eitaa logo
رسانه اجتماعی مسجد و محله
395 دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
5.3هزار ویدیو
489 فایل
رسانه اجتماعی و کانال رسمی مسجد حضرت زینب سلام الله علیها قم، شهرک شهید زین الدین، خیابان شهید پائیزان انتهای خ دکتر حسابی کدپستی3739115659 شناسه ملی 14013514594 حساب حقوقی درآمد وجاری مسجد 5892107047156958 💳 IR050150000003101103064788
مشاهده در ایتا
دانلود
بهشت منصفان 🖌 حضرت (ع) فرمود: خدا را بهشتى است که جز سه کس در آن وارد نشوند، یکى از آنها کسى است که درباره خود به حق داورى کند. 🖌 عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ لِلَّهِ جَنَّةً لَا يَدْخُلُهَا إِلَّا ثَلَاثَةٌ أَحَدُهُمْ مَنْ حَكَمَ فِى نَفْسِهِ بِالْحَقِّ . 📚 اصول کافى جلد ۳ صفحه: ۲۱۸ روایة: ۱۹ @hadith_daily
هدایت شده از سالن مطالعه
۴۹ *سلام بر بخشندگان بی منت* یه بار اومدن صندوق صدقاتمون رو خالی کنن صد تا تک تومنی توش بود، یارو شماره کمیته امداد رو داد گفت اگه کاری داشتید زنگ بزنید😐😂👌 . . . پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ما نقص مال من صدقه قط فاعطوا و لاتجبنوا. *هيچگاه مال انسان با صدقه كم نخواهد شد، پس صدقه بدهيد و نترسيد.* بحار، ج ۹۶، ص ۱۳۱ *گاهی ما آدمها وقتی به کسی کمکی می کنیم یا صدقه ای میدهیم، اون پول رو دیگه، سرمایه ی از دست رفته می دونیم. در صورتی که کاملا برعکسه صدقه سرمایه ذخیره شده است به شرطی که با منت خرابش نکنیم بارها پیامبر (صل‌الله‌علیه‌و‌آله) به فقرا برای نجات از فقر دستور دادند که صدقه بدهید.* 🖋سالن مطالعه محله زینبیه، با کلی کتاب، مقاله و ... مفید و خواندنی @salonemotalee
هدایت شده از سالن مطالعه
دوم: در ۲۳ دی ماه ۱۳۴۴ خورشیدی موافقتنامه ایران و شوروی (روسیه کنونی) مبنی بر ساخت نخستین کارخانه ذوب آهن ایران به تصویب مجلس شورای ملی رسید. چندی بعد، کارشناسان ایرانی و روسی زمینی را در ۴۰ کیلومتری جنوب غربی اصفهان برگزیدند. عملیات اجرایی از سال ۱۳۴۶ آغاز و در دی ماه سال ۱۳۵۰ بهره برداری شد. در نتیجه، کار بیشتر، شهرسازی بیشتر، ازدواج بیشتر و جمعیت بیشتر و صد البته مصرف آب بیشتر پدید آمد. کارخانه ذوب آهن اصفهان در یکی از خوش آب و هواترین جاهای پیرامونی شهر اصفهان بنا شده و دقیقا در مسیر بادهای غربی- شرقی است. در نتیجه هوای آلوده اش به صورت پیوسته نخست به مشام شهروندان اصفهانی می‌رسد و سپس راهی دشت نایین می شود. سوم: تقریبا همزمان با پیگیری ساخت کارخانه ذوب آهن، سد بزرگ شاه عباس در بالادست زاینده رود جایی که خاک استان چهارمحال و بختیاری است، در سال ۱۳۴۹ خورشیدی به بهره برداری رسید. مدیران اصفهانی دقیقا همان محوطه سد را ضمیمه خاک استان اصفهان کردند تا اشراف کاملی بر مدیریت آب دریاچه اش داشته باشند. همچنین بخش مربوط به مدیریت آب استان چهارمحال و بختیاری از کنترل این استان خارج شد و جملگی در اختیار اصفهان قرار گرفت. هر گونه برداشت از آب زاینده رود چه بالادست و چه پایین دست، منوط به نظر اداره آب اصفهان بود نه جای دیگر. بر اساس قوانین نوشته و نانوشته، در طول دهه‌های پس از آبگیری این سد، فقط اصفهان بود که تعیین می کرد چه اندازه آب به کجا برود. نفوذ قدرتمند لابی اصفهان در ساختارهای دولت شاهنشاهی و جمهوری اسلامی نیز همواره پشتیبان این رویکرد بود. 🖋سالن مطالعه محله زینبیه، با کلی کتاب، مقاله و ... مفید و خواندنی @salonemotalee
هدایت شده از سالن مطالعه
🇮🇷🇮🇷 وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷 ✒قسمت دهم؛ قسمت قبل: https://eitaa.com/salonemotalee/351 فصل اول کوچه باغهای محله شترگلو (۸) ... جوانان انقلابی در حیاط بیت آقا صحبت از پایین آوردن مجسمه شاه می‌کردند. همانجا آقای مدنی به جوانان پرشور و انقلابی فرمود: "مجسمه و شاه پایین خواهند آمد. اما اینکار نباید به قیمت از دست دادن جوانان ما باشد" فردا صبح علی‌الطلوع خودم را به میدان مرکزی شهر رساندم که مجسمه اسب سوار شاه در وسط آن مثل خاری در چشم مردم مسلمان و انقلابی بود. انبوهی از تانک‌ها به دور آن حلقه زده بودند تا نگذارند دست انتقام مردم نماد ظلم و بیداد او را پایین بیاورد. گاه‌گاهی عده‌ای بی‌اعتنا به تهدید ماموران به تانک ها نزدیک می‌شدند. خدمه‌ها موتور تانک را روشن می‌کردند و دود سفیدی میدان را می‌گرفت. همانجا فرصت خوبی بود که در پوشش دودها پاهایم را به سینه تانک‌ها برسانم. اما این کار بی‌نتیجه بود. صدای آقا در گوشم مانده بود؛ "مجسمه و شاه پایین خواهند آمد اما این کار نباید به قیمت از دست دادن جوانان ما باشد" مسجد، پایگاه انقلاب شده بود و هر کسی بعد از نماز به تناسب روحیه و توان خود فعالیتی را برای تقویت حرکت عمومی مردم به منظور براندازی حکومت شاه انجام می‌داد. فرزی و چابکی من مسئولان و جوانان انقلابی مسجد را بر آن داشت که مرا در تیم تقسیم اعلامیه‌های انقلابی و پیام‌های امام سازماندهی کنند. اعلامیه ها را می گرفتم و شبانه در مراکز اصلی و معابر عمومی می‌چسباندم. روزهای آخر عمر طاغوت داشت سپری می‌شد که خبر آوردند ستونی از تانک‌های ارتش پشت تریلی‌ها از کرمانشاه حرکت کرده‌اند تا از همدان بگذرند و برای سرکوب مردم مسلمان به تهران بروند. تقویم ۲۱ بهمن سال ۱۳۵۷ را نشان می داد. دوچرخه دم دستم نبود. از محله شترگلو تا سه راهی همدان به کرمانشاه را یک‌نفس دویدم. تمام تنم در عرق نشسته بود به محلی رسیدم که مردم با چوب و چماق به جان تانکها افتاده بودند. البته خدمه تانک‌ها هم چندان بی‌میل نبودند که ماموریت‌شان ناتمام بماند. مردم از تریلی‌ها بالا می‌رفتند و خودشان را تا برجک تانک‌ها بالا می‌کشیدند و دست دسته گل به گردن سربازانی که به آغوش مردم بازگشته بودند، می‌انداختند. با پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ماه سال ۵۷ جوانانی مثل من زیر چتر معنویت اسلام و پایگاهی به نام مسجد محل مسیر تازه ای را در زندگی خود را آغاز کردند. پنجه بوکس را دور انداختم. عکس خواننده‌های دوران طاغوت را که همیشه مایه رنجش مادرم بود از در و دیوار اتاق کندم و دلخوشی و سرگرمی‌ام شد منزل و مدرسه و مسجد. کلاس اول راهنمایی را در سال ۵۸ با سه تجدیدی به پایان رساندم و به کلاس دوم رفتم. در این سال به کلاس عکاسی بیشتر از درس علاقه‌مند شدم. سرم به کارم بود و مسیر زندگی‌ام در مثلث خانه و مدرسه و مسجد می‌چرخید. روزی بعد از کلاس عکاسی، گنده لات محل که رضا سیاه صدایش می‌کردند با سه تن از رفقایش جلویم سبز شد ... ◀️ ادامه دارد ... با ما همراه باشید با هر روز یک قسمت از داستان زندگی قهرمان ملی همدانی در کتاب "وقتی مهتاب گم شد" قسمت بعد:https://eitaa.com/salonemotalee/361 🖋سالن مطالعه محله زینبیه، با کلی کتاب، مقاله و ... مفید و خواندنی @salonemotalee
⭕️جمهوری‌اسلامی این جوون مظلوم به نام احمد رحمت‌آبادی رو به قتل رسوند :( البته اینکه اسمش ابوایمان بوده و ۳سال پیش تو سوریه به درک واصل شده هم چیزی از مظلومیتش کم نمی‌کنه.. 👤 آدم 🇮🇷نیمه پنهان 🇮🇷@nimeyepenhan
طبق سنوات گذشته از ۲۸ صفر تا فاطمیه سلسله بحث‌های ریشه‌های تاریخی فاطمیه درخدمت حجةالاسلام دکتر یاوری استاد حوزه و دانشگاه، مولف و محقق تاریخ اسلام و مداحی کربلایی سجاد مرادی جلسه هفتم: ۴شنبه ۱۷ آذر پس از نماز عشا مسجد حضرت زینب علیهاالسلام/شهرک شهید زین‌الدین @ahlolmasjed