11.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
3⃣
#فارسی_دهم
#درس_سیزدهم
#گردآفرید
به کوشش : سید احسان حسینی ،خراسان شمالی، شیروان
بخش اول
کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم
@adabiyatjame1112
10.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
3⃣
#فارسی_دهم
#درس_سیزدهم
#گردآفرید
به کوشش : سید احسان حسینی ،خراسان شمالی، شیروان
بخش دوم
کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم
@adabiyatjame1112
7.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
3⃣
#فارسی_دهم
#درس_سیزدهم
#گردآفرید
به کوشش : سید احسان حسینی ،خراسان شمالی، شیروان
بخش سوم
کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم
@adabiyatjame1112
#فارسی_دهم
#درس_سيزدهم
#گردآفرید
کارگاه متن پژوهی
🔹بیت ۱:
چو آگاه شد دختر گژدهم/که سالار آن انجمن گشت کم
✳️معنی: وقتی دختر گژدهم(گردآفرید) باخبر شد که سردار آن گروه(هجیر) اسیر شده است.
✳️قلمرو ادبی
گشت کم: کنایه از اسیر شدن
✳️قلمرو زبانی
گژدهم: پهلوان قوی هیکل/ چو: هنگامی که/ سالار: فرمانده
🔹بیت ۲:
زنی بود برسان گردی سوار/همیشه به جنگ اندرون نامدار
✳️معنی: (گردآفرید) زنی بود مانند پهلوانی سواره و جنگجو که همیشه در جنگ معروف و مشهور بود.
✳️قلمرو ادبی
تشبیه: زن، مشبه/ برسان، ادات/ گردی سوار، مشبه به/
✳️قلمروزبانی
کاربرد ویژگی سبکی دوحرف اضافه برای یک متمم (به جنگ اندرون)
🔹بیت ۳:
کجا نام او بود گردآفرید/زمانه ز مادر چنین ناورید
✳️معنی: که نام او گردآفرید بود و روزگار فردی مانند او از مادر به دنیا نیاورده بود.
مفهوم: وصف جنگاوری و شجاعت گردآفرید
✳️قلمرو ادبی
مصراع دوم: تشخیص و اغراق
تکرار "ز" و "م" : واج آرایی
✳️قلمرو زبانی
گردآفرید: اسم مرکب
زمانه: روزگار
کجا: که
ناورید: نیاورده بود
🔹بیت ۴:
چنان ننگش آمد ز کار هجیر/که شد لاله رنگش به کردار قیر
✳️معنی: کار هجیر( اسیر شدن او) ان چنان باعث شرمندگی گردآفرید شد که چهره اش لز ننگ و خجالت همچون قیر سیاه گشت.
✳️قلمرو ادبی
مانند کردن لاله رنگ( صورت سرخ رنگ) به قیر: تشبیه
مصراع دوم کنایه از شرمندگی و روسیاهی
ننگ و رنگ :جناس
لاله رنگش کنایه از شادابی صورت
🔹بیت ۵:
بپوشید درع سواران جنگ/نبود اندر آن کار جای درنگ
✳️معنی: زره سواران جنگی را پوشید زیرا در ان کار جای هیچ درنگ و تاخیر نبود.
✳️قلمرو زبانی
درع: زره
✳️قلمرو ادبی
درع و جنگ و سواران: مراعات نظیر
🔹بیت ۶:
فرود آمد از دژ به کردار شیر/کمر بر میان بادپایی به زیر
✳️معنی: گرد افرید همچون شیری از بالای قلعه به پایین امد، کمربند خود را بست و اماده نبرد بر اسبی چابک سوار شد.
✳️قلمرو ادبی
کمر: مجاز از کمربند
بادپا: استعاره از اسب
به کردار شیر: تشبیه_ مشبه، گردآفرید/ به کردار،ادات/ شیر،مشبه به/
شیر وپیر:جناس
🔹بیت ۷:
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد/چو رعد خروشان یکی ویله کرد
✳️معنی: به سرعت به نزده سپاه رفت و همچون رعدوبرقی خشمگین فریاد زد.
✳️قلمرو ادبی
چو گرد: تشبیه_ گردآفرید، مشبه/ گرد، مشبه به/ چو، ادات/
چو رعد خروشان: تشبیه_ گردآفرید، مشبه/رعد خروشان، مشبه به/ چو، ادات/
چو گرد امدن کنایه از به سرعت امدن
رعد خروشان: تشخیص
گرد و کرد: جناس ناقص
✳️قلمرو زبانی
به پیش سپاه اندر: کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم
رعد خروشان: ترکیب وصفی
🔹بیت ۸:
که گردان کدامند و جنگآوران/دلیران و کارآزموده سران
✳️معنی: (گردآفرید فریاد کشید و گفت): پهلوانان، جنگاوران، دلیران و فرماندهان چه کسانی هستند؟
✳️قلمرو ادبی
کار آزموده: کنایه از باتجربه
سران: مجاز از فرماندهان
🔹بیت ۹:
چو سهراب شیراوژن او را بدید/بخندید و لب را به دندان گزید.
✳️معنی: وقتی سهراب دلاور و پهلوان او را دید خندید و بسیار تعجب کرد.
✳️قلمرو ادبی
شیراوژن: کنایه از دلاور و قدرتمند
لب به دندان گزیدن: کنایه از متعجب شدن
بیت حالت تمسخر دارد.
🔹بیت ۱۰:
بیامد دمان پیش گرد آفرید/چو دخت کمندافگن او را بدید
✳️معنی: (سهراب) خروشان نزد گردآفرید امد. وقتی کمند انداز او را دید...
با بیت بعدی موقوف المعانی است.
✳️قلمرو زبانی
دمان:خروشنده
دمان: بن مضارع + ان= صفت فاعلی
چو: وقتی که
🔹بیت ۱۱:
کمان را به زه کرد و بگشاد بر/نبد مرغ را پیش تیرش گذر
✳️معنی: (گردآفرید)کمان را اماده ی تیراندازی کرد و دست هایش را برای تیراندازی باز کرد. چنان مهارت داشت که هیچ پرنده ای نمی توانست فرار کند.
✳️قلمرو ادبی
کمان و زه و تیر: مراعات نظیر
مصراع دوم کنایه و اغراق در این در تیراندازی بسیار ماهر بود.
🔹بیت۱۲:
به سهراب بر تیر باران گرفت/چپ و راست جنگ سواران گرفت
✳️معنی: گردآفرید به سمت سهراب تیراندازی کرد و از چپ و راست با تیر به جنگ با او پرداخت.
✳️قلمرو ادبی
چپ و راست: تضاد و مجاز از هر سو
✳️قلمرو زبانی
به سهراب بر: کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم
🔹بیت ۱۳: نگه کرد سهراب و آمدش ننگ/برآشفت و تیز اندر آمد به جنگ
✳️قلمرو زبانی
برآشفت: خشمگین شد
تیز: سریع
آمدش ننگ جهش ضمیر دارد: ننگش آمد
✳️ قلمرو ادبی
ننگ، جنگ: جناس ناهمسان
✳️معنی: سهراب نگاه کرد و بدش آمد. خشمگین شد و به تندی به جنگ درآمد.
🔹بیت۱۴- چو سهراب را دید گـــردآفرید/ که برسان آتـش همی بردمید
✳️قلمرو زبانی:
همیبردمید: میدمید، میغرید، میخروشید، برمیخاست
✳️قلمرو ادبی:
واج آرایی «د»
تشبیه: سهراب، مشبه/ برسان، ادات/ اتش، مشبه به/ همی بردمید ،وجه شبه/
کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم
@adabiyatjame1112
یه، منظور گردآفرید مجوی، جویی: جناس اشتقاق
واج آرایی: «ی»
✳️معنی: سهراب به گردآفرید گفت که از من خلاص نخواهی شد، چرا زیبارویی چون تو باید بجنگد؟ (چرا جوینده ی جنگی؟)
🔹بیت۲۸- نیامد به دامـم به سان تو گـــور/ ز چنگــــم رهایی نیابی مـــشور
✳️قلمرو زبانی
مشور: تقلا نکن
به سان: مانند
✳️قلمرو ادبی
به دام آمدن: کنایه از در بند افتادن، اسیر شدن
به سان تو گور: تشبیه_ تو، مشبه/ گور، مشبه به/ به سان، ادات/ ارزشمندی، وجه شبه/
چنگ مجاز از دست
دام ایهام تناسب با گور: ۱)دام ۲) بند
گور مجاز از شکار
✳️معنی: تا به حال شکاری چون تو به دام من نیفتاده است. در فکر رهایی نباش چون نمی توانی از دستانم فرار کنی.
🔹بیت۲۹- بدانست کاویخت گــــردآفـــرید/ مر آن را جز از چاره درمان ندید
✳️قلمرو زبانی
بدانست: فهمید
اویخت: در بند افتاد
چاره: تدبیر، فریب و نیرنگ
درمان: راه کار
✳️معنی: گردآفرید فهمید که اسیر شده است و به جز حیله و چاره سازی راه دیگری ندارد.
🔹بیت۳۰- بدو روی بنمود و گفت ای دلیر/میان دلیران به کــــــــردار شیر
قلمرو زبانی: بدو: به او مرجع آن «سهراب» / دلیر: دلاور/ به کردار: همانند، ادات تشبیه / موقوف المعانی / ✳️قلمرو ادبی
بنمود ایهام دارد: ۱) مورد خطاب قرار دادن ۲) نشان دادن
دلیر: تکرار
میان … شیر: تشبیه_ به کردار،ادات/ سهراب،مشبه/ شیر،مشبه به/
✳️معنی: گردآفرید به سهراب رویش را نشان داد و گفت ای دلیری که میان دلیران همچون شیر شجاع هستی.
🔹بیت۳۱- دو لشکر نظاره برین جنگ ما/ برین گرز و شمشیر و آهنگ ما
✳️قلمرو زبانی
دو لشکر: منظور لشکر ایران و توران
نظاره: نگریستن، تماشا کردن
گرز: چماق
آهنگ: همت و قصد
✳️قلمرو ادبی
لشکر، جنگ، گرز، شمشیر: مراعات نظیر
واژه آرایی: برین
واج آرایی: «ر»
✳️معنی: هر دو لشکر تماشاگر و بیننده ی جنگیدن ما هستند.
🔹بیت۳۲- کنون من گشایم چنین روی و موی/سپاه تو گــردد پر از گفتوگوی
✳️قلمرو ادبی
روی، موی: تناسب، جناس ناهمسان
پر از گفتگو گردیدن: کنایه از غیبت کردن، حرف درآوردن
واج آرایی: «گ» و «و»
✳️معنی: اکنون من روی و مویم را میگشایم، تا در بین سپاهیان تو بحث و گفت و گو بشود.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
به کوشش : اقای لطف الله خلیلی از شهر ورزنه منطقه بن رود استان اصفهان
کانال جامع ادبیات دهم ،یازدهم و دوازدهم
@adabiyatjame1112
#فارسی_دهم
#درس_سيزدهم
#گردآفرید
کارگاه متن پژوهی
🔹بیت۳۳- که با دختری او به دشت نــــبرد/بدین سان به ابر اندر آورد گـرد
✳️قلمرو زبانی
بدین سان: به این گونه
✳️قلمرو ادبی
گرد به ابر اندرآوردن: اغراق، کنایه از جنگ بسیار شدید
✳️معنی: (می گویند) سهراب در میدان جنگ با یک دختر این گونه سخت جنگید و مبارزه کرد.
🔹بیت۳۴- کنون لشکر و دژ به فرمان توست /نباید برین آشتی جنگ جـــــست
✳️قلمرو زبانی
کنون: اکنون
دژ: قلعه، حصار
آشتی، جنگ: تضاد
✳️قلمرو ادبی
لشکر و دژ و جنگ: مراعات نظیر
به فرمان بودن: کنایه از تسلیم بودن
جنگ جست: کنایه از جنگیدن
دژ مجاز از اهل دژ
✳️معنی: اکنون لشکر و دژ در اختیار توست، برای همین نباید با وجود صلح و اشتی ما در پی جنگ باشیم.
🔹بیت۳۵- عـــــــنان را بپیچید گـــرد آفرید/سمــــند سرافراز بر دژ کـــشید
✳️قلمرو زبانی
عنان: افسار، دهانه
سمند: اسبی که رنگش مایل به زردی باشد، زرده (در متن درس مطلق اسب مورد نظر است)
✳️قلمرو ادبی
عنان را پیچیدن: کنایه از برگشتن
عنان، سمند: تناسب
واج آرایی: «د»
✳️معنی: گردآفرید افسار اسب را پیچاند و به سمت قلعه حرکت کرد.
🔹بیت۳۶- همیرفت و سهراب با او به هم/بیامد به درگــــــــاه دژ گــژدهم
✳️قلمرو زبانی
همیرفت: رفت
به هم: با همدیگر
درگاه: جلوی در، آستانه
گژدهم: پدر گردآفرید
✳️معنی: گردآفرید و سهراب همراه هم می رفتند. گــژدهم نیز جلوی دروازه دژ آمد.
🔹بیت۳۷- در باره بگــــشاد گــــــرد آفـرید/تن خسته و بسته بر دژ کـــشید
✳️قلمرو زبانی
باره:دیوار قلعه، حصار
خسته: زخمی، افگار
✳️قلمرو ادبی
خسته، بسته: جناس ناهمسان
تن بسته کنایه از ناتوانی و درماندگی
✳️معنی: گرد آفـرید در دژ را بازکرد و با تن زخمی و خسته خود به درون قلعه رفت.
🔹بیت ۳۸- در دژ ببستند و غمگــــین شدند /پر از غم دل و دیده خونین شدند
✳️قلمرو زبانی
خونین: صفت نسبی
✳️قلمرو ادبی
خونین شدن دل و دیده: اغراق و کنایه از زیاد ناراحت شدن و گریستن
دل، دیده: تناسب
واج آرایی: «د»
✳️معنی: اهالی قلعه در دژ را بستند در حالی که دلشان پر از غم و اندوه بود و بسیار گریستند.
🔹بیت۳۹- ز آزار گـــــــــردآفرید و هجـیر/پر از درد بودند بــــــرنا و پیر
✳️قلمرو زبانی
آزار: آزرده شدن، رنجش
برنا: بالغ، جوان
✳️قلمرو ادبی
برنا، پیر: تضاد
واج آرایی: «ر»
برنا و پیر: مجاز از همه
پر از درد بود: کنایه از غم و اندوه زیاد، اغراق
✳️معنی: همه ی افراد (چه جوان و چه پیر)به خاطر رنجش گردآفرید و هجـیر پر از درد و غم بودند.
🔹بیت۴۰-
4_5990007754620667945.mp3
3.49M
#فارسی_دهم
#درس_سیزدهم
#گردآفرید
#خوانش : کتاب گویا
کانال جامع ادبیات دهم و یازدهم و دوازدهم🇮🇷
@adabiyatjame1112
4_5780518461310503874.pdf
455.7K
#فارسی_دهم
#درس_سیزدهم
#گردآفرید
#تحلیل+کارگاه متن پژوهی
به کوشش : خانم مینا رفیعی ،
استان خوزستان، شهرستان باوی
کانال جامع ادبیات دهم و یازدهم و دوازدهم🇮🇷
@adabiyatjame1112
4_5841441288209041831.pdf
1.14M
#فارسی_دهم
#درس_سیزدهم
#گردآفرید
#شعرخوانی
#دلیران_ومردان_ایران_زمین
#تحلیل +کارگاه متن پژوهی
به کوشش : دکتر امیدعلی شیخی کن کت ، شهرستان نورآباددلفان استان لرستان
کانال ادبیات جامع دهم
🔰🔰
@adabiyatjame1112
درس 13 فارسی 10.pdf
455.7K
#فارسی_دهم
#درس_سیزدهم
#گردآفرید
#تحلیل+کارگاه متن پژوهی
به کوشش : خانم مینا رفیعی ،
استان خوزستان، شهرستان باوی
کانال ادبیات جامع دهم🇮🇷
🔰🔰
@adabiyatjame1112
4_5841441288209041831.pdf
1.14M
#فارسی_دهم
#درس_سیزدهم
#گردآفرید
#شعرخوانی
#دلیران_ومردان_ایران_زمین
#تحلیل +کارگاه متن پژوهی
به کوشش : دکتر امیدعلی شیخی کن کت ، شهرستان نورآباددلفان استان لرستان
کانال ادبیات جامع دهم
🔰🔰
@adabiyatjame1112
درس 13 فارسی 10.pdf
455.7K
#فارسی_دهم
#درس_سیزدهم
#گردآفرید
#تحلیل+کارگاه متن پژوهی
به کوشش : خانم مینا رفیعی ،
استان خوزستان، شهرستان باوی
کانال ادبیات جامع دهم🇮🇷
🔰🔰
@adabiyatjame1112