هدایت شده از تباهیات-
کاش میشد ازت بپرسم خوبی یا نه
یا کاری برات بکنم
اصن اینکه دلم تنگ شده به درک خب
کاش فقط اذیت نباشی الان.. اینکه هیچی نمیدونم اینکه هیشکی هیچی نمیدونه اذیتم میکنه
آدم همه درد و شادی خودش رو مخفی میکنه و بعد تصمیم میگیره اونارو برای یک یا چند نفر فاش کنه و بعد فقط خودش رو پشیمون میبینه که قلبش رو باز کرده، و دوباره به سکوت و پنهان کاری برمیگرده، فقط بیشتر و عمیق تر .
منی که با سردرد و درحال مردن، نشستم کنار باغچه ی مطب دکتر، که شاید نوبتمون بشه و دارم فکر میکنم زندگی چقد سخت شده=)))
عجب .
منی که با سردرد و درحال مردن، نشستم کنار باغچه ی مطب دکتر، که شاید نوبتمون بشه و دارم فکر میکنم زندگ
+حاضرم تشنج کنم که بزارن زود تر بریم تو..