eitaa logo
آدینه سبز
38 دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
7.5هزار ویدیو
56 فایل
روزهادرگذرندودلم خسته ازاین آمدن طولانی وخودم درحیرت پرسشی بی پاسخ که توکی می آیی باز؟
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 نتیجه #مرگ گفتن ها😉👆 #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_آلسعود 🌐 @adyan8
🔴 گرایی و لذت‌جویی "همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به کردن شکم و رسیدگی به خلاصه می شود، دیگر اهمیّت نمی دهند که آنچه می خورند است یا ؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان است یا ؟!  ✍ در آن زمان، و و خودنما خواهند شد. آنان در ها داخل، به ها علاقه مند و با سرعت به سوی لذّت ها روی می آورند. خواهی دید که زنان با زنان می کنند. درآمد زنان از راه و بزهکاری تأمین می گردد. آنان حرام های الهی را حلال می شمارند و بدین سان در وارد و در آن جاودان می گردند. 🔻 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: « برپا نمی گردد، تا این که ظاهر شود. گفتند: ای رسول خدا ! مرگ سفید چیست؟ فرمودند: ناگهانی » 📚اصول کافی، ج8، ص42الفائق، جلد 1 ،ص141
زندگے مثـل جلسه‌ امتحان است.📋🖊 باࢪ ها غلـط مینویسـیم، ✏ پاک میکنیـم، و دوباࢪه غلـط می نویسیم.🖋 غافل از اینکہ ناگہان⚡️ فریــاد میزند: 《برگه ها بالا..!💔》
به در خانه طوعه آمدند . وقتی که حضرت مسلم صدای پای اسبان و همهمه لشکریان را شنیدند ؛ تبسم نمودند و فرمودند : ای نفْس ، به پا خیز و را در آغوش بگیر که هیچ گریزی از آن نيست . طوعه عرضه داشت : ای آقای من ، خودتان را آماده مرگ ساخته اید ؟ حضرت فرمودند : آری ، چاره‌ ای از آن نيست . لشکریان از بیرون خانه ، خانه را به زیر بار گرفتند و سر ها را زده و به داخل خانه انداختند ! حضرت مسلم به طوعه فرمودند : مادر جان ، میترسم که بر من هجوم آورند و من در خانه‌ ات باشم . سپس از خانه خارج شدند . او به گونه‌ ای بود که لشکریان تا که با او مواجه شدند ، موی تن‌ شان چنان راست شد که از لباسشان بیرون زد ! در وصف و حضرت مسلم نوشته‌ اند : آنگونه قدرت داشت که با دستانش مردی را بلند میکرد و به خانه می انداخت . مصادر : مقتل ابی مخنف ، صفحه ۳۳ _ اسرار الشهاده ، صفحه ۲۲۵ _ معالى السبطين ، جلد ۱ ، صفحه ۲۳۵ ، الفتوح ، ابن اعثم ، جلد ۵ ، صفحه ۹۲ _ تاريخ طبرى ، جلد ۷ ، صفحه ۲۹۲۱
🔻تو که بچه نیستی، گول بخوری! 🎤حجت‌الاسلام‌ : 🔸آیت‌الله خویی رحمه‌الله می‌گفت: در جوانی به نجف رفتم، شنیدم مرحوم استاد اخلاق و عرفان است؛ عده‌ای هم بدی او را می‌گفتند که مثلا است. 🔹شک کردم که بروم یا نروم، تا این که ناگهان پیکی از طرف خود مرحوم قاضی پیغامی آورد که فلانی! تو که ، گول بخوری، ، پس به مجلس ما بیا. دیدم درست می‌گویند، برای همین رفتم و در جلسه درس مرحوم قاضی شرکت کردم. 🔸بعد از این چند سالی شاگردی مرحوم قاضی را می‌کند و در یک ماه رمضان از ایشان دستور عملی را می‌خواهد. مرحوم قاضی هم دستوری می‌دهند و می‌گویند شب بیا. 🔹وقتی آیت‌الله خویی پیش مرحوم قاضی می‌رود، ایشان دستشان را بالا می‌گیرند، آیت‌الله خویی می‌گوید: ناگهان آن طرفِ دست ایشان، شبح خودم را دیدم. سنم بالا رفت و شاگردانم بیشتر شد، را از سرتاسر جهان اسلام از من می‌پرسیدند. 🔸ناگهان از ماذنه‌های بعضی مساجد صدا آمد که آیت‌الله خویی رحلت کرد، یعنی خودم را هم دیدم. مرحوم قاضی به من گفت، این‌ها را نشان دادم که پیدا کنی. 🔹مرحوم آیت‌الله قاضی بعدا می‌گوید؛ اگر این سید داشت، بعد از مرگش را هم نشان می‌دادم. 📚خبرگزاری دانشجو؛ ۲۹شهريور ۱۳۹۱