😭😭😭😭
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
مَا زِلْتُ مَظْلُوماً ...
«من پیوسته از زمان تولد مظلوم بودهام..
(شیخ طوسی، الأمالی، ص 350)
یک عمر آه ِ مرتضی ، ما زِلْتُ مَظلوما
می گفت با صبر و رضا ، ما زلت مظلوما
جانم فدای آن غریبی که صدا می زد
وای از غم بی انتها ،ما زلت مظلوما
در چشم، خار و در گلویم استخوان بوده
خیلی کشیدم من جفا ، ما زلت مظلوما
یادم نرفته بین دیوار و در ِ خانه
شش ماهه ی من شد فدا ،ما زلت مظلوما
دیدم که زهرا همسرم در بین آن کوچه
افتاده زیر دست و پا ، ما زلت مظلوما
سی سال بعد از دفن یاس پرپرم دائم
دارم به تن رخت عزا، ما زلت مظلوما
راحت شدم من از بلا وقتی سرم بشکافت
با تیغ اشقا الاشقیا ،ما زلت مظلوما
مویی که شد روزی سپید از غسل زهرایم
با خون رأسم شد حنا، ما زلت مظلوما
(فزت و ربّ الکعبه) گفتم چون که در محراب
از بند غم گشتم رها ، ما زلت مظلوما
شد وارث مظلومی ام مهدی که می گوید
از دست قوم بی وفا، ما زلت مظلوما
بین بیابان مانده او تنها و میگوید
با اشک،هر صبح و مساء، ما زلت مظلوما
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
#بابای_بی_کسم
زبان حال حضرت زینب با پدر علیهماالسلام😭
بابای بی کسم به تو خیلی جفا شده
حقّت چرا به تیغ عداوت ادا شده
این اشقا الاشقیا ز تو غیر از سخا ندید
حالا به کشتن تو چگونه رضا شده
ثابت شده که اهل نمازی به دشمنت😭
بین نماز ، فرق سر تو دوتا شده
مویی که در میانه ی کوچه سپید شد
حالا ز خون ِ فرق سر تو حنا شده
سی سال از شهادت مادر گریستی
دیگر دعای دیدن رویش روا شده
یادت نرفته نیمه شب و غسل و کشف راز
دیدی که استخوان تنش جابه جا شده
از لحظه ی نظاره به روی کبود او
سی سال بر تن تو لباس عزا شده
حالا کلام آخر تو آتشم زده
صحبت ز عصر ِ مقتل کرب وبلا شده
گفتی که زینبم سر ِ بشکسته درد نیست
باید ببینی یک سر ِ از تن جدا شده
گفتی صبور باش دم ِ بوسه بر رگش
پیش تنی که له شده از دست و پا شده
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
#مجروح_شد
السلام علیک یا اول مظلوم عالم
یا امیرالمؤمنین علیه السلام
تیغ اشقي الاشقیا آمد سرش مجروح شد
بوسه گاه دائم پیغمبرش مجروح شد
بس که دشمن بد زد وتیغش به پیشانی رسید
جای سجده بر جبین انورش مجروح شد
دیده های مجتبی از داغ او شد جوی اشک
بس که آمد اشک ِخون، پلک ترش مجروح شد
دید تا زینب سرش را، لطمه زد بر صورتش
زیر بار لطمه روی اطهرش مجروح شد
درد دارد حیدر اما از شرار دیگری
زخم آن کوچه که دست کوثرش مجروح شد
زخم مسماری که قاتل شد برای محسنش
سینه ی تنها انیس و یاورش مجروح شد
بر سر حیدر شکافی وا شده امّا حسین
هم سرش هم عضوعضو پیکرش مجروح شد
شد تأسّی بر پدر در علقمه با یک عمود
هم سر وهم صورت آب آورش مجروح شد
جرعه آبی خواست اما با سه شعبه در جواب
گوش تا گوش علیّ اصغرش مجروح شد
گیر آوردند او را گوشه ی مقتل غریب
با نی و سنگ وعصا بال و پرش مجروح شد
اوّل آمد چکمه روی سینه ی پاکش سپس
از قفا خنجر رسید وحنجرش مجروح شد
سر جدا، پیکر جدا، انگشت وانگشتر جدا
زیر نعل اسب ها پا تا سرش مجروح شد
از روی تل تا کنار قتلگه خواهر دوید
روی خار راه، پای خواهرش مجروح شد
بوسه زد روی رگش چون جای بوسیدن نداشت
در میان اشک، چشم مضطرش مجروح شد
چون سکینه آمد و غش کرد روی پیکرش
با غلاف و کعب نیزه دخترش مجروح شد
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
#شهید_محراب
شب نوزدهم ماه رمضان
زبان حال حضرت ام کلثوم با حضرت امیرالمؤمنین علیهمالسلام
خورده گره نگاه تر تو به آسمان
داری گلایه می کنی از ظلمت جهان
یک عمر بوده همدم تو چاهی و کنون
گفتی تمام درد دلت را به آسمان
تو قهرمان خیبر و بدری چرا پدر
در زیر بار غربت کوچه شدی کمان
مانده هنوز یاد تو حمله به خانه و
بازور بردن تو به مسجد کشانکشان
از یاد تو نرفته ترک خورد دنده ای
در بین درب خانه و دیوار ناگهان
مسمار داغ آمد و مادر کشید آه
نشکفته غنچه ی تو شد از کینه ها خزان
از بعد غسل زخم و کبودیّ مادرم
دیگر نماند بر تن بی جان تو توان
وقتی گذاشتی تو گلت را درون قبر
گویا که رفت همره او از تن تو جان
حق می دهم پدر که تو سی سال خسته ای
از دیدن مغیره و قنفذ به هر مکان
فهمیده ام از این همه بی تابی ات کنون
رازی درون سینه ی خود کرده ای نهان
بابا ببین برای تو دل شور می زند
امشب نرو به مسجد و درپیش من بمان
قلّاب درب خانه شده سد برابرت
گفته نرو ز خانه ی ما، مرغ بی زبان
رفتی و رفت از دل من طاقت و قرار
رفتی و ماند بر دل من درد بی کران
رفتی به سوی مسجد واز آن مناره اش
بر کوفیان شنیده شود آخرین اذان
چندی دگر میانه ی محراب بندگی
رأست شکاف می خورد از تیغ نهروان
موی سپید تو شود از خون خود خضاب
توصیف درد تو بشود خارج از بیان
گیرم که داغ تو بشود فاش بر حسین
از زینبت چگونه کنی رأس خود نهان
با لکّه خون ِ پیرُهَنت نیمه جان شود
او جای اشک خون ز دو دیده کند روان
طاقت ندارد او که ببیند سر تو را
بیند چگونه رأس حسینش روی سنان
بیند چگونه در لب گودال قتلگاه
یک چکمه روی سینه ویک نیزه در دهان
وای از دمی که او وسط مجلس شراب
بیند سری جدا و لبی زیر خیزران
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
ثبت با اشک در مسیر کربلا
#شب_نوزدهم_ماه_رمضان13
#ضربت_خوردن_حضرت_امیرالمؤمنین_علیه_السلام
زمزمه،روضه،زمینه،واحد
#مهدوی
شبای قدر رسید
کجایی ای غریب
کاش توی بزم ما
بیایی ای غریب
تو مجلس عزای
پدر تو رو میخونم
بیا نمون تو صحرا
ای صاحب الزّمونم
فدای چشم خیست
کجای عالمی تو
نبینم ای آقاجون
که غرق ماتمی تو
یا رب عجّل ظهورک......
🌸🌸🌸🌸🌸
نگاه حیدره
به سمت آسمون
چی داره میگه با
چشمای غرق خون
میره به سمت مسجد
اوّل امام مظلوم
آتیش زده با آهش
به قلب امّ کلثوم
مانع رفتنش شد
قلّاب درب خونه
مرغابیا میخوان که
امشب علی بمونه
مظلوم علی،علی جان.......
🌸🌸🌸🌸🌸
سدّ علی شده
قلّاب در ولی
نرفته دیگه میخ
تو سینه ی علی
علی چه دید بمیرم
در بین درب و دیوار
محسن شده شهید از
کینه با ضرب مسمار
یا فِضَّةُ خُذینی
در بین خونه پیچید
حیدر دوتا گلش رو
در زیر دست و پا دید
مظلوم علی،علی جان.......
🌸🌸🌸🌸🌸
محراب مسجدو
عدو به خون کشید
تیغ عدو چه بد
به پیشونی رسید
حسن چطور بابارو
نقش زمین ببینه
حسین ببینه با اشک
شکافی رو جبینه
زینب چطور بابارو
با غصه هاش ببینه
دستمال خونی روی
سر باباش ببینه
مظلوم علی،علی جان.......
🌸🌸🌸🌸🌸
سر علی شکافت
ولی نشد جدا
نرفت دیگه تنش
به زیر دست و پا
زخمی ندیده زینب
کلّ تن بابا رو
نزد با حال مضطر
بوسه رگ جدا رو
فدای اونتنی که
رها شده تو گودال
جلوی مادری که
از غصه رفته از حال
غریب حسین زهرا....
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://eitaa.com/abdolmohsen158
دودمه
ناله ی صاحب الزّمان
وای علی کشته شد
پیچیده بین آسمان
وای علی کشته شد
اشک حسن شده روان
وای علی کشته شد
شد قامت زینب کمان
وای علی کشته شد
فاطمه گوید به جنان
وای علی کشته شد
سوز نوای شیعیان
وای علی کشته شد
آه لب لطمه زنان
وای علی کشته شد
ذکر همه سینه زنان
وای علی کشته شد
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
#آخرین_لحظه
وصیت حضرت امیرالمؤمنین با امام حسین علیهماالسلام کنار بستر
ای در کنار بستر من محتضر،حسین
با اشک خود مزن به دل من شرر، حسین
این قدر از شهادت من ناله گون نباش
از غصّه ها دگر شده راحت پدر، حسین
سی سال می شود که عزادار کوچه ام
سی سال خسته از غم مسمار در، حسین
یادم نرفته در وسط کوچه می زدند
یاس مرا مقابل من چل نفر ،حسین
با این شکاف آمده بر رأس من ز تیغ
شدشام درد و ماتم کوچه سحر،حسین
شد لحظه های آخر من وقف کربلا
از داغ کربلای تو شد گونه تر حسین
آمد تمام غصّه ی عالم به قلب من
در لحظه ی سپردن تو بر قمر ،حسین
می بینم آن زمان که بیایی به علقمه
با قامت کمانی و درد کمر ،حسین
دست قمر جدا و سرش زخمی از عمود
گوید مرا به سوی خیامت نبر،حسین
بنما تو صبر لحظه ی خواهش برای آب
اصغر شود ذبیح ز تیر سه پَر، حسین
من حاضرم به کرب وبلا و ببینمت
در زیر سنگ وتیر و عصا بی سپر،حسین
من هم شبیه مادر زار تو می شوم
از چکمه روی سینه ی تو خون جگر،حسین
رأست جدا ز تن شود و زینبم شود
با قاتلین کربوبلا هم سفر، حسین
رأست به روی نی رود و در جفای شام
می افتد از جنایت ِسنگ ِگذر حسین
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
زبان حال امام حسین با پدر علیهماالسلام کنار بستر
گریز به روضه ی حضرت علی اکبر علیه السلام
#پدر_یتیمان
السلام علیک یا شهید محراب
یا امیرالمؤمنین علیه السلام
ای تو تمام رحمت یزدان نفس بکش
بابای مهربان یتیمان نفس بکش
از زندگی به جز غم و غربت ندیده ای
ای تو ستم کشیده ی دوران نفس بکش
بنگر که روی سینه ی تو گریه می کنم
آرامش دو دیده ی گریان نفس بکش
با بودن تو غم به دل من حرام بود
دنیا بدون توست چو زندان نفس بکش
مادر که رفت دلخوشی ام بود مِهر تو
بر دلخوشیّ من نده پایان نفس بکش
سی سال بوده ای تو عزادار مادرم
شد رفتنت برای تو سامان نفس بکش
زخمی که وا شده به دلت وقت غسل او
با تیغ دشمنت شده درمان نفس بکش
گفتی ز کربلا و جسارت به اکبرم
از خواهشم به او که علی جان نفس بکش
صورت به صورتش بگذارم بگویمش
ای جان من شدی زچه بی جان نفس بکش
داغت تمام موی پدر را سپید کرد
ای تو قرار قلب پریشان نفس بکش
اکبر به خاطر دل عمّه بلند شو
بنگر که عمّه آمده میدان نفس کش
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
شد شب قدر و نجف، شهر علی
پر شده از عاشقان جان به کف
بر لب جامانده ها شد زمزمه :
جای ما خالیست در صحن نجف
فرشی از بال ملائک پهن شد
زیر پای زائرین مرتضی
خوش به حال زائرش که می شود
از حساب عرصه ی محشر رها
هرکسی که آمده با اشتیاق
در حریمش بی نیاز از جنت است
گوشه ی ایوان طلای مرتضی
جنت اصلی اهل هیئت است
شد دوباره حضرت صاحب زمان
زائر صحن و سرای مرتضی
آمده تا که بگیرد در نجف
مجلس ماتم برای مرتضی
می چکد اشک غریب فاطمه
با مرور داغ های مرتضی
او شبیه جدّ مظلومش علی
دیده از دنیا فقط ظلم و جفا
کاش بین روضه های جدّ او
مونس و هم ناله اش بودیم ما
او بخواند از زبان عمه اش
حضرت زینب دوباره روضه را
عمّه ی مظلومه اش فرموده است
با دل بشکسته از داغ پدر
از زمانی که شده بابای او
در میان بستر خود محتضر
خواست از بابای خود که بهر من
کن حدیث امّ ایمن را مرور
گفت حیدر در جوابش دخترم
باش در وقت مصیبتها صبور
وای از عصر دهم در کربلا
زینبم بر تو جسارت می شود
می شوی آواره و بی تکیه گاه
عایدت بند اسارت می شود
می شوی ناموس حیدر،زینبم
همسفر با قاتلین بی حیا
با دلی بشکسته از داغ حسین
می روی تا کوفه وشام بلا
سایه ی روی سرت در راه شام
روی نی رأس بریده می شود
قامت رعنای تو در کوچه ها
زیر بار غم خمیده می شود
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158
#من_علی_اللهی_نیستم
می نویسم فضل،می خوانم امیرالمؤمنین
خط به خط، آیات قرآنم امیرالمؤمنین
حرف حرف کلّ ایمانم امیرالمؤمنین
مظهر اوصاف یزدانم امیرالمؤمنین
نیست رب امّا خدای منقبت می خوانمش
صاحب اوج مقام و منزلت میخوانمش
باید او را خواند مظهر بر خدای ذوالجلال
عالمان شاگرد و او استاد تدریس کمال
تا خدا تنها صراط المستقیم ِ اتّصال
با زبان اَلکَنَم وصف جلالش شد محال
کار ما که نیست مدحش،کار ختم الانبیاست
در جهان حیدرشناس واقعی ذات خداست
آن که حیدر را خدا خوانده به حق مرتد شده
با غُلُوّ مرتبت ها، دشمن ایزد شده
در مسیر جاده ی حیدرشناسی سد شده
لایق لعن مدام حضرت احمد شده
بی گمان حرف خداوند و رسول و مرتضاست
اعتقادات علی اللهی وصوفی خطاست
ای کسی که وامدار مکتب پیغمبری
منصبت شد هیئتی،داری نشان نوکری
می زنی فریاد هر دم: حیدری ام،حیدری
از چه داری از سر غفلت، تب صوفی گری
هیئت ارباب جای اشتباه و نقص نیست
آمدی ای سینه زن در عرش ،جای رقص نیست
خیمه بوده از پلیدی ها جدا از ابتدا
تا قیامت باشد از بدعت گذاری ها جدا
نیست در آن جای اعمال قبیح و ناروا
خیمه دارد حکم زیر قبّه ی کربوبلا
نیست تحت قبّه، جولانگاه آداب غُلات
نیست دنباله رو این فرقه از اهل نجات
نیست در گلزار خیمه، جای خار غالیان
هیئتی از چه شدی در خیمه یار غالیان
در جنان ِ خیمه رفتی سمت نار غالیان
از چه بر روی لبت داری شعار غالیان
ادعای حبّ اولاد علی داری ولی
رفته ای دنبال شبهه بین القاب علی
هیئتی هرگز نشو از سنّت دیرینه دور
باش در هنگام خاموشی زدن دنبال نور
حضرت مهدی درون خیمه ها دارد حضور
پس دعا کن لحظه لحظه بهر تعجیل ظهور
حضرت مهدی بیاید خیمه مستحکم شود
شرّ ادیان دروغین از سر ما کم شود
حضرت مهدی بیاید روضه از سر می کند
خیمه را کربوبلای شاه بی سر می کند
هر دلی را یاد قلب عمّه،مضطر می کند
دیده ها را شعله ور از داغ اصغر می کند
یک سه شعبه آمد و با خون، علی را سیر کرد
مادر مظلومه اش را بین خیمه پیر کرد
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
@abdolmohsen158