eitaa logo
دانلود
غول آباد-
من دیگه ماتریس بلدم بهم تعظیم کنید
فهمیدم که وقتی باهاش حرف میزنم
دست و پاهام یخ میکنه
پاشو صورتتو بشور دخترِ خوب.
ببین سیستم اینجوریه که حالم بده ولی چون ایده آل نیست که سر این موضوع غصه ناک باشم، دارم ایگنورش میکنم .
امروز روز صب از پله ها لیز خوردم و با کله رفتم تو در خونه، دیر رسیدم سر کلاس، فائزه زنگ تفریح برام کادوی تولد اورد و برای واقعی روزمو ساخت و بعد پرنیان اومد پیشمون نشست . زنگ هندسه با ملیکا تست هندسه زدیم و :)) وقتایی که باهم می‌خندیم احساس میکنم واقعا خوشحالم . معلم شیمیمون یه حرفی زد که فک نمی‌کردم هیچ معلمی تو زندگیش حتی بلد باشه ، ظهر دم در مدرسه تصادف شد ، بابام دیر اومد دنبالم و ناهار غذاییه که دوست ندارم . چیزیو جا ننداختم؟
واقعا از وقتی صب ساعت شش میریم مدرسه هر دفعه ساعتو نگاه میکنم برگام میریزه