eitaa logo
کانال ادبیات جامع دهم، یازدهم و دوازدهم
8.7هزار دنبال‌کننده
186 عکس
439 ویدیو
2.9هزار فایل
تحلیل کتب فارسی ،‌نگارش ،‌علوم و فنون ۱_۲_۳ ,پاسخ به خودارزیابی ها,نمونه سوالات مستمر و ترم https://eitaa.com/adabiyatjame1112 مدیر کانال : فرحناز حسینی @Fhossieni ادمین : @Zahraghadirian (فقط جهت ارسال مطلب برای کانال)
مشاهده در ایتا
دانلود
11.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
3⃣ به کوشش : سید احسان حسینی ،خراسان شمالی، شیروان بخش اول کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112
10.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
3⃣ به کوشش : سید احسان حسینی ،خراسان شمالی، شیروان بخش دوم کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112
7.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
3⃣ به کوشش : سید احسان حسینی ،خراسان شمالی، شیروان بخش سوم کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112
کارگاه متن پژوهی 🔹بیت ۱: چو آگاه شد دختر گژدهم/که سالار آن انجمن گشت کم ✳️معنی: وقتی دختر گژدهم(گردآفرید) باخبر شد که سردار آن گروه(هجیر) اسیر شده است. ✳️قلمرو ادبی گشت کم: کنایه از اسیر شدن ✳️قلمرو زبانی گژدهم: پهلوان قوی هیکل/ چو: هنگامی که/ سالار: فرمانده 🔹بیت ۲: زنی بود برسان گردی سوار/همیشه به جنگ اندرون نامدار ✳️معنی: (گردآفرید) زنی بود مانند پهلوانی سواره و جنگجو که همیشه در جنگ معروف و مشهور بود. ✳️قلمرو ادبی تشبیه: زن، مشبه/ برسان، ادات/ گردی سوار، مشبه به/ ✳️قلمروزبانی کاربرد ویژگی سبکی دوحرف اضافه برای یک متمم (به جنگ اندرون) 🔹بیت ۳: کجا نام او بود گردآفرید/زمانه ز مادر چنین ناورید ✳️معنی: که نام او گردآفرید بود و روزگار فردی مانند او از مادر به دنیا نیاورده بود. مفهوم: وصف جنگاوری و شجاعت گردآفرید ✳️قلمرو ادبی مصراع دوم: تشخیص و اغراق تکرار "ز" و "م" : واج آرایی ✳️قلمرو زبانی گردآفرید: اسم مرکب زمانه: روزگار کجا: که ناورید: نیاورده بود 🔹بیت ۴: چنان ننگش آمد ز کار هجیر/که شد لاله رنگش به کردار قیر ✳️معنی: کار هجیر( اسیر شدن او) ان چنان باعث شرمندگی گردآفرید شد که چهره اش لز ننگ و خجالت همچون قیر سیاه گشت. ✳️قلمرو ادبی مانند کردن لاله رنگ( صورت سرخ رنگ) به قیر: تشبیه مصراع دوم کنایه از شرمندگی و روسیاهی ننگ و رنگ :جناس لاله رنگش کنایه از شادابی صورت 🔹بیت ۵: بپوشید درع سواران جنگ/نبود اندر آن کار جای درنگ ✳️معنی: زره سواران جنگی را پوشید زیرا در ان کار جای هیچ درنگ و تاخیر نبود. ✳️قلمرو زبانی درع: زره ✳️قلمرو ادبی درع و جنگ و سواران: مراعات نظیر 🔹بیت ۶: فرود آمد از دژ به کردار شیر/کمر بر میان بادپایی به زیر ✳️معنی: گرد افرید همچون شیری از بالای قلعه به پایین امد، کمربند خود را بست و اماده نبرد بر اسبی چابک سوار شد. ✳️قلمرو ادبی کمر: مجاز از کمربند بادپا: استعاره از اسب به کردار شیر: تشبیه_ مشبه، گردآفرید/ به کردار،ادات/ شیر،مشبه به/ شیر وپیر:جناس 🔹بیت ۷: به پیش سپاه اندر آمد چو گرد/چو رعد خروشان یکی ویله کرد ✳️معنی: به سرعت به نزده سپاه رفت و همچون رعدوبرقی خشمگین فریاد زد. ✳️قلمرو ادبی چو گرد: تشبیه_ گردآفرید، مشبه/ گرد، مشبه به/ چو، ادات/ چو رعد خروشان: تشبیه_ گردآفرید، مشبه/رعد خروشان، مشبه به/ چو، ادات/ چو گرد امدن کنایه از به سرعت امدن رعد خروشان: تشخیص گرد و کرد: جناس ناقص ✳️قلمرو زبانی به پیش سپاه اندر: کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم رعد خروشان: ترکیب وصفی 🔹بیت ۸: که گردان کدامند و جنگ‌آوران/دلیران و کارآزموده سران ✳️معنی: (گردآفرید فریاد کشید و گفت): پهلوانان، جنگاوران، دلیران و فرماندهان چه کسانی هستند؟ ✳️قلمرو ادبی کار آزموده: کنایه از باتجربه سران: مجاز از فرماندهان 🔹بیت ۹: چو سهراب شیراوژن او را بدید/بخندید و لب را به دندان گزید. ✳️معنی: وقتی سهراب دلاور و پهلوان او را دید خندید و بسیار تعجب کرد. ✳️قلمرو ادبی شیراوژن: کنایه از دلاور و قدرتمند لب به دندان گزیدن: کنایه از متعجب شدن بیت حالت تمسخر دارد. 🔹بیت ۱۰: بیامد دمان پیش گرد آفرید/چو دخت کمندافگن او را بدید ✳️معنی: (سهراب) خروشان نزد گردآفرید امد. وقتی کمند انداز او را دید... با بیت بعدی موقوف المعانی است. ✳️قلمرو زبانی دمان:خروشنده دمان: بن مضارع + ان= صفت فاعلی چو: وقتی که 🔹بیت ۱۱: کمان را به زه کرد و بگشاد بر/نبد مرغ را پیش تیرش گذر ✳️معنی: (گردآفرید)کمان را اماده ی تیراندازی کرد و دست هایش را برای تیراندازی باز کرد. چنان مهارت داشت که هیچ پرنده ای نمی توانست فرار کند. ✳️قلمرو ادبی کمان و زه و تیر: مراعات نظیر مصراع دوم کنایه و اغراق در این در تیراندازی بسیار ماهر بود. 🔹بیت۱۲: به سهراب بر تیر باران گرفت/چپ و راست جنگ سواران گرفت ✳️معنی: گردآفرید به سمت سهراب تیراندازی کرد و از چپ و راست با تیر به جنگ با او پرداخت. ✳️قلمرو ادبی چپ و راست: تضاد و مجاز از هر سو ✳️قلمرو زبانی به سهراب بر: کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم 🔹بیت ۱۳: نگه کرد سهراب و آمدش ننگ/برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ ✳️قلمرو زبانی برآشفت: خشمگین شد تیز: سریع آمدش ننگ جهش ضمیر دارد: ننگش آمد ✳️ قلمرو ادبی ننگ، جنگ: جناس ناهمسان ✳️معنی: سهراب نگاه کرد و بدش آمد. خشمگین شد و به تندی به جنگ درآمد. 🔹بیت۱۴- چو سهراب را دید گـــردآفرید/ که برسان آتـش همی بردمید ✳️قلمرو زبانی:  همی‌بردمید: می‌دمید، می‌غرید، می‌خروشید، برمی‌خاست  ✳️قلمرو ادبی:  واج آرایی «د» تشبیه: سهراب، مشبه/ برسان، ادات/ اتش، مشبه به/ همی بردمید ،وجه شبه/ کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112
یه، منظور گردآفرید مجوی، جویی: جناس اشتقاق واج آرایی: «ی» ✳️معنی: سهراب به گردآفرید گفت که از من خلاص نخواهی شد، چرا زیبارویی چون تو باید بجنگد؟ (چرا جوینده ی جنگی؟) 🔹بیت۲۸- نیامد به دامـم به سان تو گـــور/ ز چنگــــم رهایی نیابی مـــشور ✳️قلمرو زبانی مشور: تقلا نکن به سان: مانند ✳️قلمرو ادبی به دام آمدن: کنایه از در بند افتادن، اسیر شدن به سان تو گور: تشبیه_ تو، مشبه/ گور، مشبه به/ به سان، ادات/ ارزشمندی، وجه شبه/ چنگ مجاز از دست دام ایهام تناسب با گور: ۱)دام ۲) بند گور مجاز از شکار ✳️معنی: تا به حال شکاری چون تو به دام من نیفتاده است. در فکر رهایی نباش چون نمی توانی از دستانم فرار کنی. 🔹بیت۲۹- بدانست کاویخت گــــردآفـــرید/ مر آن را جز از چاره درمان ندید ✳️قلمرو زبانی بدانست: فهمید اویخت: در بند افتاد چاره: تدبیر، فریب و نیرنگ درمان: راه کار ✳️معنی: گردآفرید فهمید که اسیر شده است و به جز حیله و چاره سازی راه دیگری ندارد. 🔹بیت۳۰- بدو روی بنمود و گفت ای دلیر/میان دلیران به کــــــــردار شیر قلمرو زبانی: بدو: به او مرجع آن «سهراب» / دلیر: دلاور/ به کردار: همانند، ادات تشبیه / موقوف المعانی /  ✳️قلمرو ادبی بنمود ایهام دارد: ۱) مورد خطاب قرار دادن ۲) نشان دادن دلیر: تکرار میان … شیر: تشبیه_ به کردار،ادات/ سهراب،مشبه/ شیر،مشبه به/ ✳️معنی: گردآفرید به سهراب رویش را نشان داد و گفت ای دلیری که میان دلیران همچون شیر شجاع هستی. 🔹بیت۳۱- دو لشکر نظاره برین جنگ ما/ برین گرز و شمشیر و آهنگ ما ✳️قلمرو زبانی دو لشکر: منظور لشکر ایران و توران نظاره: نگریستن، تماشا کردن گرز: چماق آهنگ: همت و قصد ✳️قلمرو ادبی لشکر، جنگ، گرز، شمشیر: مراعات نظیر واژه آرایی: برین واج آرایی: «ر» ✳️معنی: هر دو لشکر تماشاگر و بیننده ی جنگیدن ما هستند. 🔹بیت۳۲- کنون من گشایم چنین روی و موی/سپاه تو گــردد پر از گفت‌وگوی ✳️قلمرو ادبی روی، موی: تناسب، جناس ناهمسان پر از گفتگو گردیدن: کنایه از غیبت کردن، حرف درآوردن واج آرایی: «گ» و «و» ✳️معنی: اکنون من روی و مویم را می‌گشایم، تا در بین سپاهیان تو بحث و گفت و گو بشود. 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 به کوشش : اقای لطف الله خلیلی از شهر ورزنه منطقه بن رود استان اصفهان کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم @adabiyatjame1112 کارگاه متن پژوهی 🔹بیت۳۳- که با دختری او به دشت نــــبرد/بدین سان به ابر اندر آورد گـرد ✳️قلمرو زبانی بدین سان: به این گونه ✳️قلمرو ادبی گرد به ابر اندرآوردن: اغراق، کنایه از جنگ بسیار شدید ✳️معنی: (می گویند) سهراب در میدان جنگ با یک دختر این گونه سخت جنگید و مبارزه کرد. 🔹بیت۳۴- کنون لشکر و دژ به فرمان توست /نباید برین آشتی جنگ جـــــست ✳️قلمرو زبانی کنون: اکنون دژ: قلعه، حصار آشتی، جنگ: تضاد ✳️قلمرو ادبی لشکر و دژ و جنگ: مراعات نظیر به فرمان بودن: کنایه از تسلیم بودن جنگ جست: کنایه از جنگیدن دژ مجاز از اهل دژ ✳️معنی: اکنون لشکر و دژ در اختیار توست، برای همین نباید با وجود صلح و اشتی ما در پی جنگ باشیم. 🔹بیت۳۵- عـــــــنان را بپیچید گـــرد آفرید/سمــــند سرافراز بر دژ کـــشید ✳️قلمرو زبانی عنان: افسار، دهانه سمند: اسبی که رنگش مایل به زردی باشد، زرده (در متن درس مطلق اسب مورد نظر است) ✳️قلمرو ادبی عنان را پیچیدن: کنایه از برگشتن عنان، سمند: تناسب واج آرایی: «د» ✳️معنی: گردآفرید افسار اسب را پیچاند و به سمت قلعه حرکت کرد. 🔹بیت۳۶- همی‌رفت و سهراب با او به هم/بیامد به درگــــــــاه دژ گــژدهم ✳️قلمرو زبانی همی‌رفت: رفت به هم: با همدیگر درگاه: جلوی در، آستانه گژدهم: پدر گردآفرید ✳️معنی: گردآفرید و سهراب همراه هم می رفتند. گــژدهم نیز جلوی دروازه دژ آمد. 🔹بیت۳۷- در باره بگــــشاد گــــــرد آفـرید/تن خسته و بسته بر دژ کـــشید ✳️قلمرو زبانی باره:دیوار قلعه، حصار خسته: زخمی، افگار ✳️قلمرو ادبی خسته، بسته: جناس ناهمسان تن بسته کنایه از ناتوانی و درماندگی ✳️معنی: گرد آفـرید در دژ را بازکرد و با تن زخمی و خسته خود به درون قلعه رفت. 🔹بیت ۳۸- در دژ ببستند و غمگــــین شدند /پر از غم دل و دیده خونین شدند ✳️قلمرو زبانی خونین: صفت نسبی ✳️قلمرو ادبی خونین شدن دل و دیده: اغراق و کنایه از زیاد ناراحت شدن و گریستن دل، دیده: تناسب واج آرایی: «د» ✳️معنی: اهالی قلعه در دژ  را بستند در حالی که دلشان پر از غم و اندوه بود و بسیار گریستند. 🔹بیت۳۹- ز آزار گـــــــــردآفرید و هجـیر/پر از درد بودند بــــــرنا و پیر ✳️قلمرو زبانی آزار: آزرده شدن، رنجش برنا: بالغ، جوان ✳️قلمرو ادبی برنا، پیر: تضاد واج آرایی: «ر» برنا و پیر: مجاز از همه پر از درد بود: کنایه از غم و اندوه زیاد، اغراق ✳️معنی: همه ی افراد (چه جوان و چه پیر)به خاطر رنجش گردآفرید و هجـیر پر از درد و غم بودند. 🔹بیت۴۰-
4_5990007754620667945.mp3
3.49M
: کتاب گویا کانال جامع ادبیات دهم و یازدهم و دوازدهم🇮🇷 @adabiyatjame1112
4_5780518461310503874.pdf
455.7K
+کارگاه متن پژوهی به کوشش : خانم مینا رفیعی ، استان خوزستان، شهرستان باوی کانال جامع ادبیات دهم و یازدهم و دوازدهم🇮🇷 @adabiyatjame1112
4_5841441288209041831.pdf
1.14M
+کارگاه متن پژوهی به کوشش : دکتر امیدعلی شیخی کن کت ، شهرستان نورآباددلفان استان لرستان کانال ادبیات جامع دهم 🔰🔰 @adabiyatjame1112
درس 13 فارسی 10.pdf
455.7K
+کارگاه متن پژوهی به کوشش : خانم مینا رفیعی ، استان خوزستان، شهرستان باوی کانال ادبیات جامع دهم🇮🇷 🔰🔰 @adabiyatjame1112
4_5841441288209041831.pdf
1.14M
+کارگاه متن پژوهی به کوشش : دکتر امیدعلی شیخی کن کت ، شهرستان نورآباددلفان استان لرستان کانال ادبیات جامع دهم 🔰🔰 @adabiyatjame1112
درس 13 فارسی 10.pdf
455.7K
+کارگاه متن پژوهی به کوشش : خانم مینا رفیعی ، استان خوزستان، شهرستان باوی کانال ادبیات جامع دهم🇮🇷 🔰🔰 @adabiyatjame1112