مرتضی دهم
اذن ظهور، حاجت ما از خدا شده
قرآن به سر گذارم و حق را قسم دهم
قرآن ِناطق از چه به هر سو رها شده
یا رب دگر به یوسف زهرا امان بده
بنگر اسیر روضه ی صبح و مساء شده
آقا ببین که فرق سر جدّ تو علی
با تیغ ابن ملجم ملعون دو تا شده
آقا بیا که خون علی مانده بر زمین
محراب؛ غرق ناله ی مهدی بیا شده
رنگی به روی حضرت حیدر نمانده است
در قلب زینب از غم او خون به پا شده
رنگ ِپریده دیده و غش کرده است او
زینب کجا و یک سر ِاز تن جدا شده
زینب کجا و بوسه به روی رگ حسین
بی غسل و بی کفن تن پاکش رها شده
زینب کجا و بزم می و چوب خیزران
حق دارد او به مرگ خودش گر رضا شده
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://eitaa.com/abdolmohsen158
مهمان خانه ی باباجانمان امام زمان علیه السلامم
حلال بفرمایید
به نیابت از حضرت جعفر بن ابیطالب علیهما السلام
به نیت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت ولی عصر علیه السلام
نائب الزیاره و به نیابت از شما دعاگو جهت تعجیل در فرج خواهم بود
علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
#شب_قدر
عمریه که دلت خونه
هیچکی از تو نمیخونه
هیچکسی یاد تو توی هیئتا نیس
خودی ها که رهات کردند
وقتی همکه صدات کردند
فرج تو رأس همه حاجتا نیس
بابای غریب
بمیرم
تا کی تو کوه و بیابون
از چشم شیعه ای پنهون
نداری غمخواری
بمیرم
شیعه چقد بی خیاله
نمیگه مهدی چه حاله
همش عزاداری
اللهم عجّل فرج......
🌸🌸🌸🌸🌸
ای امام غریب ما
شده ای فراموش آقا
یه عمره هیچ کسی به دادت نرسید
الهی که مقدّر شه
شب غیبت تو سر شه
نبینم دیگه باشی طرید و شرید
آقای غریب
دعا کن
خودت برای ظهورت
فدای قلب صبورت
بیا به این مجلس
دعا کن
که شیعه بی کس و کاره
پناهی جز تو نداره
بیا گل نرجس
اللهم عجّل فرج.....
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
#شب_قدر
#مهدوی
واحد،زمینه،شور
بند اول:
شب قدره و غرق امّیدم
تو ظلمت پی نور خورشیدم
به حق امام زمان امشب
دوباره خدا رو قسم میدم
بالحجت / ای خدا صاحب ما رو برسون
بالحجت/ وارث شیر خدا رو برسون
بالحجت بالحجت بالحجت
آقای ما / تنها و غریبه
بی یار و حبیبه / از شیعه دلش خونه
آقای ما/با اونهمه غربت/تو زندون غیبت /مونده چه غریبونه
بالحجت / ای خدا صاحب ما رو برسون
بالحجت/ وارث شیرخدا رو برسون
🌸🌸🌸🌸🌸
بند دوم:
دعا میکنم شام غم،سر شه
تا دیدار مهدی میسّر شه
شده آرزوی شب قدرم
ظهور امامم مقدّر شه
بالحجت/ای خدا به حق زینب صبور
بالحجت/بنویس سال ما رو سال ظهور
بالحجت بالحجت
آقای ما در کوه و بیابون، داره یه دل خون، از هر خوشی محرومه
آقای ما ،دردش بی حسابه،آهش بی جوابه،عمریه که مظلومه
🌸🌸🌸🌸🌸
بند سوم:
الهی جمالش هویداشه
به نورش دل مرده احیاشه
همه خواهش عاشقا اینه:
که اذن فرج امشب امضاشه
بالحجت/به غم غربت خاتم الحجج
بالحجت / عجل الله لولیک الفرج
آقای ما /منتقم زهراس/ با حضرت عباس
از راه میرسه یک روز
اقای ما/ با هیبت حیدر/ همراش علی اکبر /از راه میرسه یک روز
✍باقلم مشترک:
مرتضی رهنما کربلایی
علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://eitaa.com/abdolmohsen158
اشعار بیست ویکمماه رمضان
شهادت و غسل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام
#بیست_ویکم_ماه_رمضان1
#بیست_ویکم_ماه_رمضان2
#بیست_ویکم_ماه_رمضان3
#بیست_ویکم_ماه_رمضان4
#بیست_ویکم_ماه_رمضان5
#بیست_ویکم_ماه_رمضان6
#بیست_ویکم_ماه_رمضان7
#بیست_ویکم_ماه_رمضان8
#بیست_ویکم_ماه_رمضان9
#بیست_ویکم_ماه_رمضان10
#بیست_ویکم_ماه_رمضان11
#بیست_ویکم_ماه_رمضان12
#بیست_ویکم_ماه_رمضان13
#بیست_ویکم_ماه_رمضان14
#بیست_ویکم_ماه_رمضان15