یک خانومی تو یوتوب هست که (سارا حقیقت ) روزا پنج صبح بیدار میشه و شبا هشت میخوابه و واقعا نیاز دارم ساعت خوابمو اینجوری کنم
۰۴/۱۳
امروز رفتم مشاوره مدرسه ، سفالگری کردم و ماگ جهنمی مو درست کردم و واقعا خیلی رو اعصاب بود این کار و نمیدونم چجوری به مردم خوش میگذره(شاید چون مردم بلدن سفالگری کنن و من نه) ولی به هرحال باحال بود و بعداً که خشک شد رنگش میکنم . حسابان خوندم امروز، کم ولی به هرحال خوندم بچه ها سورپرایز. اون آدمه که دوسش دارم ولی ایگنورم میکنه رو بایگانی کردم .
یک سری چیزا که میخوام تو زندگیم انجام بشن-
۱- با موبایل تو تخت نرفتن شبا
۲- ناخون نجویدن
۳- تست زمان دار زدن
۴- پاک کردن تلگرام
۵- درس خوندن بدون اینکه موبایل پیشم باشه
۶- پنج صبح بیدار شدن
دلم براش تنگ شده، دوست داشتم الان که طفلکیه پیشش بودم و مثل قبلا میتونست یه کم از غصه هاشو بهم بگه. دلم براش تنگ شده و دوباره دارم خوابشو میبینم و دوباره تو خواب گریه میکنم و دلم براش تنگ شده. دلم برای اینکه بتونم دوستش داشته باشم تنگ شده. دلم برای حرف زدن باهاش تنگ شده و خسته شدم از بس با خودم چونه زدم که بهش پیام بدم و مامانم بهم بگه بی ارادهم ولی من فقط دلم براش تنگ شده و دلم نمیخواد احساس تنهایی کنه ، دلم نمیخواد تنهایی استرس داشته باشه و دلم نمیخواد کسی اذیتش کنه. حتا دیگه دلم نمیخواد همه چی رو درست کنم فقط میخوام در مورد ناراحتیاش باهم صحبت کنیم و من اینهمه دلم براش تنگ نشده باشه. احتمالا برای همین چیزاست که خیلی رندوم دارم گریه میکنم الکی.