eitaa logo
دانلود
عجب .
-با اینهمه پروانه توی قلبم چی کار کنم؟
درحال زندگی کردن هستم. ‌ ‌هیچ تمایلی به حضور در اجتماع ندارم. میخواهم تا ابد آدم‌ها را درد بدانم. -احتمالا تاسف بار است - اما همچنان میخندم ، دوست میدارم و دوست داشته میشوم :"چرا وقتی حالت خوب نیست نمیای پیشم؟ " خواستم از او متنفر باشم و خواستم دشمن شوم ،اما، رخ نداد. پروانه ها مرده اند. شاید هم پنهانی نفس میکشند و انگار که با تلاش برای مرگ‌شان ، برای زندگی مصمم تر می شوند. پس ، اجازه میدهم زمان من را ترمیم کند . همه چیز حذف شده، پس تمام هم باید بشود. قاعده این است . گفتند " بی حسی از بیرون شروع میشود نه از درون " و بله. من یک بی حس متظاهر هستم . گاهاً احساس ناامنی میکنم. از قضاوت ها ترسیده شده ام ولی، "عیب نداره خب؟ کاش میتونستم بغلت کنم"
لطفا تعجب کنید چون من تو سه روز یه لباس بافتم .
عجب .
هر معلمی منو میبینه میاد لباسمو بوجی موجی می‌کنه
نرو مریم میدونی عاشق چشماتم
عجب .
نرو مریم میدونی عاشق چشماتم
تا حالا از همه مریم های زندگی‌م بدم میومده و بدم میاد.
اولین دوست صمیمیم تو دبستان اسمش مریم بود که باهم کلی دراما داشتیم
به جز اون مریم دیگه ای نداشتم
الان که فک میکنم میبینم من یک دراما کویین هستم