مگر از دست دادنِ چه کسی
میتواند مرا بترساند،
وقتی در تلخترین و دشوارترین
لحظههای زندگی،
همواره تنها ماندهام و جز خویشتن،
کسی را کنارِ خود نیافتهام..!
راستی، دنیا چه شکلی می شد اگر
به جای اینکه در سینه ام گلوله ای بنشانی،
در قلبم گُلی می کاشتی!؟
- عدنان الصائغ
خیلی عوض شدهام.
دیگر از خداحافظیها غمگین نمیشوم،
به هیچکس تکیه نمیدهم،
از هیچکس انتظارِ محبت ندارم،
سر به زانوهایم میگذارم و
سنگِ صبورِ خودم میشوم.
And in the end of the story it was just me and you!
But then i realized that it was just me ...
اگر گریه کنم آیا شما میتوانید صدای مرا
از میانِ مصراعهای من بشنوید!؟
اشکِ چشمهای مرا آیا
با دستهایتان میتوانید لمس کنید…؟
- اورهان ولی