eitaa logo
دانلود
طلوع کن، دلم برات تنگ شده.
City of stαrs
تیکه‌ آخر انبه که تهِ رانی می‌مونه و درنمیاد داره داد می‌زنه که تورو یادم بیاره. منم که خب دیوونه تر از اون، می‌شینم فکر می‌کنم و فکر می‌کنم تا برسم به ته تهش. معلومه که یادمه، نشسته بودیم لب جدول، داشتی با چنگ و دندون در میاوردی تیکه‌ی آخر انبه رو. خندیدم، گفتم داری چیکار می‌کنی؟ و گفتی "تو خوشت میاد همه‌ی دوستات برن، تو گیر کنی تنهای تنها توی یه قوطی؟". زل زدم‌ به آسمون، هیچی نگفتم. حرف رفتن که می‌شد، حتی به شوخی، من بوش رو حس می‌کردم. همیشه همین بودم. همیشه فرار می‌کنم که نشنوم داری می‌گی "همه می‌رن". ولی مگه می‌شه از رفتن فرار کرد؟ مثل اینه که از زندگی فرار کنی. زندگی رفتنه، نه؟ باید تهش به همه‌ی تیکه‌پاره های تنت، به همه‌ی خورده‌های قلبت، بگی که عزیزم،خدا به همرات. بعدشم با کتونی‌های سفید لگدشون کنی و از روشون رد بشی.
جامتو بیار ضحی برات آب مقدس بریزه سر بکشی دخترِ مجسمه‌ی فرشته
نجلا حتی اگر خودش پودر شده باشه یه چسب میگیره دستش و شروع میکنه به بهم چسبوندن تیکه‌های شکسته‌ی تو.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
City of stαrs
خب معلومه چون این منم که روی پشت‌بوم نشستم، و دارم فکر می‌کنم که خودمو پرت کنم پایین یا برم بخوابم.
City of stαrs
بده بره هرچی بوده بینِ ما ، من باید برم .
نجلا همیشه بهم حس صبح‌های ابری رو میداد، وقتی از خواب بیدار میشی تا بری مدرسه و میری هوا خاکستریه. منو یاد چشم‌های قرمز میندازه و لیوان‌هایی که بوی قهوه میدن. کلمه‌هاش حس آرامش دریا و درخشش خورشید رو دارن. نجلا همیشه امن‌ترینه، همیشه، همیشه.
نجلای ناز
نجلای قارچی