یه آقای پیرمرد گوگول مگول راننده آژانس بود ، بعد من سوار که شدم تا سه دقیقه هیچ کدوم هیچی نگفتیم و بعد یهو گفت من دارم فک میکنم یه چیزی میخواستم ازتون بپرسم ولی یادم نمی اومد ، کجا میخواین برین؟
و بعدش گفت میبینی اوضاعمو؟ ما مثل شما (جوونا) نمیشیم ولی شما مثل ما میشین)
و تا ده دقیقه بعد میگفت هعی، گذشت.