eitaa logo
اشعار عبدالمحسن
1.6هزار دنبال‌کننده
98 عکس
57 ویدیو
352 فایل
زهراقلمم داد که دستم گیرد من منتظرم تمام هستم گیرد اشعار علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) تمامی اشعار به نیت تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام ارتباط با شاعر: @abdolmohsen آدرس کانال در ایتا و تلگرام:
مشاهده در ایتا
دانلود
شب نوزدهم ماه رمضان زبان حال حضرت ام کلثوم با حضرت امیرالمؤمنین علیهمالسلام خورده گره نگاه تر تو به آسمان داری گلایه می کنی از ظلمت جهان یک عمر بوده همدم تو چاهی و کنون گفتی تمام درد دلت را به آسمان تو قهرمان خیبر و بدری چرا پدر در زیر بار غربت کوچه شدی کمان مانده هنوز یاد تو حمله به خانه و بازور بردن تو به مسجد کشان‌کشان از یاد تو نرفته ترک خورد دنده ای در بین درب خانه و دیوار ناگهان مسمار داغ آمد و مادر کشید آه نشکفته غنچه ی تو شد از کینه ها خزان از بعد غسل زخم و کبودیّ مادرم دیگر نماند بر تن بی جان تو توان وقتی گذاشتی تو گلت را درون قبر گویا که رفت همره او از تن تو جان حق می دهم پدر که تو سی سال خسته ای از دیدن مغیره و قنفذ به هر مکان فهمیده ام از این همه بی تابی ات کنون رازی درون سینه ی خود کرده ای نهان بابا ببین برای تو دل شور می زند امشب نرو به مسجد و درپیش من بمان قلّاب درب خانه شده سد برابرت گفته نرو ز خانه ی ما، مرغ بی زبان رفتی و رفت از دل من طاقت و قرار رفتی و ماند بر دل من درد بی کران رفتی به سوی مسجد واز آن مناره اش بر کوفیان شنیده شود آخرین اذان چندی دگر میانه ی محراب بندگی رأست شکاف می خورد از تیغ نهروان موی سپید تو شود از خون خود خضاب توصیف درد تو بشود خارج از بیان گیرم که داغ تو بشود فاش بر حسین از زینبت چگونه کنی رأس خود نهان با لکّه خون ِ پیرُهَنت نیمه جان شود او جای اشک خون ز دو دیده کند روان طاقت ندارد او که ببیند سر تو را بیند چگونه رأس حسینش روی سنان بیند چگونه در لب گودال قتلگاه یک چکمه روی سینه ویک نیزه در دهان وای از دمی که او وسط مجلس شراب بیند سری جدا و لبی زیر خیزران ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) آدرس اشعار: @abdolmohsen158
السلام علیک یا اول مظلوم عالم یا امیرالمؤمنین علیه السلام تیغ اشقا الاشقیا آمد سرش مجروح شد بوسه گاه دائم پیغمبرش مجروح شد بس که دشمن بد زد وتیغش به پیشانی رسید جای تربت بر جبین انورش مجروح شد دیده های مجتبی از داغ او شد جوی اشک بس که آمد اشک ِخون، پلک ترش مجروح شد دید تا زینب سرش را، لطمه زد بر صورتش زیر بار لطمه روی اطهرش مجروح شد درد دارد مرتضی اما ز زخم دیگری زخم آن کوچه که دست کوثرش مجروح شد زخم مسماری که قاتل شد برای محسنش سینه ی تنها انیس و یاورش مجروح شد بر سر حیدر شکافی وا شده امّا حسین هم سرش هم عضوعضو پیکرش مجروح شد شد تأسّی بر پدر در علقمه با یک عمود هم سر وهم صورت آب آورش مجروح شد جرعه آبی خواست اما با سه شعبه در جواب گوش تا گوش علیّ اصغرش مجروح شد گیر آوردند او را گوشه ی مقتل غریب با نی و سنگ وعصا بال و پرش مجروح شد اوّل آمد چکمه روی سینه ی پاکش سپس از قفا خنجر رسید وحنجرش مجروح شد سر جدا، پیکر جدا، انگشت وانگشتر جدا زیر نعل اسب ها پا تا سرش مجروح شد از روی تل تا کنار قتلگه خواهر دوید روی خار راه، پای خواهرش مجروح شد بوسه زد روی رگش چون جای بوسیدن نداشت در میان اشک، چشم مضطرش مجروح شد چون سکینه آمد و غش کرد روی پیکرش با غلاف و کعب نیزه دخترش مجروح شد ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) آدرس اشعار: @abdolmohsen158
87 روز تا عید ولایت 🌸حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: سَلونی قبل أن تَفقِدونی عَنِ عِلمٍ لایعرِِفُهُ جِبرائیل و لامِیکائیل. علومی از من بپرسید که نه جبرائیل آن را می‌داند و نه میکائیل، پیش از آنکه دیگر مرا از دست بدهید. (نزهة‌المجالس صفوری، ج ٢، ص ١٤٤) کیست حیدر،بر دل شیعه کفیل شد قدم هایش مسیر سلسبیل مرز بر بحر ِ سَلونی اش مدان نیست آگه از علومش جبرئیل ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) @abdolmohsen158
🌸به سبک (سلام آقا) سلام آقا یه عمره مبتلاتم من کجایی که ببینی چشم به راتم من شب قدره دعام اینه که برگردی تویی درمون تو تنها مرهم دردی کدوم خیمه تو امشب روضه می گیری بمیرم که از این دنیا تو دلگیری منم نوکر ببخش که روسیاهم من ولی بی تو ببین که بی پناهم من به راه تو نرفت عمر تباه من شکسته شد دل تو با گناه من حالا آقا به حال من نگاهی کن سوی خیمه ت منو آقا تو راهی کن میخوام آقا همیشه نوکرت باشم بشم کلبت عزیز مادرت باشم تو این شبها توهم غمگین بابایی دو چشم تو با داغش گشته دریایی چقدر کینه چقدر این دشمنا پستند به چه جرمی سر باباتو بشکستند کجایی که بگیری دادمولا رو بدی آقا جواب آه زهرا رو هنوز مادر میون درب ودیواره ببین سینه ش هنوز زخمی مسماره ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) آدرس اشعار: @abdolmohsen158
زبان حال حضرت زینب با پدر علیهماالسلام😭 بابای بی کسم به تو خیلی جفا شده حقّت چرا به تیغ عداوت ادا شده این اشقا الاشقیا ز تو غیر از سخا ندید حالا به کشتن تو چگونه رضا شده ثابت شده که اهل نمازی به دشمنت😭 بین نماز ، فرق سر تو دوتا شده مویی که در میانه ی کوچه سپید شد حالا ز خون ِ فرق سر تو حنا شده سی سال از شهادت مادر گریستی دیگر دعای دیدن رویش روا شده یادت نرفته نیمه شب و غسل و کشف راز دیدی که استخوان تنش جابه جا شده از لحظه ی نظاره به روی کبود او سی سال بر تن تو لباس عزا شده حالا کلام آخر تو آتشم زده صحبت ز عصر ِ مقتل کرب وبلا شده گفتی که زینبم سر ِ بشکسته درد نیست باید ببینی یک سر ِ از تن جدا شده گفتی صبور باش دم ِ بوسه بر رگش پیش تنی که له شده از دست و پا شده ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) آدرس اشعار: @abdolmohsen158