eitaa logo
خانم های خزینه جدید
98 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
887 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
۹۹۱۱۲۲ عوامل موثر در تداوم انقلاب اسلامی.m4a
10.61M
حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا محمدی نسب
AUD-20210210-WA0001.mp3
1.69M
عوامل ماندگاری انقلاب اسلامی ایران حجت الاسلام والمسلمین کریمی
علت نامگذاری دهه فجر.m4a
9.59M
آقای دکتر فرجی استاد دانشگاه وتحلیلگر سیاسی
🔴 انتشار نامه تکان‌دهنده شهید سلیمانی به فرزندش 🔹من دیدم هرکس در این عالم راهی برای خود انتخاب کرده است یکی علم می‌آموزد و دیگری علم می‌آموزاند. یکی تجارت می کند کسی دیگر زراعت می کند و میلیون‌ها راه 🔹با خود اندیشیدم و چند موضوع را مرور کردم و از خود پرسیدم اولا طول این راه چقدر است انتهای آن‌ها کجاست، فرصت من چقدر است. و اساساً مقصد من چیست. دیدم من موقتم و همه موقت هستند. 🔹دیدم من باید به کسی متصل شوم که این مهم مرا علاج کند و او جز خدا نیست 🔹من خدا را انتخاب کرده ام و راه او را 🔹عزیزم من متعلق به آن سپاهی هستم که نمی خوابد و نباید بخوابد. تا دیگران در آرامش بخوابند. بگذار آرامش من فدای آرامش آنان بشود و بخوابند. 🔺سی سال است که نخوابیده‌ام اما دیگر نمی خواهم بخوابم. من در چشمان خود نمک می ریزم که پلک‌هایم جرأت بر هم آمدن نداشته باشــد تا نکند در غفلت من آن طفل بی‌پناه را سر ببرند ما نفجار نور بود. غربی ثامن۷ 🆔eitaa.com/samenbr 🆔https://sapp.ir/andishe_az 🍁 🇮🇷🍁
• ملاحظه : • این سخنان آقای وزیر اطلاعات، هم فی‌نفسه بسیار غلط است و با سیاست‌های جمهوری اسلامی و شخص رهبر انقلاب نمی‌خواند و هم می‌تواند تبعات جدّی برای کشور داشته باشد. • مخالفت جمهوری اسلامی و شخص رهبر انقلاب و مسئولان ایران با تولید و به کارگیری بمب اتم، یک موضع ریاکارانه و صرفاً برای دل‌خوش کردن یا فریب دیپلماتیک غربی‌ها نیست که حالا مثلاً کسی بخواهد به عنوان یک اهرم فشار از امکان ساخت بمب در شرایط ویژه سخن بگوید. • این سخنان از آن جهت کاملاً مغایر با منافع ملی است که می‌تواند به تقویت اهرم فشار طرف غربی در مذاکرات منجر شود و مهمتر از آن به چارچوب ظالمانه آمریکایی‌ها اعتبار ببخشد. ایران همواره ضمن تاکید بر اینکه هیچگاه نه نیت ساخت بمب داشته و نه حرکتی برای این امر انجام داده و می‌دهد، تاکید کرده و می‌کند که چارچوب مذاکرات باید «حق» در برابر «شفافیت» باشد؛ یعنی طرف غربی حق ایران برای هرگونه غنی‌سازی نامحدود صنعتی(و به طور کلی داشتن چرخه سوخت و تجهیزات آب‌سنگین و...) به منظور کاربرد صلح‌آمیز هسته‌ای را بپذیرد، اما در مقابل با امر شفافیت که از طریق مسائلی مانند بازرسی‌های در چارچوب پادمان یا حتی پروتکل الحاقی انجام بگیرد، مشکلی ندارد. • گرچه احتمالاً حکمرانان کشورهایی نظیر روسیه و چین و... عاقل‌تر از آنند که این حرفها را به منزله موضع رسمی جمهوری اسلامی محسوب کنند، اما دست‌کم دست‌آنان را نیز می‌تواند تا حدی برای حمایت از مواضع ایران ببندد؛ ضمن اینکه اینچنین نیست که چین و روسیه نیز هیچگاه تمایلی به ساخت بمب اتم توسط ایران داشته باشند! لذا اظهارات نسنجیده می‌تواند مواضع روسیه و چین را نیز به مواضع آمریکا نزدیک کند.   ما نفجار نور بود. غربی ثامن۷ 🆔eitaa.com/samenbr 🆔https://sapp.ir/andishe_az 🍁 🇮🇷🍁
شب گذشته ( 21/11/99) آقای محمود علوی وزیر اطلاعات کشورمان در برنامه گفتگوی ویژه خبری سخنانی را درباره موضوع هسته‌ای به زبان آورد که حقیقتاً حیرت‌انگیز بود. او می‌گوید: "صنعت هسته‌ای ما صنعت صلح‌آمیز است، مقام معظم رهبری صراحتاً در فتوایشان فرموده‌اند که «تولید سلاح هسته‌ای خلاف شرع است و جمهوری اسلامی سراغ آن نمی‌رود و آن را حرام می‌داند» اما عرض شود خدمتتان که اگر یک گربه را گوشه‌ای گیر بیاورند ممکن است رفتاری بکند که گربه‌ای که آزاد است آن رفتار را انجام نمی‌دهد. اگر ایران را به آن سمت هل بدهند، آنوقت تقصیر ایران نیست، بلکه تقصیر آنهایی است که هل دادند که در شرایط عادی ایران چنین نیت و چنین برنامه‌ای ندارد" (پایان نقل قول از آقای علوی)   ما نفجار نور بود. غربی ثامن۷ 🆔eitaa.com/samenbr 🆔https://sapp.ir/andishe_az 🍁 🇮🇷🍁
13.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدیه‌ای خاص به شما دوستان👆 روستای دولت‌آباد/ شهر نمین/ استان اردبیل ۲۲ بهمن ۹۹   ما نفجار نور بود. غربی ثامن۷ 🆔eitaa.com/samenbr 🆔https://sapp.ir/andishe_az 🍁 🇮🇷🍁
هدایت شده از شهدای چهاربرج ۱
🌹 پنجشنبه‌ بهمن ماه و ياد درگذشتگان‌ و شهداء🕯 🌷دلخوشند به این پنجشنبه ها 🕯به یک فاتحه به یک صلوات 🌷خدایا، روح این عزیزان درا 💚با امام حسین (ع) محشور فرما 🌷به یاد عزیزان آسمانی 🕯رحِمَ اللّه مَنْ یَقْرَا الفاتحه مَعَ الصَّلوات 🦋بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🦋 🌷الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ 🌷الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ 🌷مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ 🌷إيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ 🌷اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ 🌷صرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ 🌷غيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ. 🦋بسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ🦋 🌹قلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ 🌹اللَّهُ الصَّمَدُ 🌹لمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ 🌹و لَمْ يَكُن لَّهُ كُفوأّاَحَدّ 💚اللّهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ💚 🌷🕯روحشان قرین رحمت الهی🕯🌷
هدایت شده از معانی
*عمامه عاریتی؟!* مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری از شاگردان مرحوم میرزای بزرگ شیرازی در سامرا بود. *میرودمحضر امیرالمؤمنین (ع)* در حرم زیارت و به آقا امیرالمؤمنین می‌گوید: *آقا ما داریم برمی‌گردیم به ایران و می‌دانم برگردم، سیل مقلّدین و مراجعین در مسائل شرعیه به سمت ما می‌‌‌آید.آقا، یک الگویی را به ما معرفی کنید که من در آینده‌ی زندگی‌ام،این الگو بشود برای ما شاخص،این استقبال دنیا، مرجعیت، عزّت، ثروت و آقایی، ما را غافل نکند.* *حاج شیخ عبدالکریم حائری سه ماه نجف می ماند* و صبح و شام وقتی حرم مشرّف می‌شد، از امیر المؤمنین (ع) همین خواسته را تقاضا می‌کرد. *سه ماه هم ایشان کربلا می‌ماند.* جمعاً می‎شود شش ماه. دیگر ایشان داشته باز ناامید می‌شد که شاید آقا امام حسین (ع)هم مصلحت نمی‌دانند که معرفی کنند،آن شب با دل شکسته از حرم می‌‍‌رود در همان منزلی که در کربلا اسکان داشتند، ایشان شب می‌خوابد، *خواب سیدالشهداء (ع) را می‌بیند. آقا می‌فرمایند:* "شیخ عبدالکریم! از ما یک انسان جامعِ کاملِ وارسته می‌خواهی به عنوان الگو؟" می‌گوید: بله آقا. *می‌فرمایند:"فردا صبح وارد حرمِ ما که می‌خواهی بشوی طلوع فجر،کنار قبرِ حبیب بن مظاهر اسدی، یک جوان 18 ساله‌ای نشسته،* عمامه‌ای کرباسی به سر دارد و یک عبای کرباسی ولباس کرباسی هم پوشیده.شما که وارد می‌شوی،این جوان بلند می‌شود وارد حرم می‌شود یک سلامی پایین پا به من می‌کند،یک سلام به علی اکبر،یک سلام به جمیع شهداء،از حرم خارج می‌شود بعدازطلوع فجر.این جوان را دریاب که یکی از انسان‌های بزرگ است ". حاج شیخ می‌فرماید:بیدار شدم.طلوع فجر،وقتی وارد حرم شدم،دیدم کنار قبر حبیب بن مظاهر،همان گوهری که امام حسین (ع) حواله کرده بود،نشسته بود. وارد شدم، این قیام کرد و آمد در حرم و یک سلام به حضرت سیدالشهداء(ع)،یک سلام به علی اکبر ویک سلام به جمیع شهداء،ازحرم خارج شد آمد به ایوان و از آنجا به صحن رفت. دنبالش دویدم. در صحن،صدایش زدم و گفتم:آقا،بایست من با تو کار دارم. برگشت یک نگاهی به من کرد و گفت: "آقا! عمامه‌ی من عاریتی است "و رفت. از صحن رفت بیرون،رفت در کوچه‌ پس‌کوچه‌های کربلا، دنبالش دویدم:آقا! عرضی دارم، مطلبی دارم، بایست. دوباره درحال حرکت برگشت و گفت: "آقا! عبای من هم عاریتی است "؛ و رفت. آقای حاج شیخ عبدالکریم می‌گوید: دیدم دارد از دستم می‌رود؛ محصول شش ماه زحمت درِ خانه‌‌ی دو امام،بااین دو کلمه دارد می‌گذارد و می‌رود. دویدم و خودم را به او رساندم و دستش را گرفتم و گفتم:بایست.عبای من عاریتی است؛ عمامه‌ی من عاریتی است یعنی چه؟ *شش ماه التماس کرده‌ام تا شما را معرفی کرده‌اند، کار داریم با شما*. یک نگاهی به حاج شیخ می‌کند و می‌گوید: "چه کسی من را به شما معرفی کرد؟". آقا شیخ عبدالکریم می‌گوید: صاحب این بقعه و بارگاه، سیدالشهداء(ع). به حاج شیخ عبدالکریم می‌گوید: "امروز چندمِ ماه است؟" حاج شیخ عبدالکریم روز را می‌گویند. می‌گوید: "دنبال من بیا ". در کوچه‌پس‌کوچه‌های کربلا می‌روند تا به خارج از کربلا می‌رسند.یک تلّی بود که روی آن تل،یک اتاقکی بود.میرسد به درِ آن اتاق و می‌گوید: "اینجا خانه‌ی من است،فردا طلوع فجر،وعده‌ی دیدار من و شما همین جا ". می‌رود داخل و دررا می‌بندد. مرحوم حاج شیخ فرموده بود: من در عجب بودم؛ خدایا،این چه مطلبی می‌خواهد به من بگوید که موکول کردبه فردا.چرا امروز نگفت؟! آن درسی که بناست به من بدهد و زندگی آینده‌ی من راتضمین کنددر معنویت؛ بشود درس؛ بشود پیام. ایشان می‌فرماید: لحظه‌شماری می‌کردم.آن روز گذشت تا فردا و طلوع فجر، رفتم بیرونِ کربلا،روی همان تل.پشتِ همان اتاقک.آمدم در بزنم،صدای ناله‌ی پیرزنی از درون آن اتاق بلند بود و صدا می‌زد: وَلَدی! وَلَدی.پسرم، پسرم. در زدم، دیدم پیرزنی با چشمان اشک¬آلود در را گشود. گفتم:خانم دیروز یک جوانی زمان طلوع فجر، وارد این خانه شد و گفت اینجا خانه‌ی من است و با من وقت ملاقات گذاشته.این آقا کجاست؟ گفت: این پسرِ من بود،الآن پیشِ پای شمااز دنیا رفت.وارد شدم. دیدم پاهای این جوان به قبله دراز، هنوز بدن گرم. گفتم: وا أسفا! دیر رسیدم..یک روز حاج شیخ بر فراز تدریس کرسی درس خارج در قم،این خاطره را نقل کرده بود ازدوران جوانی و بعد فرموده بود: آن درسی که آن جوانِ بزرگ و کامل از طرف امام حسین (ع)به من آموخت، درسِ عملی بود. روز قبل به من گفت: آقا عمامه‌ی من عاریتی است، عبای من عاریتی است.فردا جلوی چشمانِ من،عبا و عمامه را گذاشت و رفت. می‌خواست به من بگوید: *شیخ عبدالکریم حائری! مرجعیت،عاریتی است؛ ریاست،عاریتی است؛ خانه‌هایتان،عاریتی است؛ پول‌های حسابتان،عاریتی است؛وجودتان،عاریتی است؛سلامتی‌تان،عاریتی است.هر چه می‌بینید،عاریه است و امانت است؛ دل به این عاریه‌ها نبندید .اینها را یا از شما میگیرند ،یا حوادث و یا وارث به ارث میبرد