eitaa logo
دانلود
تف
در این لحظه حس خوبی به خودم ندارم
دلم نمیاد بهش بگم از یه جا دیگه گرفتم
تک تک سلولای بدنم نمیخوان برم مدرسه
به زور از خواب بیدار شدم ، مجبور شدم زود تر برم مدرسه چون بابام کار داشت و هول هولکی آماده شدم و خودکار آبیمو جا گذاشتم. کلی وقت تو کلاس تنها نشستم و زنگ تفریح یه دختره داشت با کولر میزد بهم و نزدیک بود دعوامون بشه چون گفت چرا پشت سرتو نیگا نکردی، معلم حسابانمون گفت چرا ته کلاس نشستم و نزدیک بود بلند بگم که از دست تو فرار کردم-
پرنیارم ندیدم
ولی من پرنیارو دیدم بجا تو...
😂😭