عجب .
این هفته ای که گذشت، آناهیتا برام کاموا خرید ، امتحانامو خوب دادم، دوباره دارم کتاب میخونم ، عدسی
آپدیت: خوشحال نیستم که دارم هندسه میخونم
هدایت شده از |بوکترُوِرت|
لیلا یه جوریه که فقط دوست من نیست
کوچک بچه ایه که نسبت بهش احساس سرپرست بودن دارم😭😂
عجب .
لیلا یه جوریه که فقط دوست من نیست کوچک بچه ایه که نسبت بهش احساس سرپرست بودن دارم😭😂
قلبم پر از کرم شب تابه الان.
من تونستم احساس کنم نمیخواد منو از سر خودش باز کنه ، احساس عذاب وجدان نکردم که بهش ناراحتیامو گفتم، احساس معذب بودن نکردم، باهام صحبت کرد ، پی ناراحت بودنمو گرفت ، احساس کردم مهمم. حس نکردم برای رفع تکلیف داره بهم دلداری میده و این آدم >>>> تا ابد و یک روز
عجب .
من تونستم احساس کنم نمیخواد منو از سر خودش باز کنه ، احساس عذاب وجدان نکردم که بهش ناراحتیامو گفتم،
اگه یه تایمایی خانوادم و اینجور آدمایی دستمو نگیرن من خیلی تنها ی طفلکی میشم