eitaa logo
Aurora
101 دنبال‌کننده
6 عکس
8 ویدیو
8 فایل
اینجا همه آدمک اند،چوبی اند. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_z7rvip&btn=مبینا کپی؟هرگز.
مشاهده در ایتا
دانلود
برای کدامین سوگ ،چنین محزون مرثیه میخوانی آدم ؟!
لاجرم می‌نویسم/ می نویسم تا زنده بمانم؛ از گرمای سوزان خورشید در بهاری که شکوفه هایش،جان دادند از ستاره کم سویی که کبر بی اندازه کهکشان،نور بی فروغش را به یغما برد. از شبانگاهان که پگاه را به دار آویخت از فرهادی که در پی شیرین کردن زندگی اش ،سر به بیابان گذاشت. نمیدانم چه بگویم، از روزهای ملال انگیز این آدمک آشفته حال یا رویاهای واهی سبز واهی؟ سبز؟ غایت حقیقت‌ ، نهال کوچک امیدم را آخته؟ از خطوط کج و معوج جزوه های ریاضی بنویسم؟! در این وادی،فغان،جهان را به پوچ آغشته کرد و با هیچ معنایش بخشید. ابدیت چنان بی رحمانه به تاراج رفت؛که تارهای درهم تنیده،فقط گره های کوری شدند،برای گشوده نشدن غم های فاخته محو بود و دست نیافتنی با شکوه ، سرو قد ، سبز فکر ، خوش خیال و گرم رو شبح اوهام مشقت وارم را میگویم ؛ خسته از بودن های بدون زیستن خسته از بقایی که به فنا میرود وقسم به عدم ،که وجودیت من را زنجیر کرده به آرزوهای مبهمم من خسته ام؛ خسته از زندگی -مبینا
!
ساعت دیواری تیک تاک ممتد و من در انتظار لحظه‌ای که زمان برای یک بار هم که شده به میل قلبم بگذرد.
فوراً نه ولی حتماً
پرسید :«سخت‌ترین لحظه ی زندگی چه لحظه ایه؟ » چروک گوشه ی چشمم آرام آرام از بین رفت.کوتاه گفتم :«لحظه ی ناباوری.» گفت :«ناباوری؟» «آره، مثلاً ناباوری وقتی که برای اولین بار میفهمی ستاره ی مورد علاقت توی آسمون دکل برقه. مثلاً ناباوری وقتی که میفهمی جایزه های کلاس اول مدرسه رو بابا و مامان خریده بودن .ناباوری وقتی که واسه اولین بار زندگی واقعیتشو میکوبه توی صورتت و میبینی اونقدرا که فکر میکردی رویایی نیست . یا ... یا ناباوری وقتی که فهمیدی هیچوقت دوستت نداشت ...»
بعضی شب ها....m4a
حجم: 5.7M
رفتم، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم در لابلای دامن شبرنگ زندگی رفتم، که در سیاهی یک گور بی نشان فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی
تاریکی ها اندک روشناییِ به جا مانده را، ناشیانه می بلعیدند. آرامش در جوّی ناپایدار بود؛ رخت می بست و جایش را با نگرانی عوض می کرد. عشق در میانِ ما غریبه و غرورش شکسته بود، فکر فرار را به عمل تبدیل می کرد و تنفر به ریشِ ما می خندید! غالبِ همهمه ها در باطنِ خود از سکوتی عظیم رنج می بردند و توانِ خودنمایی نداشتند! در این میان؛ تنها \امید\ سرپا مانده و در آرزوی تولدی دوباره بود! با تمامِ دوگانگی و تردیدش، قد علم نمی کرد! امید با پوست و استخوانِ ما عجین شده بود…
Moein ~ [Resanejavan.Net]Moein - Safar (128).mp3
زمان: حجم: 6M
هنوز ، پیش مرگتم من ؛بمیرم تو نَمیری خوشم با خاطرااتم,اینو از من نگیری ! 2:14