اَدنا؛
_کاسهیدعاهرچیبزرگتر،سهمحاجتخواهیتبیشتر:).
_روزعرفه،
حرمبانو،
همونجای
همیشگیِ
پرخاطره...
_عید قربان است و من در پی قربانی آن خصلت ناپسند خویشم که بین من و تو عامل دوری و جدایی ست:).
اَدنا؛
_ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته... از وقتی یادمه برام میخوند،با صدای بلند هم میخوند که یادبگیرم و از
_پارسال حوالی بهمن ماه به عمو پیام دادم و ازشون خواستم نصیحتم بکنن:)،
هیچی،فقط این یه مورد این روزا زیادی داره تو سرم تکرار میشه...
_هرکی با خدا رفیق میشه،اهل بلا میشه؛
هرکی هم اهل بلا بشه،اهل کربلا میشه.
_حاجحسینیکتا
اَدنا؛
_
_به شدت ذهنم درگیر بود،
صلب توفیق شده بودم،
روحم خسته و جسمم به مراتب خسته تر بود،
پیگیری ها نتیجه نمیداد،
هوا سنگین بود،
کارها پیش نمیرفت و به هر دری میزدیم نمیشد،
توقعات بالا گرفته بود،
یک سری حرفای سنگین شنیده بودم،
بغض وسط قفسهی سینم گیر کرده بود،
اتفاقات پیش بینی نشده ای درحال وقوع بود،
از شدت نفهمیدن عربده های مکرر تو سرم تکرار میشد،
حس انسان های نابسامان ولم نمیکرد و...
درست اونجایی که به سکوی پرتاب رسیده بودم گوشیم تو دستم لرزید،یک ثانیه دیرتر پیام ارسال میشد گوشی رو زمین بود و من غرق غرق...
تو نگاه اول برداشت شما یک پیام از طرف عاشق به معشوقِ اما مسئله چیز دیگریست:).
_یکیازروزهایخدمتکهقابروبهرومآسمونبود.