eitaa logo
پذیرش
67 دنبال‌کننده
772 عکس
26 ویدیو
0 فایل
گاهی اوقات انسان ها فقط انسان هستند.... https://abzarek.ir/service-p/msg/4281664 ۲۱ / ۲ / ۱۴۰۳
مشاهده در ایتا
دانلود
«بیگانه به بیگانه، ندارد کاری خویش است که در پی شکست خویش است»
وقت چاووشی گوش کردنه ❤️‍🩹
چرخش قلم در تاریکی✍. همانگونه که خورشید غروب میکند، خروش نویسنده‌‌ای که روزی اسمش میان زبان ها میچرخید هم به بن بست خود رسید و پایان یافت. کتاب ها در سکوت کناری از کتابخانه بزرگش مانده بودند و خاک میخوردند و قلم جوهرش را گم کرده بود. نویسنده در تاریکی به ماه نگاه میکرد. کتاب هایی که نوشته بود را پاره کرده بود و در شومینه انداخته بود. آتش که برگ برگ نوشته ها را خاکستر میکرد، به حرف آمد و کت نویسنده را گرفت:" آتش هم خوراک خوب میخواهد. این که به من دادی میسوزد و آتش من خاموش میشود. چیز دیگری بده." نویسنده آتش را دوباره برد در شومینه گذاشت و صفحات کتاب را دید که سیاه شده بودند و میان آتش ناپدید میشدند. یک برگه دیگر را هم انداخت و سوختنش را تماشا کرد. _ من دارم تلاش ده ساله‌ام را برای تو هدیه میکنم. اینها... اینها... اتش شعله ور شد و بالاتر رفت:"پس چرا آنها را میسوزانی؟" _دوستشان ندارم، چون... چون... آتش انگار که میخندید از دو سمت خروشید و بالا رفت. با بی رحمی و لحنی تیز خنجری فرو کرد:"چون؟" _یاد... یادش رحم ندارد. یادش تک تک ورقه ها را گرفته. چه زمانی که میگفت نوشته هایم را دوست دارد، چه زمانی که خودش کنارم مینشست و نوشتنم را نگاه میکرد. اینها همه در برگ برگ کتاب خفته‌اند... آتش دور نویسنده را گرفت و چرخید و چرخید. خروشید و جوشید. سقف را آتشین کرد، فرش را سیاه کرد. و در آخر جسد نویسنده را خاکستر کرد. چرا؟ چون یاد او برایش بیرحم بود....
Hey, little train, wait for me Was held in chains, but now I'm free I'm hanging in there, don't you see? In this process of elimination
«باده خور و به دامنم پاک کن آن دهان و لب تا که کنیم بعد از این دعوی پاکدامنی.»
«گر بگویم که مرا با تو سرو کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست»
«هر‌ کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید در رهگذار باد نگهبان لاله بود...»
«بر کام دل به گردش ایام دل مبند کاین چرخ کج‌مدار نه بر آرزو رود.»
«ترسم آن قوم که بر دردکشان می‌خندند در سر کار خرابات کنند ایمان را»
«برو از خانه‌ی گردون به در و نان مطلب کاین سیه‌کاسه در آخر بکشد مهمان را»