#امام_صادق ع فرمودند:
✅ هرکس حق مومنی را حبس کند، حق تعالی در قیامت او را پانصد سال برپا نگه می دارد تا آنکه از عرقش رودخانه ها جاری شود و منادی ندا میکند که این است ظالمی که حق خدا را حبس کرده است ،
پس چهل روز او را سرزنش میکنند سپس بفرماید که او را به جهنم ببرند !
📚 (ثوابالاعمال، ص ٥٤٥)
#تفکر 👇👇
⚠️ پس چگونه خواهد بود حال کسانی که به بهانه های مختلف، از پرداخت خمس و زکات مالشان دریغ می کنند؟
👌 زیرا خمس و زکات هم دراصل ، حق #امام_زمان عج است که بدست نایبان ایشان بین فقرای مسلمان تقسیم می شود، یا حق جامعه اسلامی و آبادکردن آن است که درصورت عدم پرداخت، حکم حبس حق امام زمان (عج) را دارد!⚠️
خود #امام_صادق ع فرمودند:
« سختترین حالات خلقالله در روز قیامت؛ زمانی است که طلبکار خمس؛ سر بلند کرده و ندا کند: خدایا خمس من چه شد؟ 😭
📚 (بحار، ج ٩٣، ص ١٩٣)
😱 وای از وقتی که این طلبکار، شخص امام زمان باشد ❗️😔
✅ و نیز فرمودند:
دزدان سه نفرند:
👈کسی که زکات و وجوهات خود را نمیپردازد
👈و کسی که (خوردن) مهریه زنان را برای خود حلال میداند!
👈و آن کس که قرض میگیرد درحالیکه قصد پرداختن آن را نداشته باشد.
📚 (خصال، ج ١، ص ٧٤)
🆔 @afzayeshetelaat
مسیر سعادت🏝️
#امام_صادق ع فرمودند: ✅ هرکس حق مومنی را حبس کند، حق تعالی در قیامت او را پانصد سال برپا نگه می دار
#احکام
⁉️ تفاوت خمس و زکات، با مالیاتهای دولتی چیست؟
🔰پاسخ :
مالیات، پولی است که به دولت میپردازیم تا به ما خدمات برساند.
کوچه و خیابان را آسفالت کند، امنیت ما را تامین کند، درمانگاه و بیمارستان برای ما آماده کند، برای فرزندانمان مدرسه و دانشگاه بسازد و....
این پول هزینه ای است که نیازهای ما را تامین میکند، شبیه پولهایی که برای خوراک و پوشاک و مسکن خود خرج میکنیم.
بنابراین مالیات، منافع عمومی ما را تامین میکند، 👈 اما خمس و زکات، پولی است که از فرد گرفته میشود، تا خرج محرومان و رفع مشکلات آنان شود.
📚حجت الاسلام قرائتی
✍ مالیات، قانون مملکت است و هرکس در هر مملکتی زندگی میکند باید تابع قوانین آنجا باشد.
ولی خمس و زکات (وجوهات)، حکم شرعی است و یک مسلمان، در هر جای دنیا که زندگی کند باید وجوهات شرعیه خود (حق امام زمان عج) را بدست نایبان ایشان برساند تا آنان نیز برای مسلمانان محروم و محتاج، یا برای آبادکردن جامعه اسلامی مصرف کنند.
🆔 @afzayeshetelaat
tKtMSL2N67t0qyU5f.pdf
718.4K
عزیزانی که تمایل دارند #حدیث_عنوان_بصری را مطالعه کنند، میتوانند از دانلود فایل ، استفاده کنند. 👆👆
انشاالله بزودی بخش هایی از این حدیث را هم در کانال، تقدیم می کنم.
🆔 @afzayeshetelaat
tohid-mofzel.pdf
593.1K
عزیزانی هم که تمایل دارند #توحید_مفضل را مطالعه کنند، میتوانند از دانلود این فایل ، استفاده کنند. 👆👆
🆔 @afzayeshetelaat
امروز ۲۴ آبان، سالگرد رحلت مرحوم #علامه_طباطبایی بود ، حرف های زیادی در باره ایشان و شخصیت و فضائل ایشان هست ، که البته در این مقال نمی گنجد.
بخشی از کمالات و فضائلی که ایشان بدان موفق شدند، را بنابر اعتراف خودشان، مدیون همسرشان هستند.
👈گاهی اوقات که به جوانها گفته می شود که از زندگی حضرت زهرا س، و علی ع، الگو بگیرید👌 می گویند : آنها دو معصوم بودند و یک زهرا و یک علی بیشتر در دنیا، نبوده !
اما با مطالعه و تأمل در زندگی برخی افراد، ازجمله همسر علامه طباطبایی، میتوان فهمید که ایشان با الگو گرفتن از حضرت زهرا س، مسیر کمال خود را بخوبی طی کرده بودند.
👈 او هیچگاه منتظر نماند تا اگر چنانچه شوهرش، به وظایف خود عمل کرد، او هم بکند!!
آنانکه قصد ازدواج دارند، یا ازدواج کرده اند، مطلب زیر را حتما بخوانند👇👇
#قوانین_و_مهارت_های_زندگی #تلنگر
👈با #ازدواج ، یک سری وظایف و تکالیف بر عهده ی مرد قرار میگیرد که با رعایت آن ها نسبت به همسرش ،میتواند عروج کند💫
👈یک سلسله وظایف و تکالیف هم بر دوش زن می افتد که با ادای آن ها میتواند به تعالی برسد.💫
👈مسیر نقص و اُفت وجودی شوهر ، عدم رعایت حقوقی است که باید نسبت به زن ایفا کند
👈 و مسیر نقص و افت زن، عدم رعایت حقوقی است که مرد بر گردن او دارد.
👌پس اگر مردی حق زنش را رعایت نکرد ، دلیل نمیشود که زن نیز از حقوق و تکالیفی که نسبت به همسرش دارد ،شانه خالی کند؛ و بالعکس.❌
👈چون در آن صورت خودشان از کمال باز می مانند و آنوقت نمیتوانند بگویند همسرم نخواست به کمال برسد، من هم نخواستم و نرسیدم!😳
👈اگر هم، چنین بگویند ،تفاوتی در اصل قضیه ندارد و هرکدام که مسیر نقص و اُفت خود را بپیماید ، بهرحال باید درد و عذاب ناقص ماندن خودش را تحمل کند😩
👌ما مسیر بهشت را به خاطر خودمان طی می کنیم.
👌پس همانطور که اگر همسرمان نماز نخواند و روزه نگرفت، نمیگوییم چون او نماز نمیخواند، من هم نماز نمیخوانم!! 😳 !! در این موضوع نیز باید صرفنظر از نوع عملکرد همسرمان، بدنبال انجام صحیح و تام وظایف خود باشیم.
🆔 @afzayeshetelaat
🔹 در روزهایی که #علامه_طباطبایی در سوگ همسرشان محزون و متأثر بود و اشک فراوانی از دیدگانش بر گونه ها جاری می ساخت،😭 یکی از شاگردان، سبب این همه آشفتگی و ناراحتی علامه را از این بابت جویا شده بود.
👌 علامه پاسخ داده بود:
« مرگ حق است، همه باید بمیریم، من برای مرگ همسرم گریه نمی کنم، گریه من از صفا و کدبانوگری و محبت های خانم بود.
من زندگی پرفراز و نشیبی داشته ام. در نجف با سختی هایی مواجه می شدم، من از حوائج زندگی و چگونگی اداره آن بی اطلاع بودم، اداره زندگی به عهده خانم بود. در طول مدت زندگی ما، هیچگاه نشد که خانم، کاری بکند که من حداقل در دلم بگویم کاش این کار را نمی کرد یا کاری را ترک کند که من بگویم کاش این عمل را انجام داده بود !
در تمام دوران زندگی، هیچگاه به من نگفت چرا فلان عمل را انجام دادی؟ یا چرا ترک کردی؟... من این همه محبت و صفا را چگونه می توانم فراموش کنم؟! »
✍ چه درسهایی که از این بانو می توان گرفت !! التماس #تفکر ❗️
🆔 @afzayeshetelaat
مسیر سعادت🏝️
#تلنگر 🙄🤔 فرض کنید دختر یک خانواده ی ثروتمندی هستید در تبریز. با یک طلبه ساده ازدواج میکنید و بخاط
👌 خواندن متن ریپلای شده هم خالی از لطف نیست👌
#سرد_و_گرم_روزگار
✅ مرحوم #علامه_طباطبایی در سال ۱۳۰۴ در سن ۲۳ سالگی، با یکی از خویشان خودشان، دختر آقای حاج میرزا مهدی مهدوی طباطبایی ازدواج کردند و سپس همراه برادر عازم نجف شدند،
قرار شد که از درآمد ملک مورثی که از پدرشان مانده بود، مخارج تحصیل در نجف تأمین شود؛ چون آنها قصد نداشتند، به هیچوجه از بیت المال استفاده کنند.
ده سال اول را باهمین درآمد از ارثیه پدری، که از ایران برایشان ارسال میشد گذراندند.
ولی در سال ۱۳۱۴ شمسی، رضا شاه دستور میدهد که از خروج ارز از ایران جلوگیری شود.
(به این ترتیب، عموم طلبه هایی که از ایران، شهریه یا درآمدی به آنها میرسید، با قطع بودجه و درآمد مواجه شدند) 😔
حاج میرزا باقر قاضی نیز برای ارسال پول برای این دو برادر با مشکل مواجه شد.
این دو نیز به هیچ وجه از بیت المال استفاده نمیکردند. 😔
به این ترتیب، این دو بی خرجی می مانند و ناچار میشوند که از دوست و آشنا قرض بگیرند یا از این دکان و آن دکان، نسیه کنند و امورات خود را بگذرانند.
نامه نگاری به تبریز هم مشکلی را حل نمیکند و آن ها هم نمیتوانستند، پولی بفرستند.
این موضوع موجب استیصال و درماندگی آنها میشود. 😔
مرحوم علامه طباطبایی تعریف میکردند که این قضیه، کار را به آنجا رساند که ما ناچار شدیم اثاثیه منزل را یک یک بفروشیم و خرج کنیم. کم کم هر چه بود و نبود، از ظرف و ظروف و لباس تا کتابها هر چه را داشتیم، فروختیم. فشار و مشکل زندگی ما را مستأصل کرد. 😭
👈 از اینرو به حرم حضرت علی (ع) رفتم و پس از عرض سلام، عرض کردم:
یا جَّدا !! اینطوری طلبه داری میکنید ؟؟!!😳
🤭 اما بلافاصله متوجه شدم که اشتباه بسیار بدی کردم و این خلاف توکل است .😥
اما بهرحال این اشتباه را مرتکب شده بودم و بشدت ناراحت و منفعل، سر به زیر و خجل از حرم حضرت امیرمؤمنان (ع) بیرون آمدم و به منزل بازگشتم.
وارد خانه شدم و متوجه شدم که در خانه هیچ کس نیست. از فرط ناراحتی در گوشه ای از حیاط نشستم و برای اشتباهی که کرده بودم، خیلی ناراحت بودم. 😢
در همین هنگام مشاهده کردم که درب کوچه باز شد و مردی با لباس بلند وارد شد.
(گویا به دلایل طی مراحل سیر و سلوک؛ چنین شهوداتی برای ایشان بسیار عادی بود، زیرا هیچ اهمیتی به این مسئله نداده بودند). این شخص وارد شد و به ایشان گفت:
من «شاه حسین ولی»* هستم. خدا سلام میرساند و میفرماید: در این هفده سال، من کی شما را تنها گذاشتم ؟؟!!
«شاه حسین ولی» این جمله را گفت و رفت و من به فکر افتادم که این هفده سال، از کی و چه زمانی آغاز شده است؟!🙄🤔
کمی که فکر کردم، متوجه شدم، از تاریخی که من لباس روحانیت پوشیده ام، هفده سال میگذرد یعنی هفت سال در تبریز و ده سال هم در نجف .
*(مرحوم «شاه حسین ولی» ۱۸۰ سال پیش فوت کرده بود. او درویشی عارف مسلک در تبریز بود که هنوز هم قبرش زیارتگاه مردم است.)
☝️همان روز به همسرم گفتم: روزیِ ما در نجف تمام شده است، حاضر باش که باید به تبریز برگردیم . چیزی هم برای اثاث کشی نداشتیم.
این قضایا و تشرف علامه به حرم مطهر امیرمؤمنان (ع) را کسی نمیدانست.
همسر ایشان نقل میکرد که آن شب خوابیده بودیم که نزدیک سحر درب خانه به صدا در آمد، هوا تاریک بود. پشت در رفتم و گفتم: کی هستید؟ گفت این امانتی را به آقا بدهید. من در حالیکه شخص پشت در را نمیدیدم، از لای درب، دستمال گره خورده ای را تحویل گرفتم.
فردای آن شب، هنگام خداحافظی از زنهای همسایه شنیدم که در همسایگی ما شیخ عربی زندگی میکند که پسر بچه سیزده ساله بیماری، مشرف به موت، در خانه داشته است. این شیخ نذر میکند که اگر این بچه سلامتی خود را باز یابد، سیصد دینار عراقی به یک سید طلبه، هدیه کند و از قضا آن بچه شب پیش شفا یافته بود و شیخ هم نذرش را ادا کرده بود اما کسی نمیدانست که این پول به خانه ما آمده است.
مرحوم علامه نیز نقل میکردند که پولی رسید و بدهی ها را دادم !
🆔 @afzayeshetelaat