eitaa logo
دانلود
امروز با بابا بزرگم آلبوم عکسای قدیمی و جوونیاشونو دیدیم و میدونین :))))
کیوت بود خیلی ، و غصه شدم که دستاش میلرزید و موهای اون موقعاشو بهم نشون میداد و :)))
مامان بزرگ و بابابزرگم واقعا >>>>
عجب .
کیوت بود خیلی ، و غصه شدم که دستاش میلرزید و موهای اون موقعاشو بهم نشون میداد و :)))
میخواستم بوسش کنم آقاییو ولی به جاش وقتی رسید به عکسی که با بچه های کلاسش گرفته بودن گفتم عشق و حالی میکردن معلمشون بودینااااا.
وقتایی که عصبی ام قلاب بافیم به طرز عجیبی سریع پیش می‌ره
عجب .
وقتایی که عصبی ام قلاب بافیم به طرز عجیبی سریع پیش می‌ره
مثلاً اینجوریه که یادته فلانی بهت چی گفت؟ حالا تند تر نخا رو از هم رد کن.
غذای هندی درست کردم
البته نصف موادشو نداشتیم و من چیزای رندوم دیگه ریختم توش