خیلی دلم میخواست بدونم ارغوانِ هوشنگ ابتهاج کیه؟ و چیکار کرده باهاش که اینقدر براش شعر گفته و با بغض اونو میخونه......
هدایت شده از 🌍بچا اصفان🌍
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تقدیم به قهرمانانی که ناممکنهای زندگی رو ممکن کردن❤️🥇
🏛کانال بزرگ #بچا_اصفان 👇
https://eitaa.com/joinchat/1004470638Cffdce48db1
خبرها و تصاویر اصفهانمون 👆
و انها فقط سکوت کردند
سکوت کردند و به تماشا نشستند
کلمات مناسب حال ان ها نبود
کلمات نمی توانست تمام سال های رفته را توصیف کنند
پس هرروز عصر صندلی برمیداشتند
در ایوان میگذاشتند
و به تماشای هم مینشستند
هیچکس نمی دانست در ذهن آنها چه میگذرد
شاید نگاه ها برایشان تفسیر داشت
و یا شاید هم به فکر آلزایمری بودند
آلزایمری که هر دو دچارش شده بودند
شاید تمام ان نگاه ها برای این بود که روزی همدیگر را از یاد نبرند
او مثل لحظات کوتاه و کوچک زندگی بود
با اینکه کسی به او توجه نمیکرد...
اما.....
بودنش ضروری بود...
برای ادامه زندگی ....
برای شاد بودن......