📝 شعر مازندرانی " سبزه میدون" :
دَئیمی اَتّا روزی سبزه میدون
گاتِمی خنده کاردِمی رَفِقون
بِموآُ اَتّا پیرمردی اَمِه پیش
تَشِه پَشِه دَکِتْ رِکِسّه شِه ریش
وَچِه شَهر مِرِه بَیْته دَر بِمو ماه
رابَنْ کوم وَریه گوم بَیّه می راه؟!
هِدی رِه هارْشیمی چارتا رَفِقون
خَنده پِخ بی یَمو وا بَیّه داهون
هاکاردْمی بِنْ پِری خَنده کَری جِه
طَعنه زومی وِنِه پیرِ سَری جِه
اِمارِه هارْشیُّ دَپیتِه لوچه
زِمِرْ بَزو هاکاردِه نوچه نوچه
دَگِرْدِسْتِه اَنیمون و پَشیمون
اَمِه پَلی جِه بورده لنگ لنگون
اَتی بُگْذِشْتْ و اَی بَیّه تابِستون
دِواره بَیمی جَمع چارتا رَفِقون
رابَندِ مَلِه تَنْ بورْدِمی جِنگِل
خانِکْ بیّو سِروشه مَستِ بِلبِل
اَتّا سو دارطِلایِ شادِمانی
اَتّا سو کَکیِ آه و فَغانی
عَرِقِ شِرْتِ شِرْتِ دَردِ زِنْدی
بَدیمی اَنجیلی، وَلِ خِرمِنْدی
وَلیک و کُندِس و تَمِش و آغوز
بَچیمی و بَخاردْمی دَیّهِ تا روز
سه خویِ چشمه و اَمِه کَتِلْ تَش
اَمِه چَکّه بِلَر خونِشِ آرَش
خوشی رِه دِلِ وَر کاردِمی می مون
ناغافْلی بَدیمی بَیّه نِماشون
تَنگِ راه جِه بَرِسیمی سه راهی
راهِ دیگرْ جِه بوردْمی اشتباهی
تَشه پَشه دَکِتْمی هی شیمی پیش
اَتی بوردِنْ اَتی هِرِسْ و هِنیش
سیو بَیّه هِوا کالگْ اِموئِه گوش
تِفِنگْ بادی و کاردْ بِشْتِمی شِه دوش
اَتی شونگ و اَتی کَلّی هِدامی
بی یِه اَتّا کُمِک بوره حِرامی
دیاری جا بَدیمی زوئِه سوسو
تِلار بی یو خونِشِ گالِشِ گو
بَلوسّه گِلْ به گِلْ گالش گویِ سَگ
گالش بِمو هِدائِه نالِّ تَکْ تَکْ
کنار بوردِه سَگ و مَردی بِمو پیش
اِماره هارشی و دَست بَکْشیه ریش :
_ شِما کینی چِه چی خانّی تِلار سَر؟!
بِئینْ بالا هِنیشین مِه نِفار سَر
_ تِه ممنون و خِنابِدون پی یِر جان
اِما گوم بَیْمی و حیرونْ پی یِر جان
ویشِه بَیته اِماره گوم بَکارده
اَمه دِلِّ دِرِستی خون دَکارده
اَمه دیم و دَریم زرد و جَریّه
نَدومْبی رایِ رابَنْ کوم وَریّه؟!
هاکِرده مِسْ مِسْ و اِنْدا وَرِنْدا
اشاره بَزِوئِه تِلاره کِنْدا
بورین راه اون وَری هَسْته جِوانون
هاکِرده خنده بورده لنگ لنگون
اِماره یاد بِموئِه سبزه میدون
شِه کِرد و کارِجا بَیْمی پَشیمون
# #######
روزی به سبزه میدان رفته بودیم و با رفیقان
می گفتیم ومی خندیدیم.
پیرمردی پیش ما آمد.پریشان و مظطرب مارا نگاه کرد و ریشش را خاراند:
_ پسر ! شهر مرا گرفت و ماه در آمده است . مسیر راهبند( ایستگاهی برای ماشینهای روستاهای اطراف ) از کدام طرف است ؟ راهم را گم کرده ام.
ماها همدیگر را نگاه کردیم.زدیم زیر خنده و دهانمان باز شد.
از خنده جست وخیز کردیم.و پیری اورا به تمسخر گرفتیم .
نگاهی به ما انداخت و لبهایش را پیچاند.
چپ چپ مارا نگاه کرد و از روی تاسف ناچ ناچی کرد. رویش را برگرداند و لنگ لنگان رفت
مدتی گذشت تابستان فرا رسیدو دوباره چهارتا دوست قدیمی جمع شدیم..
از مسیر راهبند،به جنگلی رفتیم. هوای خنکی داشت و بلبل مست می خواند.از یک طرف قرقاول شادی میکرد.
و از سوی دیگر فاخته ، آه و ناله سر داده بود.
عرق تنمان جاری شد و زانوهایمان درد گرفت.
تا اینکه چشممان به درختهای انجیلی و خرمالوهای وحشی افتاد.
هم چنین ولیک ، ازگیل وحشی ، تمشک و گردو.
تا روز باقی بود چیدیم و خوردیم.
کنار چشمه سه خوی ( منطقه ای در جنگل کولا ) با هیزم آتش روشن کردیم. آرش خواند و ما هم شادی کردیم.
کنار دلمان خوشی را مهمان کردیم.
اصلا متوجه نشدیم کی غروب شد؟
از همان راه باریک برگشتیم تا سه راهی.
و اشتباها از راه دیگری رفتیم.
پریشان و مظطرب هی جلو رفتیم.
قدری راه می رفتیم و قدری نشست و برخاست می کردیم.
هوا تاریک سیاه شد و زوزه گرگ به گوش رسید.
تفنگ بادی و کارد را روی دوش خود گذاشتیم.
قدری هوار کشیدیم و قدری فریاد زدیم.
تا هم فریادرسی بیاید و هم حیوانات وحشی فرار کنند.
از دور متوجه سوسوی چراغی شدیم.
گاوداری بود و گاو ما ما میکرد.
سگ گاوداری ، مرحله به مرحله پارس میکرد.
گاودار از خانه اش بیرون آمد و به ستونهای چوبی سکو ، چندبار تقه زد. سگ کنار رفت مرد ما را نگاه کرد و دستی به ریشش کشید :
_ شما کی هستید و در گاوداری من چه میخواهید؟!
بالا بیایید و قدری روی ایوان خانه من بشینید.
_ از شما ممنونیم و خانه ات آبادان باشد پدرجان.
ماها گم شده ایم ، پدرجان. جنگل و بیشه مارا گرفته و راه گم کرده ایم . دل ما خون شده است.
نمی دانیم که راه راهبند از کدام طرف است؟!
صورت ما زرد و داغان شده است.
با قدری مکث ، مارا ورانداز کرد.
و از کنار گاوداریش،اشاره ای به دور کرد :
_ بروید. راه از آن طرف است،ای جوانان.
خنده ای کرد و لنگان لنگان برگشت.
ماها یادمان آمدآن واقعه سبزه میدان و از کار خود پشیمون شدیم.
🔰 به کانال اخبار #لفور بپيونديد 👇👇
@akhbarelafoor
👆 با ما همراه باشید
رضا پالشی_دردت بنالم....m4a
11.21M
🎼 آهنگ #دردت_بنالم🪕
🎤 با صدای #رضا_پالشی
🔰 به کانال اخبار #لفور بپيونديد 👇👇
@akhbarelafoor
👆 با ما همراه باشید
رضا پالشی_(نوجوانی).amr
227.6K
🎼 آهنگی از دوران نوجوانی ۱۳۸۸
🎤 با صدای #رضا_پالشی
🪕 نوازنده دوتار #علی_بابا_عابدی
🔰 به کانال اخبار #لفور بپيونديد 👇👇
@akhbarelafoor
👆 با ما همراه باشید
⚽️ زمان بازیهای امروز فوتبال جام ملتهای آسیا
#جام_ملت_های_آسیا۲۰۲۳
🔰 به کانال اخبار #لفور بپيونديد 👇👇
@akhbarelafoor
👆 با ما همراه باشید
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
لحظه وقوع پنالتی برای ایران
🔰 به کانال اخبار #لفور بپيونديد 👇👇
@akhbarelafoor
👆 با ما همراه باشید
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خوشحالی و جوش و خروش هواداران حاضر در ورزشگاه
@akhbarelafoor
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چه صحنه ی نابی
لحظۀ سوت پایان بازی و خوشحالی بازیکنان تیم ملی بعد از صعود
مگه میشه گریه نکرد؟
میشه ؟
خدایا شکر
@akhbarelafoor
8.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهدی طارمی در لحظه گل دوم ایران به ژاپن
#جام_ملت_های_آسیا2023
@akhbarelafoor