🔎 مروری بر ۷ شرط گفته شده در تفاهمنامه اسلامآباد
🖼 در انتظار تحقق شروط
🗯 رهبر انقلاب: از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. ۲۸/خرداد/۱۴۰۵
1️⃣ خاتمه عملیات نظامی
2️⃣ رفع محاصره دریایی ایران
3️⃣ تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز
4️⃣ تأمین خسارت و بازسازی
5️⃣ لغو جامع تمامی تحریمها
6️⃣ خاتمه موضوعات هستهای
7️⃣ در دسترس قرار گرفتن داراییهای مسدود
💡 سید علیرضا آلداود
@aledavood 👈 عضو شوید
فرق است بین زانو زدن پیش ولی خدا تا زانو زدن پیش کدخدا...
شب تاسوعا مسئولان باید از حضرت ابالفضل علیه السلام یاد بگیرند که در برابر امان نامه سپاه یزید؛ پشت به ولی خدا نکنند.
💡 سید علیرضا آلداود
@aledavood 👈 عضو شوید
*هک بانکها در روزهای آرام، کابوسِ محققنشدۀ جنگ*
🔹اختلالات گسترده در سامانههای چند بانک بزرگ کشور طی روزهای اخیر، نه تنها روند خدماترسانی به مشتریان را با چالش جدی مواجه کرد، بلکه به دلیل وابستگی سامانه سوخت به برخی از این بانکها، موجی از شلوغی را در پمپبنزینها نیز رقم زد.
🔹این حمله سایبری که از سوی کارشناسان تأیید شده، این پرسش را دوباره زنده کرده که اگر چنین رویدادی در دوران جنگ تحمیلی رخ میداد، چه پیامدهایی برای کشوری که بخش قابلتوجهی از مردم آن در شهرستانها و دور از خانههای خود به سر میبردند، به همراه داشت؟
🔹بیگمان فشار روانی و اختلال در دسترسی به خدمات بانکی و کارتی، مصیبتهای جنگ را چند برابر میکرد.
🔹براساس اسناد و گزارشهای منتشرشده در خبرگزاری فارس، در آن مقطع حساس، مسئولان وقت با اتخاذ تدبیری هوشمندانه، دسترسی به اینترنت بینالملل را قطع کردند. هدف اصلی این اقدام، بستن یکی از مهمترین گذرگاههای حملات سایبری و خرابکارانه دشمن بود تا خدمات حیاتی و زیرساختی کشور، از جمله نظام بانکی و سوخترسانی، با اختلال مواجه نشود.
🔹در آن روزها، شماری از رسانهها و فعالان فضای مجازی، این تصمیم را به بهانهی جلوگیری از اطلاعرسانی، رد کردند و آن را فاقد توجیه فنی دانستند. اما اکنون و با تکرار الگوی مشابهی از حمله سایبری، واقعیت آن تدبیر دفاعی بیش از پیش عیان شده است.
🔸با این حال، تأکید بر این اقدام به معنای نادیده گرفتن ضرورت تقویت زیرساختهای دفاعی نیست. کارشناسان بارها هشدار دادهاند که باید توان سایبری کشور به سطحی ارتقا یابد که در شرایط بحرانی، نیازی به محدودسازی شبکه نباشد. اما در شرایط جنگیِ تمامعیار، هر اقدامی که از فلجشدن خدمات عمومی و سوءاستفادهی دشمن از خلأهای امنیتی جلوگیری کند، یک ضرورت غیرقابلانکار است.
🔹اکنون و با فاصله گرفتن از آن روزها، میتوان قضاوت دقیقتری داشت. تصمیم قطع اینترنت در جنگ، نه یک اقدام سیاسی که یک راهبرد دفاعی برای حفظ معیشت و امنیت مردم بود. درس امروز هک بانکها، راستیآزمایی همان تدبیر دیروز است؛ تدبیری که اگر اجرا نشده بود، آن روز در اوج یک جنگ فراگیر، شاهد فروپاشی خدمات ضروری کشور بودیم.
@Farsna
سید علیرضا آلداود
*هک بانکها در روزهای آرام، کابوسِ محققنشدۀ جنگ* 🔹اختلالات گسترده در سامانههای چند بانک بزرگ کشور
آیا حمله سایبری به زیرساختهای حیاتی کشور جزو تفاهم و عدم تهدید نیست؟
آیا حملهی سایبری ادامهی حملات جنگ اخیر محسوب نمیشود؟
آیا حملات سایبری به بانکها در جهت کاهش تاب آوری مردم و آماده سازی کودتای مجدد نیست؟
آیا حملات سایبری در ادامه جنگ ترکیبی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی نیست؟
آیا حملات سایبری در دوران آتش بس شکننده، همان نقض عهدهای همیشگی نیست؟
تروریسم زیستی خاموش؛ ادامهی جنگ رمضان
در ادامه جنگ ترکیبی رژیمهای تروریست آمریکا و صهیونی و تغییر فاز آنان از نبردهای سخت و نظامی به جنگهای شناختی و زیستی، «امنیت غذایی» به عنوان خط مقدم جدید نبرد علیه ایران باید تعریف شود. در شرایطی که دسترسی به منابع ارزی و پولهای تحریمی ایران با مشکل مواجه است، طرح موضوع واردات حجم عظیمی از مواد غذایی پایه مانند ذرت و سویای تراریخته (GM) به جای آزادسازی منابع، تنها یک معامله اقتصادی نیست؛ بلکه یک عملیات پیچیده در قالب «جنگ غذایی» است. دشمن با درک این واقعیت که محاصره نظامی ایران را متوقف نکرده، اکنون از ابزار «وابستگی استراتژیک» استفاده میکند تا از طریق واردات کالاهای دستکاریژنتیکیشده، هم وابستگی بلندمدت ایجاد کند و هم از طریق تخریب تدریجی سلامت عمومی، هزینههای سنگین درمانی و نسلسوزی خاموش را بر سیستم تحمیل نماید.از منظر فنی و بیولوژیک، کالاهای تراریخته بهویژه ذرت، سویا، کلزا و پنبه که ستون فقرات صنایع غذایی و خوراک را تشکیل میدهند، حامل ریسکهای پنهان و بلندمدتی هستند که در ادبیات امنیت ملی از آن به عنوان «تروریسم زیستی خاموش» یاد میشود. این محصولات معمولاً نسبت به سموم علفکش قوی مانند «گلایفوسیت» مقاوم شدهاند که منجر به جذب مقادیر بالایی از این ترکیبات سرطانزا و مختلکننده غدد درونریز در بافت گیاه میشود. ورود این محصولات به چرخه غذایی انسان (مستقیم یا از طریق شیر، گوشت و تخممرغ حاصل از دامهای تغذیهشده با این نهادهها)، میتواند در درازمدت منجر به افزایش جهشهای سلولی، نازایی، آلرژیهای ناشناخته و سرطانهای مختلف نظیر سرطان روده در سطح جمعیت شود؛ تهدیدی که اثرات آن سالها پس از ورود، در ساختار ژنتیک و سلامت نسلها آشکار میگردد.
جامعه جهانی و کشورهای مستقل نسبت به این تهدیدات زیستی و تلاش شرکتهای فراملی برای استعمار بیولوژیک، بیتفاوت نماندهاند و بسیاری از کشورها با درک خطر «جنگ غذایی»، واردات و کشت این محصولات را ممنوع یا بهشدت محدود کردهاند. به عنوان مثال، فدراسیون روسیه با تصویب قوانین سختگیرانه، هرگونه کشت و واردات تجاری محصولات تراریخته را به دلیل حفظ امنیت زیستی و ژنتیک ملی ممنوع اعلام کرده است. همچنین کشورهای متعددی در اتحادیه اروپا (مانند فرانسه، آلمان و اتریش)، و همچنین کشورهایی مانند پرو (که ممنوعیت دهسالهای برای ورود تراریختهها وضع کرد) و چندین کشور آفریقایی از جمله کنیا، با استناد به اصل احتیاط و حفظ سلامت عمومی و تنوع زیستی بومی، سد محکمی در برابر ورود این کالاهای سمی ایجاد کردهاند.در داخل نیز با توجه به اخبار نگران کنندهای که منتشر شده است، پیشبرد این حرکت خطرناک توسط برخی افراد عمدتا غربگرا پیگیری میشود که میتوان آنها را مرتکبان خیانت علیه امنیت زیستی مردم ایران دانست. این افراد با توجیهاتی نظیر «کمبود تولید داخلی»، «ارزانی واردات» و «فشارهای تحریمی»، عملاً دروازههای زیستبوم کشور را به روی محصولات دستکاریشدهای باز میکنند که انحصار آنها در دست رقبای ژئوپلیتیک (شرکتهای غولپیکر بیوتکنولوژی غربی) است. این عده با قربانی کردن «حق حیات سالم» و «آینده ژنتیک ملت» به بهای تامین موقت و ارزانترِ نهادهها، در حال انجام یک خیانت راهبردی و بیوتروریسم نرم هستند که اثرات آن بسیار مخربتر از هرگونه حمله سایبری یا نظامی خواهد بود.
در برابر این جنگ تمامعیار، راهبرد مقابله باید از حالت انفعالی خارج شده و به یک «دکترین پدافند زیستی» تبدیل شود. این امر نیازمند توقف فوری واردات نهادههای تراریخته، اعمال پروتکلهای سختگیرانه آزمایشگاهی در مبادی ورودی و از همه مهمتر، تزریق سرمایه و حمایت همهجانبه از شرکتهای دانشبنیان داخلی برای خودکفایی در تولید «بذرهای اصیل و هیبریدی غیرتراریخته» است. هوشیاری در برابر جنگ شناختی دشمن که سعی دارد مصرف تراریخته را امری عادی و اجتنابناپذیر جلوه دهد، وظیفهای است که بر دوش نخبگان، رسانهها و نهادهای نظارتی قرار دارد.علی الاصول در دوران آتش بس شکننده کنونی باید مراقب باشیم به هر بهانهای با دشمن خونخوار و کودک کشی نظیر آمریکای تروریست به تفاهم نرسیم تا خدای نکرده تاریخ مانند خونهای آلوده فرانسوی تکرار نشود.