پذیرش
حس میکنم دیگه اصلا تصوری از واقعیت زندگی ندارن، رویا داشتن براشون معنی نداره انگار
آخه دیگه رویای خوبی جلوشون نزاشتن...
هدایت شده از شب.
به نظرتون دست خیلی عضو شاعرانهای نیست؟ دستی که مینویسه، دستی که قلممو رو روی بوم حرکت میده، دستی که موهای دختری رو میبافه، دستی که مینوازه، دستی که دستی رو میگیره.
هدایت شده از مالکیت طلبِ حسودِ روانی
دستی که میکشه، دستی که اسیب میزنه
دست میتونه هرچیزی باشه
بستگی داره تو کی ای و چجوری ازش استفاده میکنی
هدایت شده از مالکیت طلبِ حسودِ روانی
دستی که شاید سر پسری را ناز کند یا گلوی همان پسر را بگیرد تا وقتی که زندگی از تنش جمع کند و برود
هدایت شده از مالکیت طلبِ حسودِ روانی
دستی که میتواند موقع زنده کردن گوجه قرمز شود یا وقتی گلوی کسی را میبرد سرخ و خونین