eitaa logo
عقـیـقِ‌عشــق؛ | سوره‌ی‌بارآن
395 دنبال‌کننده
974 عکس
471 ویدیو
1 فایل
.. بهای عشــق چیست؟جان؛ بهای جــآن چیست؟بهشت؛ . به لطف حضرتِ‌عشق؛ مکانی‌برای‌من، برای‌نوشتن،حرف‌زدن‌و... متولدِ۷خرداد ۱۴۰۲ 🌿 .
مشاهده در ایتا
دانلود
آذرخشیم ما بر سر صهیون! یک‌قدم مانده بدرخشیم ما هنگامه خصم دنیا بر سر صهیون! چشم به فرمان پسرحیدریم ما -سوره‌ی‌باران/۲۸خرداد۱۴۰۴
من تورا دوست داشتم، در روزهایی که مسئله ی ما زنده ماندن بود نه عاشق بودن... - ازدیگری.
تکلیف،تکلیف است درهرشرایطی عمل به تکلیف واجب است.چه زمانی که انسان ناراحت باشد و چه زمانی که مسرور باشد مکلف است! غم و شادی در تکلیف انسان تغییری ایجاد نمی کنند. -کتابِ بدون مرز
@aghigheeshghاین روزها؛.mp3
زمان: حجم: 8.9M
. قصه‌این‌بارکمی‌متفاوت‌است! جایی‌میان‌قصه‌های‌این‌روزها‌وآن‌روزها؛بشنویم‌از‌روایتِ‌‌مقاومت؛ 🌿 @aghigheeshgh
عزیزِ‌جانم آخرین روزِ بهار چگونه بود؟! -از بهارِ مخلوط در جنگ سخنی هم هست؟! + هست.معلوم است که هست؛ کوچه ی جنگ، پلاک بی کسی را که بر سرمان میخکوب نکرده! ما رهبری بالای سرمان است که اسمش هم کاخِ دشمن را می لرزاند.. جنگ، با من و شما شوخی ندارد اما همان رهبر دستور داد زندگی را با قوت ادامه دهیم ،پس سلام بر تابستان... -سوره‌ی‌باران/۳۱خرداد۱۴۰۳
بغض دراین مصراع خوابیده: وطن عشق است،ایمان است ای مردم..
72.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- رزقِ‌بی‌بدیل! همه ی شهر به دلدادگی هم می خندند که فلانی شده از چشم کسی مست،که نیست:)
خدای‌جنگ حرف‌های زیادی از این‌روزهای‌مان را به تصویر کشید؛ بازهم یک فریم از قصه های این روزها و آن روزهاست... غرق شدم در آتش سوختن... ابراهیم‌های‌این‌وطن‌کم‌نیستند!
عقـیـقِ‌عشــق؛ | سوره‌ی‌بارآن
-
[ما هنوزم تو جنگیم !] جمله در سرم اکو می‌شود... در جنگیم...جنگ ... هنوزهم چشمان خسته ام را روی هم فشار می دهم که بخوابم ، هجوم افکار مانع می شود. هنوزهم خواب هایم آشفته تر از هروقتی است. هنوز هم گوش به زنگ میخوابم،بیدارمیشوم، زندگی می کنم با این آماده باش که شاید دقیقه ای دیگر زیرتلی از آوار نفس بکشیم. هنوز هم با بغض به اطرافیانم فکرمیکنم و زیر لب «فالله خیر حافظا» روانه ی شان میکنم. هنوز هم با هجوم افکار ، قلبم را به فریاد وامیدارم اما تظاهرمیکنم همه چیز مثل هروضعیت عادی و بی خطری خوب است! هنوز هم بی کم و کاست پیگیراخبار این روزها نشسته ام. هنوزهم تلخ‌ترین مکالمات بین آدم های زمانه ام این است:..«کجایی؟!»..«زنده ای؟» ..«اونجارو زدن؟!» هنوز هم سکانس به سکانس فیلم ها و روایت ها را دارم به چشم واقعیت میبینم. هنوز هم حتی بیشتر از پیش، با دل نگرانی و التماس ،با چشم های چون رود جاری ، به تعداد دفعات بیشتری به آدم های قلبم می گویم «مراقب خودت باش» غافل ازاینکه هیچ‌کدام از ما در برابر حوادث جنگ هیچ توانایی و قدرتی از خود نداریم ؛چون حادثه خبر نمی کند. حادثه خبر نمی کند و جنگ هم با هیچکس شوخی ندارد. من هم جزء همان هیچ کسم. الان هستم و ممکن است لحظه ای دیگر از من هیچ چیز باقی‌نماند جز اندکی چند یادوخاطره؛ جنگ همین است! معلق زمین و آسمان بودن و فکرکردن اما به زندگی روزمره ادامه دادن... زندگی روزمره ای که این روزهایش را بیشتر مسئله ای چون زنده ماندن، ازدست دادن و مرگ در آغوش گرفته است. هنوزهم نسل ما ،نسلی است که انگار مقاومت را امضای زندگانی اش کرده‌اند. نسلی که از دست دادن یاران زیادی را به چشم دید، دشمنی های داخلی و بیرونی، وطن فروشی و تعرض متجاوزان به خاک کشورش را … اما محکوم ماند به ادامه دادن مسیر، بی وقفه. ـ سوره‌ی‌باران/۲تیرماه۱۴۰۴
به این امید که با صبر، سنگ، لعل شود کنون به سینه نهفتیم گفتنی‌ها را ... - سجادرشیدی‌پور
خدایا،منِ بدون تو خیلی تنهاست:)!