eitaa logo
دانلود
وقتی یادم میاد هنوز ۲ مهر بود:
امروز معاون جیگولی پیگولیمون بغلم کرد معلم مورد علاقم بوسم کرد و فاطمه برام سه تا بسته چیبس پیاز جعفری آورد=)
یک سری احساسات جدید دارم که نمی‌دونم اسمشون چیه
حس میکنم هشتاد و سه درصدش همون استرسه به شیوه های مختلف
هدایت شده از - هندزفری‌ِ‌گره‌خورده! -
-
دشمن واقعی‌م:
از نظر روحی نیاز دارم برگردیم به روز تولد ملیکا که از صبح تا شب پشت هم بارون اومد + روز تولد ملیکا بود.
چراغا رو خاموش کردم و دارم زیر نور چراغ مطالعه درس میخونم چون همه دانشمندان زیر نور فانوس ریاضت میکشیدن- ( فرقشون این بود که تو تخت درس نمیخوندن)
یادآوری اینکه اینقدر خدام که روز تولدم بارون اومد-